ما انسانهایی که خود را متمدن میدانیم طی دو سه قرن اخیر بلایی سر سیاره مادریمان آوردیم که امروز این سیاره زنده و تنها سیاره زندهای که تاکنون در جهان میشناسیم در آستانه از پا افتادن است و عجیب آنکه ما هنوز هم در حال تخریب آن هستیم و قصد هم نداریم دست از این کار خود برداریم. به قول شیخ اجل:
امروز تخریب محیط زیست ما را به جایی رسانده است که واژههایی غریبه را هر روز در میان اخبار میشنویم: بارانهای اسیدی، هاریکنهای ویرانگر، شکستن یخهای قطبی، بالا آمدن سطح آبهای زمین، سیلهای ناشی از تخریب جنگلها، آلودگی آب دریاها، سمی شدن حاشیه رودخانهها، گرمایش زمین، امکان بروز عصر یخبندان جدید، تخریب لایه اوزن، بیابانزایی، انقراض بسیاری از گونهها و خشک شدن دریاچهها، توفانهای غبار و… خلاصهای از بلاهایی است که سر سیاره خود آوردهایم و اگر فکر کنیم فقط دولتها در این میان مقصرند، سخت در اشتباهیم. زمین بیمار است چون تکتک ما از مردم عادی کوچه و خیابان گرفته تا بلندپایهترین مقامات سیاسی و اقتصادی، درک درستی نسبت به اهمیت زمین نداریم. هیچ یک از ما در ذهن نمیآوریم که زمین به طور مطلق تنها جایی در این کیهان است که امکان زندگی روی آن وجود دارد.
همه ما در هر سطحی از امنیت فردی، امنیت خانوادگی و امنیت ملی صحبت میکنیم، غافل از این که بر اثر تخریب محیطزیست سیاره ما امنیت خود را از دست میدهد و خشم طبیعت نه مرزی میشناسد، نه فرهنگی و نه چارچوبی و کل جهان را به یکسان بادافره خواهد داد.
تلاش برای نجات سیاره خود را باید از خانههای خود شروع کنیم. کارهای کوچک و ساده و به نظر بیاهمیت وقتی از سوی چند میلیارد نفر پیگیری شود، نتیجهای درخشان خواهد داشت و چه خوب خواهد بود در سالی که به نام اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است، به یاد بسپاریم که با اصلاح برخی رفتارها میتوانیم به سیاره خود نیز کمک کنیم. باید در هر فرصتی به همه و بخصوص به همدیگر و مسوولان یادآوری کنیم که چقدر سیاره ما مهم و آسیبهایی که به آن میزنیم، جدی است. باید جنبش جهانی و سبز را برای حفظ این سیاره تقویت کنیم و بدانیم همه برنامهها و سیاستها و تجارتها زمانی معنی دارد که جایی برای زیستن وجود داشته باشد.
چندی پیش روسای یکی از کشورهای کوچک اقیانوس آرام اعلام کرد، با ادامه روند فعلی گرم شدن زمین، کشورش به زیر آب خواهد رفت و باید دنبال سرزمین تازه برای مردمش باشد. این آغاز فاجعه است و این فاجعه دامن همه ما را خواهد گرفت و باید بدانیم اگر به طبیعت احترام نگذاریم، طبیعت در برخورد با ما بسیار بیرحم عمل خواهد کرد و به همین دلیل باید محیطزیست در صدر همه تصمیمها و برنامهها قرار گیرد.
شاید بد نباشد که به همین مناسبت از همه کاندیداهای دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران بخواهیم برنامههای خود را در خصوص محیط زیست بیان کنند تا مردم هم بدانند هر یک از آنها برای طبیعتی که از دست میرود و سیارهای که در خطر است، چه برنامهای دارند؟
اما پیش از همه این کارها، باید بیندیشیم و باور کنیم زمین تبدار و بیمار است و اگر کاری نکنیم، زمین زخم خورده باقی خواهد ماند و هیچ شانسی برای بقای نسل ما وجود نخواهد داشت.
جناب آقای ناظمی، سلام و عرض ارادت. به نکته بسیار مهم و خوبی اشاره کردید: “زمین را دریابید”.
شما به مواردی چون بارانهای اسیدی، هاریکنهای ویرانگر، شکستن یخهای قطبی، بالا آمدن سطح آبهای زمین، سیلهای ناشی از تخریب جنگلها، آلودگی آب دریاها، سمی شدن حاشیه رودخانهها، گرمایش زمین، امکان بروز عصر یخبندان جدید، تخریب لایه اوزن، بیابانزایی، انقراض بسیاری از گونهها و خشک شدن دریاچهها، توفانهای غبار و… اشاره کردید، زمین را تب دار و بیمار و زخم خورده خطاب کردید و مسبب این همه مشکلات را نیز به درستی ما انسان ها و فعالیت های مخربمان دانستید اما ای کاش می گفتید که مگر ما انسان ها چکار کرده ایم که این مشکلات را برای سیاره مان به وجود آورده ایم. ریشه ی این مشکلات کجاست؟ اصلاً برای نجات زمین و حتی نجات خودمان چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟ چون اگر بپذیریم که ما نیز جزئی از این سیاره هستیم فکر می کنم نتوان این حقیقت را انکار کرد که خود ما انسان ها نیز مریض، بیمار و تب دار هستیم.
دوست دارم چون این بحث را خودتان آغاز کردید دلایل تخریب محیط زیست و نابودی کره ی زمین به دست ما انسان ها را نیز خودتان بیان کنید، چون فکر می کنم شخصی چون شما مطمئناً باید اطلاعات خوبی در این زمینه داشته باشد که حال به هر علتی که بوده از بیان آنها خودداری کرده اید.
منتظر نوشته های بعدی شما در این مورد هستم.
جناب آقای ناظمی، از این که مطالب سایت شما را مخصوصاً در مورد محیط زیست با دقت مطالعه نکرده بودم و نظر فوق را نوشتم از شما معذرت می خواهم. الان که سایر مطالبتان را در این زمینه خواندم دیدم که به علل گرمایش جهانی و تخریب محیط زیست هم اشاره کرده اید. باز هم شرمنده.
فقط نقد مهمی در مورد خوردن گوشت داشتم که شما تنها اشاره کرده بودید: “گوشت قرمز کمتر بخورید”!
جناب آقای ناظمی من میوه خوارم و به میوه خوار بودن خود نیز افتخار می کنم:
سرم خوش است و به بانگ بلند می گویم // که من نسیم حیات از پیاله می جویم
اما می دانم که اگر بخواهم مانند قبل
http://pourianazemi.com/1388/02/بورونو،-مردی-که-حقیقت-را-به-زیستن-ترجیح/
نظری در مورد مشکلات خوردن مواد حیوانی و مخصوصاً گوشت برای شما بنویسم نظرات من را حمل بر غرور و تعصب خواهید کرد و احتمالاً دوباره آنها را غیر علمی، خنده دار و ساده دلانه خواهید خواند:
یا رب کجاست محرم رازی که یک زمان // دل شرح آن دهد که چه دید و چها شنید
به همین خاطر چیزی در این مورد نمی نویسم. فقط امیدوارم با راهکارهایی که نوشته اید مشکل تولید گازهای گلخانه ای و گرمایش زمین رفع شود.