از بین همه بلاهای طبیعی از زلزه بیش از همه می ترسم.
بی خبر می آید و جان های عزیز می ستاند. هیچ راه پیش بینی ای برای ان وجود ندارد. و هر بار که می آید جمعی به فکر چاره می افتدند و دور روزی بعد فراموش می کنند و از یاد می برند که این بلایی نیست یک باربیاید و برود و بارها تکرار خواهد شد.
افسوس و ترس از این مصیبت اما بیش از آنکه به واسطه هولناکی اش باشد، از این است که اگرچه راهی برای جلوگیری از آن نیست – که قانون طبیعت است – هزاران راه برای کاهش مصیبت های بعدی آن وجود داشته و دارد. چه جان های عزیزی که می شد امروز در میان عزیزانشان باشند و اینک در زیر آوار خفته اند. چه جان های عزیزی را در این ساعات می توان نجات داد که شاید تا ساعاتی دیگر فرصت نجاتشان برای همیشه از بین رفته باشد. مگر نه اینکه ما برروی خط زلزله ایم؟ چرا خانه هایمان را نمی توانیم مستحکم بسازیم؟ مگر نه اینکه زلزله هر روزی می تواند بیاید؟ چرا نیروی واکنش سریع درباره آن نداریم که جان انسان ها را، هموطنان و عزیزانمان را به موقع نجات دهیم؟ چرا در هر هفته روزنامه های ما روش های نجات و کارهای کوچکی که در چنین بلیه ای می تواند کمک کند را باز نشر نمی کنند؟ زمانی که در روزنامه کار می کردم یکی از پروژه های دایمی گروه دانش را زلزله قرار داده بودم و هر بار باید دعوا می کردیم که به خدا قصدمان لرزاندن دل مردم نیست، آگاه کردن آن ها است از بلایی که می آید و جواب می شنیدم چرا اضطراب تولید می کنید؟
این روزها آذربایجان داغدار است، ایران داغدار است. ولی مطمئن باشید این آخرین باری نیست که کشور ما در غم مصیبت زلزله عزادار می شود. این آخرین باری نیست که زمین می لرزد و بنایی فرو می ریزد. و این بلا بر سر دیگر شهر ها و از جمله تهران نیز خواهد آمد. زلزله ترسناک و مهیب است اما آنچه جان های بیشتری را از ما قربانی می کند نه زلزله که انسان هایی هستند که می توانند کاری کنند و نمی کنند. قاتل ما جهل است و فراموشی.

تو متنتون پر است از جمله های بی جواب…..!!!!
واقا جای تاسف داره…
جهل است و ترس
این جور مواقع بازم یاد برهان شر میفتم.افسوس.
واقعا اگر خدای مهربانی وجود داشتد اینچنین انسانهای بیگناه و بی پناه را هلاک کند؟
آن خدایی که میگویند حتی یک برگ درخت بدون اجازه ی او بر زمین نمی افتد، کجاست؟
او یا وجود ندارد و یا اگر هست بسیار بی رحم است.
برای من دیدن صحنه های دلخراش مثل دستهای بیگناه و معصوم یک کدوک در زیر آوار،غیر قابل تحمل است، او چه خدایی است که نه تنها این صحنه ها را میبیند و تحمل میکند، بلکه خود باعث و بانی بروز آنهاست، آیا سنگدل نیست؟
نمیدام…نمیدانم
فرزند شما هم اگر كاري كند كه لايق سيلي خوردن باشد ، شما ميزنيد ، محكم هم ميزنيد
من در اینجا بارها نوشته ام که سعی می کنم از این بحث به دلیل اینکه 1) در حوزه تخصصم نیست و 2) بیشتر از انکه علمی باشد در حوزه فلسفه قرار می گیرد پرهیز کنم. اما برای دوستان مومنم می نویسم که مبادا پدیده ای طبیعی را نشانه خشم خداوند بدانیم. این فاجعه بی کفایتی ما است در مدیریت. همان خداوندی که می شناسیم به ما عقل دور اندیشی داده است که از بلا جلوگیری کنیم. می گویند روزی پیامبر از شترش پیاده شده بود و زانوی او را می بست که فرار نکند، یکی از صحابه او را دید و گفت مگر تو که ما را به توکل به خدل دعوت می کنی خود به او توکل نداری ؟ اگر خدا بخواهد شترت بماند می ماند و اگر بخواهد می رود. پیامبر پاسخ داد با توکل زانوی اشترم را می بندم. پیامبر خدا هم مسولیت خودش را به گردن خدا نمی اندازد. جای دیگری نقل است علی ابن ابیطالب زیر دیوار خرابه ای نشسته بود وقتی دید دیوار در آستانه تخریب است بلند شد و سوی دیگری رفت. یکی از یاران او گفت از قضای الهای فرار می کنی؟ و پاسخ داد از قضای الهی به قدر الهی می گریزم. اگر ایمان داریم خطلی بزرگی است که خداوند را عامل مستقیم رویدادهای کنیم که حاصل بی فکری ما است. ما زلزله را نمی توانیم پیش بینی کنیم ولی می توانیم خانه های مقاوم بسازیم. اینکه مدیران کشور ما به جای این مهم اولیت های دیگری را دنبال می کنند نه تقصیر خدا است و نه پیامبر. فقط مواظب باشیم در دام ظاهر پرستانی که برای فرار از مسولیت پشت نام های مقدس پنهان می شوند و برای رفع و رجوع کم کاری خود قضای الهی را به میان می کشند، واقعیت را گم نکنیم
در این زمینه به دوستان پیشنهاد میکنم حتما مقاله زیر ور کامل بخونند به نام “برهان شر به زبان ساده”:
البته ببخشید چون لینکش فیلتره نیاز به فیلتر شکن دارید.
