جام دانش – 4  صداهای معتبر (بخش دوم)

Conspiracies-and-Pseudoscience—How-to-Separate-Fact-from-Theory

چه تفاوتی میان یک محتوای علمی رسانه‌ای (حال در هر سبک و یا در هر رسانه‌ای که می‌خواهد باشد) با یک گفتگوی دوستانه و یا اظهارنظر غیررسمی وجود دارد؟ اگر یک موضوع یا یک ادعا را یک‌بار از زبان رهگذر یا هم‌نشینی ناآشنا مثلاً در تاکسی بشنوید، و بار دیگر همان ادعا را  از یک رسانه علمی که مدعی است اصول روزنامه‌نگاری را رعایت می‌کند می‌شنوید چه تفاوتی در واکنش شما ایجاد می‌کند؟

اگر ما روزنامه‌نگاران رسانه‌های مختلف کار خود را درست انجام دهیم عمده تفاوت در میزان اعتماد خواهد بود. ما وظیفه‌داریم تا جایی که می‌توانیم محصولی را در اختیار مخاطب قرار دهیم که او بتواند به آن اعتماد کند.

فراموش نکنیم ما هم مانند هر حرفه و پیشه دیگری در حال معامله‌ای دائمی با مخاطب او هستیم. مخاطب ما نه‌تنها هزینه‌های مالی بقا وزندگی ما را می‌پردازد (یا به‌طور مستقیم یا به‌صورت غیرمستقیم) که از آن مهم‌تر درازای هر مطلبی که از ما می‌خواند یا می‌شنود یا می‌بیند، سرمایه برگشت‌ناپذیری را در اختیار ما قرار می‌دهد. او وقت خود را به ما می‌دهد تا در مقابلش محتوایی را دریافت کند. اگر ما نتوانیم تا حدی که در توانمان هست از صحت، منطقی بودن و معقول بودن محصول خود مطمئن شویم، نه‌تنها به اعتماد مخاطب خیانت کرده‌ایم که شاید در درجه‌ای خفیف از جنایت مشارکت داشته‌ایم.

هرچه باشد ما چند دقیقه و چندساعتی از وقت مخاطبمان را گرفته‌ایم و او دیگر تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند آن زمان را پس بگیرد. ما آن مدت از عمر او را گرفته‌ایم و درحالی‌که وعده داده بودیم مطلبی دقیق و تا حد توان مطمئن را به او بدهیم که درنهایت او را آگاه‌تر کند، به او جنسی دروغین تحویل داده‌ایم که درد نهایت نه‌تنها او را هوشمندتر، آگاه‌تر و تواناتر از قبل نکرده که شاید او را به خطا کشیده باشد.

اگر ژورنالیسم علمی کار خود را درست انجام دهد حتماً مطمئن خواهد شد که هر ادعا یا داده یا فکتی وقتی قرار است از خروجی آن رسانه به دست مردم برسد، از لایه‌های حقیقت‌یاب عبور کرده باشد به‌اندازه کافی بررسی‌شده باشد، در چارچوب مناسب قرار داده‌شده باشد و سپس بر اساس  نوع موضوع و اهمیت آن با توضیح شرایط آن به دست مخاطب می‌رسد.

ما همیشه این کارها را رعایت نمی‌کنیم و صداهای نامعتبری را بازتاب می‌دهیم. باید تأکید کرد وقتی از صدای نامعتبر حرف می‌زنیم از شخص سخن نمی‌گوییم از محتوایی که شخصی می‌گوید حرف می‌زنیم. معتبرترین افراد ممکن است گاهی حرف‌ها و ادعاها و درنتیجه صداهای بی‌اعتباری را تولید کنند.

مثال‌های زیادی دراین‌باره وجود دارد. در قسمت‌های بعدی این یادداشت‌ها برخی از آن‌ها را مرور خواهم کرد . اما برای یک نمونه به برنامه سه‌شنبه گذشته چرخ نگاه کنید. (این برنامه را می‌توانید در آرشیو برنامه‌های شبکه چهار و از طریق وب‌سایت تلوبیون مشاهده کنید)

این مثال مهمی است. به این دلیل که نه‌تنها تهیه‌کننده و گروه تهیه آن از بهترین‌های عرصه رسانه‌های علمی معاصر هستند که  میهمان و مجری و همه متصدیان آن بخش در رده بهترین و فعال‌ترین افراد در حوزه ژورنالیسم علمی به شمار می‌روند. مسئله‌ای که نشان می‌دهد هیچ‌کس از خطا مصون نیست.

بخشی از این برنامه به موضوعی ربط داشت که بر اساس اعلام قبلی قرار بود از منظری متفاوت به گرمایش زمین نگاه کند.

میهمان برنامه در این بخش اشاره ارتباط میان گرمایش زمین و تغییرات در لایه‌های درونی زمین کرد. ایده‌ای که به گفته خود او یک‌باره به ذهنش رسیده و هرچقدر هم گشته هیچ‌کسی غیر از یک پژوهشگر در یکی از دانشگاه‌های آمریکا حتی درباره آن حرف هم نزده است.

بدین ترتیب بخشی از برنامه علمی معتبر چرخ به تریبونی تبدیل شد تا درباره ایده‌ای درباره گرمایش زمین حرف زده شود که اصولا وجود خارجی ندارد. این صدایی نامعتبر است. دقت کنید این ایده حتی یک نظریه یا یک تئوری یا یک فرض آلترناتیو نیست.

