چطور می توان از داستان اعتراض های اخیر به ساخت تلسکوپ سی متری موناکی برای آینده پروژههای علمی درس گرفت؟
بیش از دو هفته است که ساکنان هوایی و متحدان آنها در سراسر جهان دست به اعتراضهای گستردهای زدهاند. اعتراض آنها نسبت به احداث جادهای است که قرار است از دامنه کوهستان مقدس هاوایی (موناکی) به یکی از قلههای این کوه که محل پیشنهادی ساخت رصدخانه سی متری و یکی از قوی ترین رصدخانه های نسل آینده است کشیده شود.
این رصدخانه اگر ساخته شود، میتواند منجر به درک بهتری از شکل گیری کهکشانها و سیارهها شود و دید ما نسبت به عالم را تغییر دهد. اما در شرایطی که جامعه علمی برای درک مرزهای دور دست عالم اشتیاق نشان می دهد به نظر می رسد در ایجاد مفاهمه و درک متقابل میان مردمی که از پیشرفت های علمی و همچنین از نیازهای عمرانی که برای ساخت این ابزارهای علمی ضروری است تاثیر می پذیرند، ناکام مانده است.
موناکی: قله مقدس
تاریخچه ساخت رصدخانه ها و تلسکوپ های بزرگ بر فراز کوهستان موناکی شاهدی بر این ادعا است که اتفاقات هفتههای اخیر تنها آخرین نمونه از رویارویی است که گاهی به رویارویی علم و فرهنگ تعبیر می شود. رویارویی که میتوان بر جعلی بودن ماهیت آن استدلال کرد.
موناکی مرتفع ترین کوهستان در جهان است. البته به شرط اینکه ارتفاع کوهستان را از بستر آن در زیر دریا محاسبه کنید. شرایط جغرافیایی و آب و هوایی این کوهستان باعث شده است تا پارامتر ’دید‘ آن به یکی از بهترینها در جهان بدل شود و آن را به بهشتی برای ستاره شناسان بدل کند تا رصدخانههای خود را بر فراز آن مستقر کنند و به کمک آنها به کشف مرزهای بیکران جهان بپردازند. این کوهستان تا همین الان هم میزبان 13 رصدخانه است. مجموعهای که کشفیات ارزشمندش در علم تاریخ ساز است؛ اما به واسطه بیتوجهی به فرهنگ و تاریخ مکانش از سوی جامعه علمی لکه تاریکی بر نام و داستان آن افتاده است.
به نوشته هاونانی کین Haunani Kane در مجله نیوساینتیست بر اساس سنت و باورهای مردمان هاوایی، این جزیره فرزند ارشد پدر آسمان به نام واکهآ (Wākea) و مادر زمین به نام پاپاآناوموکو (Papahānaumoku) است. کوه موناکی بند نافی است که هاوایی را به آسمان و مردمش را به زمین متصل کرده است.

از این نظر کوهستان موناکی برای مردمش جایگاهی شبیه به قله دماوند برای ایرانیان دارد. دماوند در افسانهها و اسطوره های ایرانی ’ستون استوار جاودانة میان زمین‘ خوانده شده است و مکان مقدسی است که ستارگان از درون آن طلوع و غروب می کنند و از فراز آن است که آرش کماندار مرزهای ایران زمین را به مدد تیری که جانش را در آن نهاده بود مشخص میکند. کوهستان مقدسی که نماد و هویت ایران را بیان میکند.
البته یک تفاوت میان دماوند و موناکی وجود دارد و آن هم این است که اگرچه بدنة جامعة ایران از باورهای سنتی خود فاصله گرفته است و اکنون نگاهش به دماوند و ضرورت حفظ آن بیشتر از جنبه میراث فرهنگی و محیط زیستی است؛ اما در جامعه هاوایی باورهای باستانی هنوز زنده است. موناکی برای آنها تنها نمادی از روزگاران گذشته که در غبار و مه اسطورهها گم شده است نیست بلکه رابطی واقعی میان زمین و آسمان است.
