من هم در این روزهای وحشت که شبیخون بلا بر سر و جانمان نازلشده است مانند بسیاری از مردم سرزمینم که در گوشه و کنار جهان پراکندهاند، حیران و سرگردان بوده و هستم.
اضطراب و نگرانی من اما بههیچوجه و رویی حتی قابل قیاس با رنج و غم هموطنانم در ایران نیست. هرچه نباشد من شبها – حداقل در این ایام – نگاهم اگر به آسمان است به دنبال رد پدافندها و موشکها نیستم آنگونه که سالهای کودکی زمانی که زیر باران بمب و موشک عراق بودم، ایام میگذراندم.
اما آنچه مثل خوره مرا میخورد دستبسته تقدیر بودن است. اینکه کاری از دستم برنمیآید. آنچه میبینم جان و تنم را در هم میشکند اما جز دعا و آرزو کاری برای کسی از توانم برنمیآید. در کنار این بیحاصلی امروز شاید بار سنگین همه تلاشهای این سالهای عمر که اکنون بیفایده بودنش را به تماشا نشستهام بر این غم میافزاید.
از خود میپرسم که چه باید کرد؟
یادم میآید در آن ایام نکبت جنگ هشتساله در دوران کودکی من، و اندکی پسازآن که زمان پس از جنگ و مصیبتهای اقتصادی آغاز شد یکی از معدود دلخوشیهای فردی مثل من رها کردن ذهنم در دنیاهای دیگری بود که خبری از آنها میشنیدم از دنیاهای علمی تخیلی گرفته تا خبرهایی از آینده. خبرهایی از جهان علم و فناوری که در زیر باران موشک و بمب جمعی از درخشان ترین نگاهدارندگان امید، در مجلاتی چون دانستنیها برای ما به ارمغان میآوردند.
آن داستانها و خبرها در میانه وحشت بمباران، آن موقع که در زیرزمین یا حیاط خانه مینشستیم و با صدای آژیر و قطع برق به جستجوی رد هواپیماها و موشکهایی مینشستیم که میدانستیم آوار غمی را با خود به همراه میآورند، و رد پدافندی را دنبال میکردیم که آرزو میکردیم برای آخرین بار باشد، آن افسانهها و داستانها، آن خبرها و قصههای علم در گوشه و کنار جهان برای ساعاتی ذهنم را از غم و فشار بار جنگ رها میکرد.
امروز دنیا دگرگونشده و کودکان امروز که بار دیگر آن ایام تلخ را تجربه میکنند اگر بخواهند به هزار و یک منبع بهتر دسترسی دارند. اما شاید … شاید فقط یکی دو نفری در ایران یا بیرون از آن باشند که به بهانهای اگر چنین داستانهایی را جایی بینند و بخوانند لحظهای آرام شوند و امید فردایشان زنده بماند.
حالا که کار دیگری از دستم برنمیآید سعی میکنم در حد توانم در این روزهای تلخ و فردای پسازآن کاری را که بلدم انجام دهم و در این فضای در اختیارم حداقل شبحی از کاری که دانستنیها و دیگر منابع علمی برای من در آن دوران کردند را بازسازی کنم.
به همین دلیل از دوشنبه، در کنار کارهای روزانه، کمی خستهتر و شکستهتر ولی امیدوارتر به آیندهای که میآید، در این شبها را در قالب خبر و گزارش علم، فناوری، آینده و همین طور گزارش ها، خبرها و به روزرسانی هایی درباره موضوعات روز و توضیح و توصیه های علمی درباره آن و در قالب متن و تصویر از سر می گیرم.
بر من ببخشید اگر توانم محدود است و دستم کوتاه و خرده نگیرید که این چه وقت چنین کاری است که در این ایام جز این کاری از دستم برنمیآید.
باشد که ایران مرا ببخشد و این اندک را بیمنتی بپذیرد.
ایران اگر فرزندان بیشتری چون تو داشت ، حال این روزهاش این چنین نبود.
یه دنیا سپاس بابت دغدغه ها و تلاشهات .. برقرار باشی و سبز همیشه 🙏🌺
هميشه برقرار و قلمتون توانمند باشه براي ايران و ايراني
به اميد صلح و ازادي 🙏🏻🕊️🤍