==========================================
درست است که نباید پدیده های طبیعی را نشانه خشم خدا دانست (زیرا اصلا به نظر من چنین موجودی وجود ندارد که بخواهیم پدیده های طبیعت را به نام او بدانیم البته)طبیعت و اتفاقات طبیعی بدون توجه به بدآمد و یا خوش آمد
ما اتفاق می اقتند و این ماییم که باید مراقب خودمان باشیم، چون طبیعت شعور و هوش ندارد که بخواهد مراقب ما باشد و همچنین به همان ترتیب خدایی هم اگر در اسمان ها باشد هیچ کاری به کارما ندارد و دخالتی در امور
زمین نمیکند و همه را بحال خود راها کرده است.
تمام ادعاهای ادیان مبنی بر این است که خداوند در امور طبیعت دخالت میکند، در قرآن به صراحت گفته میشود که حتی افتادن برگی از درخت بدون اذن خدا صورت نمیگیرد و جز اعتقادات بنیادین هر انسان مومن این است که
خداوند را قادر مطلق و اداره کننده جهان بداند.
در خود کتابهای آسمانی به طور واضح تمام پدیده ها و اتفاقات طبیعی مثل طوفان و سیل و زلزله دقیقا به خواست و اراده خدا مرتبط دانسته شده و در واقع آنها را عذاب و نشانه خشم خدا دانسته اند(در واقع خود خدا این حرف
را زده است).
اگر با ایمان هستیم و معتقد پس باید بپذیریم که هیچ حادثه ای بدون خواست خدا رخ نمیدهد، مثل زلزله،حال این سوال پیش میاید که اگر خواست و اراده خدا این بوده که زلزله بیاید و انسانهای بدبخت را بکشد چرا ما باید با آن
مقابله کنیم.
انسانها با زلزله مقابله میکنند، خانه های ضد زلزله میسازند، پیشگیری میکنند و سایر اقدامات را انجام میدهند چون میدانند طبیعت شعور ندارد و خوب و بد نمیشناسد و کار خود را میکند و این خود ما هستیم که در برابرش باید از
خودمان حفاظت کنیم، ولی یک انسان مومن با انجام این اقدامات در واقع همان صفاتی که برای طبیعت مطرح کردم را ناخاسته به خدای خود نسبت داده است.
میدانید خیلی از مسحیان حتی بیماران خود را مداوا نمیکنند، چون این کار را مبارزه با خواست خدا میدانند.اگر اراده او بوده که زلزله بیاید، چرا ما باید با ساختن خانه های محکم به مبارزه او برویم و نگذاریم که او ما را با زلزله
بکشد،چرا باید به زلزله زدگان کمک کنیم، خواست خدا بوده که آنها بمیرند و شاید حقشان بوده!!(میبینید اگر مومن باشیم تمام این تناقضات بوجود میاید).اصلا چرا باید زمین طوری توسط خدا ساخته شود که زلزله وجود نداشته
باشد.