مناقشه بر سر چهاردهمین تلسکوپ
کوهستان مقدس هاواییها پیش از این نیز بارها به محلی برای مناقشه میان بومیان و حامیان آن ها و سازندگان رصدخانه ها بدل شده است. در مورد همین رصدخانه سی متری که در زمان آغاز بهره برداری به یکی از بزرگترین رصدخانه های نوری جهان بدل خواهد شد، بومیان و حامیان آن ها نه تنها به روش های اعتراض قدیمی دست زدند که سعی میکردند که از طریق قانونی نیز جلوی ساخت آن و یا حداقل بخشهایی از عملیات عمرانی که به طور مستقیم نواحی مقدس کوهستان را تخریب می کرد بگیرند. آنها موفق شدند پروندهای علیه این ساخت و ساز را در دادگاه پیگیری کرده و بعد از اینکه دادگاهی محلی به طور موقت ساخت رصدخانه را متوقف کرد، پرونده به دادگاه عالی ارجاع شد و این دادگاه رای به ادامه فعالیت ساختمانی رصدخانه داد.
استدلال دادگاه عالی بیشتر بر خشم بومیان افزود. این دادگاه استدلال کرد که ساخت یک رصدخانه دیگر اثر چندان چشمگیری بر تخریب فرهنگی و محیطی کوهستان ندارد چرا که بخش بزرگی از این میراث تا همین الان و به واسطه رصدخانه های دیگر از بین رفته است.
اما بومیان و حامیان آنها (Kia’I mauna) مخالف این نتیجه گیری هستند و معتقدند ساخت چهاردهمین تلسکوپ در این مکان باعث تخریب بیشتر فرهنگ و سرزمین آن ها می شود. برای آن ها میراث موناکی میراثی مربوط به عهد عتیق نیست و آن را امروز نیز زندگی میکنند.
در میانه این غوغا البته نامیدن یکدیگر به انواع صفات رویدادی رایج است.
علم علیه بومیان یا مجادلهای ساختگی
گروهی از دانشمندان که به درستی بر اهمیت نقش چنین ابزاری در توسعه علم ستارهشناسی تاکید می کنند گاه با فراموش کردند ماهیت پیچیده جامعه و فرهنگ، این اتفاق را مثالی دیگر از رویارویی دانش و خرافه یا دانایی و جهل می نامند و به سرعت به دامن کلیشههایی مانند عقب ماندگی فرهنگی دربرابر توسعه علمی اشاره می کنند. آنها البته فراموش می کنند که دانش ستاره شناسی پولینزی و هاوایی قدمت بسیار بیشتری از دانش ستاره شناسی نوین دارد و اگر اختلافی هست میان علم و جهل نیست بلکه در مورد این است که اگر از مردمان منطقه ای خواسته می شود تا به فرهنگ تازه و مدرن شی انگار احترام بگذارند و آن را درک کنند از جامعه علمی هم انتظار می رود تا تفاوت های فرهنگی و اهمیت سنت ها و روش های مختلف یادگیری و کسب دانش را به رسمیت بشناسد.

این رفتار در سوی دیگر به سرعت به ابزاری برای تخریب و حمله به علم بدل می شود. جمعی از ستاره های سینما از جمله لئوناردو دی کاپریو، در پستی در اینستاگرام با اشاره به همدلی و همراهی از بومیان، تلاش برای ساخت رصدخانه را با برچسب نمونه ای از ’امپریالیسم علمی‘ توصیف می کند. این انتخابی اثرگذار و البته گزینشی است چرا که زمانی که نوبت به دفاع از زمین دربرابر گرمایش زمین می رسد همین افراد با استناد به دادههایی که ابزارهایی نظیر همین مراکز، تهیه کردهاند از خطر نابودی زمین سخن میگویند و در آن هنگام آن دادهها و ابزارهای جمع آوری آنها را نشانی از امپریالیسم ویرانگر نمیدانند.