اینکه ممکن است بین گرمایش زمین و لایه‌های درونی زمین ارتباطی برقرار باشد ایده فوق‌العاده جذابی است که می‌تواند به پرسشی جالب برای تحقیق بدل شود. وقتی در نقش یک ژورنالیست این ایده به شما می‌رسد در یک برنامه تلویزیونی با مخاطب میلیونی آن را اعلام نمی‌کنید بلکه گام بعدی این است که به سراغ جستجوهای کلی می‌روید. سپس در آرشیو نشریات علمی (مقاله‌های آکادمیک) به دنبال این می‌گردید که آیا کسی دراین‌باره تحقیق کرده است یا نه . سپس اگر موردی را پیدا کردید به سراغ محققان می‌روید. اگر فهمیدید که این ایده در جامعه علمی دیدگاهی در اقلیت است علاوه بر مدافعان آن به سراغ منتقدان می‌روید و از آن‌ها سوال می‌کنید چرا به آن نقد دارند. اگر اصلاً هیچ سندی در تائید این سوال پیدا نکردید به سراغ افراد متخصصی از حوزه‌های مختلف ازجمله اقلیم و زمین‌شناسی می‌روید و از آن‌ها درباره این موضوع سوال می‌کنید. درنتیجه شما به گزارشی درباره یک سوال رسیده‌اید. این نتیجه می‌تواند تائید کننده نظر و سوال شما باشد یا اینکه نشان بدهد چرا اشتباه است. یا از آن جذاب‌تر به این نتیجه برسید که هنوز موضوعی باز و در حال تحقیق است.

این روند الزاماً ساده نیست. اما قرار هم نبوده کار روزنامه‌نگاری علم ساده باشد.

حال به برنامه نگاه کنید. یک ایده خام که می‌توانست سنگ بنای یک گزارشگری جذاب باشد و از دل آن داستانی مهیج – به‌طور بالقوه – بیرون بیاید، تبدیل به اطلاع‌رسانی درباره نگاهی دیگر به گرمایش زمین شد. به صدایی نامعتبر در چارچوبی نامعتبر امکان شنیده شدن و بازتاب پیدا کردن دادیم و ذهن مخاطب خود را به خطا انداختیم. به اعتمادی که نسبت به ما وجود داشت خیانت کردیم و راه و روش علم را به نام علم انکار کردیم.

همه ما به‌خصوص کسانی که رویدادهای نجوم و فضا را پوشش داده‌ایم بارها و بارها با افرادی مواجه می‌شدیم که معتقد بودند نظریه نسبت را رد کرده‌اند و یا از منظری دیگر به آن نگریسته‌اند. برخی دیگر ادعای اختراع ماشین‌های پرنده را می‌کردند و یا چندین و چند بار دستگاه‌هایش بینی زلزله و یا تولید انرژی نامحدود و … برخی از این افراد مدارک دانشگاهی و تأییدیه‌های دولتی هم به همراه داشتند. آیا ما باید داستان آن‌ها را بی‌هیچ بررسی و هیچ صحت سنجی و به‌صرف ادعایی که مطرح می‌کنند منتشر کنیم؟

مخاطب رسانه ما وقتی به رسانه معتبری مراجعه می‌کند محتوای معتبر می‌خواهد. مشکلات پشت پرده نشر و تولید به او ربطی ندار او وقت و بخشی از حیاتش را در اختیار شما  و من قرار داده است و خیانت در این معامله به هر بهانه‌ای که باشد تنها بازتاب‌دهنده بی‌مسئولیتی است.

 

 


این مجموعه از یادداشت‎ها به پیشنهاد روزنامه جام‎جم و در قالب ستون‎های هفتگی برای این روزنامه آغاز شد. پس از انتشار نخستین شماره، قسمت دوم و سوم آن از صفحه حذف و در نهایت مدیران اعلام کردند که علاقه ای به انتشار آن ندارند. به همین دلیل در این جا نوشتن آن ها را دنبال می کنم.

دیدگاه

  1. با سلام خدمت آقای ناظمی عزیز

    باهاتون خیلی موافقم.من به عنوان یه دانشجوی ارشد وقت اینو ندارم تا خودم تک تک خبرهای دنیای علم و یا ادعاهایی که صورت میگیره بررسی و موشکافی کنم.در نتیجه به نشریات و رسانه های علمی و روزنامه نگاران حوزه علم اعتماد می کنم و فرض رو بر صحت تمام مطالب گفته شده میگیرم.چرا که من دانشگاهی هم فقط در رشته تخصصی خودم میتونم صاحب نظر باشم و سره از ناسره رو تشخیص بدم.در حالیکه در حوزه های دیگه منم یک مخاطب عام هستم.
    در مورد برنامه ی چرخ من به دید یک برنامه معتبر علمی بهش نگاه می کنم اما واقعا برای منم جای سوال بود که آقای نیکخواه چرا از ایده ی خودشون که فقط در حد یک ایده س و بدون تحقیق علمی و گزارش مستند از متخصصان زمین شناسی و تغییر اقلیم صحبت می کنند.
    ممنون از شما بابت نوشتن این مطلب و یادآوری رسالت یک روزنامه نگار علم

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.