مگر خود خدا نگفته که کل کیهان را برای ما ساخته است؟اما حتی همین زمین کوچک هم جای کاملا امنی برای زندگی انسان دربدر نیست(زلزله،سیل،سونامی،آتشفشان،کویر،دریا،و……)
پس برخلاف نظر آقای ناظمی من اعتقاد دارم که اگر کسی بی ایمان است میتواند خدا را مسئول چیزی نداند و فقط طبیعت و انسان را مسئول بداند، ولی یک انسان با ایمان اگر خدا را مسئول چیزی نداند در واقع کافراست!
انسان در این کیهان تنهاست هیچ نیروی ماورایی در این دنیا دخالت نمیکند، طبیعت براساس قوانین غیرقابل تغییر خود به پیش میرود و جز خود انسان کسی نجات دهنده ما نیست،اگر خدایی بود به دعاها جواب میداد، اگر
خدایی بود و حتی یک خدایی که به قول دوستمان در کامنت بالا سیلی به فرزندان خود میزند بود، این همه انسان ظالم و ستمگر و کثیف را بدون سیلی رها نمیکرد و نمیرفت سر وقت سیلی زدن به کودکان معصوم و دنیا ندیده
ای که در روستاهای آذربایجان بیخبر از هر کجا در حال گذران این زندگی سخت هستند، نمیدانم ولی و بد کسی را نمیخواهم ولی فکر کن اگر این سیلی را خدا به تو و دوستانت میزد آیا بازهم همین حرف را میزدی؟؟ خواهشن
کمی فکر کن عزیز….
برفرض که اهالی تهران خانه های خود را محکم نساخته اند و قرار است بر اثر قوانین زمین در ان زلزله بیاید، ایا اگر خدای قدرتمندی وجود دارد نمیتواند جلوی آن را بگیرد؟او ناتوان است یا وجود ندارد؟
آیا او هم مقهور قوانین طبیعتی است که خودش اختراع کرده است؟؟ُاصلا چرا زلزله را حذف نمیکند؟ زلزله بیاید که چه بشود؟نیروهای درونی زمین را خودش یواشکی خارج کند که جایی نلرزد!حتما باید عده ای کشته شوند.
نتیجه:
بلایای طبیعی وجود دارند چون موجود هوشمندی این زمین را برای آرامش انسان نیافریده است.
اگر اعتقاد داریم موجود هوشمندی وجود دارد بنام خدا تمام این بلایا و جنایات بنام او خواهند بود.چون او میتوانست جلوی آنها را بگیرد و نگرفت و اگر نگرفته حتما به قول خود خدا و ادیان نشان خشم و عذاب او بوده و اگر بوده باز صدها سوال مطرح میشود:
1-چرا عده ای بیگناه قربانی میشوند و دیگران نه؟
2-چرا این عذاب فقط در جایی که احتمال وقوع زلزله هست میاید و مثلا اگر عده ای کافر در جایی زندگی کنند که زلزله خیز نیست، زلزله نمیاد آنها را بکشد؟
3-اصلا چرا خدا فرصت و اختیار را در زندگی این دنیا از آنها میگیرد، چرا صبر نمیکند و جزای آنها را در همان آخرت نمیدهد؟
4-چرا در این بلایا تر و خشک را با هم میسوزاند؟
من اگرچه مایلم تا جد امکان کامنت های دوستان را منتشر کنم اما این آخرین نظری است که با احترام به همه خوانندگان وب سایتم در این باره منتشر می کنم. به هیچ وجه مایل نیستم این فضا به محلی برای بحثهای بی منطقی میان دو نظری بدل شود که هیچ کدام روش استدلالی درستی را به همراه ندارند.
قبلا هم بارها نوشته ام اینکه از برهان و استدلال و منطق و علم برای اثبات و یا رد موجودی به نام خداوند استفاده کنیم، هر دو به یک اندازه اشتباه است. مساله امر مقدس در حوزه علم نیست و شما باید با زبان الهیات و فلسفه به سراغ آن بروید.
غم و مشکل ما در زلزله ربطی به خداوند ندارد. ما می دانیم چنین اتافقی می افتد، علت آن را می دانیم و راه مقابله را هم می دانیم. من نمی دانم چه تلاش بی ربطی است که پای خداوند را به هر چیزی نفیا و اثباتا باز می کنیم؟
به جای وقت و انرژی عظیمی که دو طرف این دعوای بی حاصل صرف این بحث می کنند به فکر این باشیم که کمکی به مردم بکنیم و در گام بعدی به آنها اطلاع دهیم که چگونه می توانند دربرابر چنین پدیده هایی امنیت بیشتری داشته باشند.
javanonline