استفاده از چنین تعابیری که دارای بار استعاری است میتواند ذهنیت افراد عادی و مخاطب را تغییر دهد. فارغ از اینکه واژهای مانند امپریالیسم علمی دارای معناهای مشخصی است که الزاماً بار منفی ندارد؛ اما استفاده از آن در معنای استعاری و برای اختلافی این چنینی تنها کمکی که به حل داستان می کند عمیقتر کردن شکاف و ایجاد بدفهمی میان مخاطبان است. (برای اطلاعات بیشتر درباره ’امپریالیسم علمی‘ نگاهی به این مقاله بیندازید.)
برای دفاع از بومیان و دفاع از هویت و فرهنگ بومی لازم نیست علم را – در کلیت خود – به جای شیطان و اهریمن بنشانید. همچنان که لازم نیست برای دفاع از توسعه علمی، بومیان و فرهنگ آنها را به خرافه و جهل تقلیل دهیم.
علم؛ یکی از ابزارهای کشف جهان
ما اگر علم را ابزاری – و با تاکید بر تنها یک ابزار – برای کشف جهان تعریف کنیم و آن را از جایگاه ایدئولوژی خارج کنیم، امکان گفتگو کردن با کسانی که بر اساس فرهنگ مدرن آنها را دیگران می نامیم فراهم می آید.
بومیان راه و روشی باستانی و متفاوت از روش علم مدرن در درک جهان دارند و ارتباطی که با محیط خود تعریف می کنند شاید از دید علم تجربی قابل بررسی و اتکا نباشد و به عبارتی علم بتواند، علمی بودن آنگاه را رد کند، اما به این دلیل آنها با این روش زندگی می کنند برای آن ها واقعیت دارد.
عمدة بومیان، جهان و طبیعت را بخشی از حیات پیوسته و در هم تنیده می دانند.
چند وقت پیش که هاوایی شاهد خروش یکی از آتشفشان های خود بود، زن سالخورده ای از بومیان که مواد مذاب خانه اش را برده بود در مقابل سوال خبرنگار شبکه سی ان ان با آرامشی – که شاید برای ما غیر قابل درک باشد – گفت: «من خانه و همه زندگی ام را از دست داده ام. اما من و خانواده ام تا کنون در دامن و خانه کوه زندگی می کردیم. او صاحب خانه اصلی بود و ما میهمانش و چطور می توانم به رفتار صاحب خانه ام اعتراض کنم.»
این نگاه به طبیعت با نگاه بسیاری از کسانی که مشغول به علم مدرن هستند متفاوت است. بسیاری از ما – به دلیل تاریخ توسعه علم مدرن و جامعه و فرهنگی که درون آن این روند رشد کرده است – نگاهی ابزاری به طبیعت داریم. ما به دنبال رام کردن، بهر برداری و استفاده از طبیعت هستیم. بومیان – در عمدة نقاط جهان – به دنبال زیستن هماهنگ با طبیعت هستند.
ضرورت گفتگو
برای علم و جامعه علمی مهم است که این تفاوت را به رسمیت بشناسد و امکان گفتگو را با بومیان و صاحبان فرهنگهای خرد و عمدتاً در خطر فراهم کند. به رسمیت شناختن و احترام گذاشتن به فرهنگی بومی الزاماً به معنی دست شستن از توسعه نیست. اما وقتی رابطه به نوعی نگاه ارباب و رعیتی بدل می شود، باب مذاکره بسته شده و دو طرف ضرر می بینند.
علم ابزار درک ما از جهان است و ما مردمان جهان بخشی از این جهان به شمار می رویم.
آن ها که به دنبال درک ناشناخته های جهان هستند باید بیش از دیگران توان درک و شناخت همسایه های خود در همین زمین را به دست آوردند.
داستان موناکی اگرچه نه اولین و نه آخرین مورد از چنین مواجه هایی است می تواند نقطه عطفی در این رابطه نیز باشد. این بار بخش قابل توجهی از جامعه علمی و جریان اصلی علم نیز به این اعتراضها پیوسته و ضمن تاکید بر اهمیت این رصدخانه بر ضرورت ارتباط فرهنگی تاکید می کند. در این میان به خصوص دانشمندان ستاره شناسی که دارای پیش زمینه فرهنگی هاوایی هستند و از نزدیک و به طور شخصی با دو جهان علم مدرن و دنیای فرهنگی هاوایی آشنایی دارند و آن را زندگی کردهاند نقشی مهم در آگاه سازی طرفین بر عهده گرفته و بر عهده دارند.
موناکی و درسهایی برای آینده ایران
این نمونه برای ما نیز که در کشوری با رنگین کمانی از فرهنگ ها و قومیت ها زندگی می کنیم حائز اهمیت است. اینکه چطور اگر زمانی به جایی رسیدیم که قرار شد پروژه های علمی یا توسعه جدی ایجاد کنیم در کنار هزار و یک بند و تبصره بخشی را نیز به گفتگوی فرهنگی با جامعه میزبان اختصاص دهیم.
عالی بود آقای ناظمی
ممنون
روایتی شیوایی بود از ماجرای علم و زندگی.
این فراز از یادداشت خیلی تأثیرگذار بود؛ جایی که بانوی بومی سالخورده از نسبتش با طبیعت میگوید:
«من و خانواده ام تا کنون در دامن و خانه کوه زندگی می کردیم. او صاحب خانه اصلی بود و ما میهمانش و چطور می توانم به رفتار صاحب خانه ام اعتراض کنم.»
ممنون از لطفت
خاک تو اون سرشون این تلسکوپ توی هاوایی هستش که باعث جذب گردشگران از سراسر جهان شده این همه جهل و نادانی تا کی؟
آقای ناظمی یک بار برای همیشه موضع خودت رو مشخص کن یا باید که طرفدار علم مدرن باشی یا اساطیر باستانی شما که می گید ستاره شناسی. پولنزی و هاوایی قدیمی تر از ستارشناسی مدرن است میشه به من بگید که این علم چه دستاوردی داشته و چه پدیده هایی از کیهان رو توضیح میده با کسی که متعصبانه. به باور های خود پایند است چگونه می شه گفت و گو کرد البته من باور ندارم که در قرن 21 انسان سنتی به معنای واقعی کلمه وجود داشته باشد چون اون زمینه از علم مدرن که به زندگی انسان ربط دارد مانند پزشکی و یا مهندسی در دور افتاده ترین جنگل های آمازون هم نفوذ کرده اما وقتی مسئله علوم بنیادین و آفرینش. کیهان مطرح میشه اون موقع یاد فرهنگ بومی و اساطیر هاوایی می افتند مگر نه اینکه این مردم بومی زمانی فکر میکردند عامل بیماری روح خبیس است که بیمار را تصاحب کرده. به نظرم چنین رفتاری ریاکارانه است و صادقانه نیست یعنی هیچ یک از مظاهر مدرنیته از قبیل برق گاز اتومبیل در هاوایی وجود ندارد که این چنین از فرهنگ بومی یاد می کنند آقای ناظمی یکبار هم از موضع طرفداران ساخت تلسکوپ به قضیه نگاه کنید با این همه مشکلات مالی و تامین بودجه پژوهش که برای محققان حتی در اروپا و آمریکا. هم وجود دارد آیا صحیح است که بودجه پژوهشی را جایی تخصیص کرد. دستاورد اندک داشته باشد آیا اگر زمینه گفتگو متقابل بین دانشمندان و بومیان فراهم شود و در صورت شکست آنها در مناظره دست از باور خود خواهند کشید و یا. اینکه. با احداث تلسکوپ خواهند. کرد من که فکر نمی کنم دلم برای دانشمندان میسوزد که این همه تنها هستند بین مردم خرافه پرست و سیلبرتی پوپولیست
مقاله موناکی جالب بود