با ادامه روند موجود، دودِ آتشسوزیهای جنگلی تا ۲۰۵۰ سالانه جان دهها هزار آمریکایی را میگیرد
اگر گرمایش جهانی با روند کنونی ادامه یابد، مواجهه با دودِ آتشسوزیهای جنگلی میتواند هر سال جان حدود ۷۰هزار نفر را در ایالات متحده بگیرد؛ رقمی تکاندهنده که نویسندگان یک پژوهش تازه در مجلۀ Nature آن را «قویترین برآوردِ مبتنی بر داده تا امروز» دربارۀ پیامدهای مرگبار دود میدانند. به گفته مارشال برک، اقتصاددان محیطزیست در استنفورد و از همکاران مطالعه، برای آمریکاییها آثار بهداشتیِ ناشی از دود «بسیار بزرگتر از هر عامل آبوهوایی دیگری است که تاکنون اندازهگیری شده است». برآورد کلّی نویسندگان نشان میدهد که طی سه دهۀ آینده، دود میتواند تا نزدیک به دو میلیون مرگِ زودرس را در این کشور رقم بزند.
از دادههای گذشته تا ترسیم آینده
تیم پژوهشی برای اولینبار مجموعۀ بزرگی از دادههای مرگومیرِ دو دهۀ اخیر را با سنجندههای ماهوارهای و پایشهای زمینیِ آلودگی به ذرات بسیار ریز همبسته کرد؛ ذراتی موسوم به PM2.5 که قطرشان کمتر از ۲.۵ میکرون است و میتوانند به عمق ریه نفوذ و وارد جریان خون شوند. این ریزذرات در دود آتشسوزیها اغلب «تهاجمیتر» از گردوغبار یا آلودگی شهریاند؛ چراکه ترکیبی از محصولات سوختنِ بافتهای گیاهی، و هنگام سرایت آتش به مناطق مسکونی، مخلوطی از پلاستیکها، لاستیک، رنگها و مصالح ساختمانی را در خود دارند—چیزی که یک استاد آمار زیستی در هاروارد آن را «سوپ سمی» توصیف میکند. پیامدهای مزمن چنین مخلوطی از التهاب و تشدید بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی تا افزایش خطر مرگِ زودرس کشیده میشود.
برای پیشبینی آینده، پژوهشگران با تکیه بر روابط مشاهدهشده میان شدت دود و مرگومیر، مجموعهای از شبیهسازیها را در سناریوهای متفاوتِ گرمایش (از کاهش شدیدِ انتشارها تا ادامۀ روند فعلی) اجرا کردند. نتیجۀ عجیب اما روشن این بود: حتی در خوشبینانهترین حالت—که انتشار گازهای گلخانهای تقریباً مهار میشود—مرگهای سالانۀ منتسب به دود تا میانۀ قرن به حدود ۶۶هزار مورد میرسد؛ و در سناریوی میانی ۶۷هزار و در سناریوی پرگرمایِ ادامۀ مسیر فعلی نزدیک به ۷۰هزار نفر در سال.
چرا دود به «بحران ملی و بینالمللی» بدل میشود؟
وقتی از آتشسوزیهای جنگلی حرف میزنیم، معمولاً ذهن به سمت غربِ خشک و پرآتش آمریکا میرود—کالیفرنیا، اورگن، واشنگتن. مطالعه نیز نشان میدهد که بیشترین افزایشِ خطر، همینجا رخ میدهد؛ فقط در کالیفرنیا در سناریوی گرمایشِ میانه، هر سال حدود ۴۵۰۰ مرگِ اضافی نسبت به دهۀ ۲۰۱۰ محتمل است. اما داستان به غرب محدود نمیماند. بیش از نیمی از مرگهای ناشی از دود تا میانۀ قرن در ایالتهای شرقی رخ خواهد داد، نه به این دلیل که آتش آنجاست، بلکه چون دود سفر میکند و جمعیت در شرق متراکمتر است. تجربۀ مهدودِ نارنجیِ ژوئن ۲۰۲۳ در نیویورک—هنگامی که آتشهای عظیم کبک آسمانِ شهرهای آمریکا را پوشاند—نمونهای آشناست. پژوهش حاضر برای گرفتنِ تصویر واقعی، دادههای آتشسوزیِ کانادا و مکزیک را نیز وارد مدل کرده تا اثرات فرامرزی هم دیده شود.
دشواریِ علم: آتش کجا روشن میشود؟
پیشبینی نقطۀ دقیقِ شروع یک آتشسوزی بزرگ تقریباً ناممکن است—یک آتشِ اردوگاهیِ رهاشده یا یک صاعقۀ خشک میتواند جرقه باشد. پژوهشگران بهجای «نقطهیابیِ جرقه»، احتمال متوسط رخدادِ آتش را در شبکهای از سلولهای مکانی، بر اساس آبوهوای محلی، پوشش گیاهی و سابقۀ آتش، مدل کردند. با آنکه جرقهها تصادفیاند، الگوهای ناحیهای بسیار آشکار است: افزایش گرمای پسزمینه، خشکسالیهای درازمدت، بادهای شدیدترِ فصلی و انباشت سوختِ آتشگیر (کُندهها و پوشش خشک) معنا میدهند که کجا و چه زمانی «فصل دود» گستردهتر و شدیدتر میشود.
سیاست، استانداردها و شکافهای سلامت
PM2.5 در آمریکا ذیل «قانون هوای پاک» رصد و تنظیم میشود، اما استانداردهای ملی همواره موضوع کشاکشهای سیاسی بودهاند. هرگونه تضعیفِ استانداردها یا عقبنشینی از یافتههای علمیِ مرتبط با تهدیدِ گازهای گلخانهای میتواند بهطور غیرمستقیم به بدتر شدنِ مواجهه با دود بینجامد. در مقابل، سیاستهای کنترلیِ قویتر بر تولید گازهای گلخانهای، برنامههای مدیریت سوختِ جنگل، آتشهای تجویزشدۀ ایمن، و سرمایهگذاری بر سامانههای هشدارِ بهداشتی—همگی قادرند شیبِ خطر را کم کنند. نویسندگان یادآور میشوند که مدلها فرض میکنند سیاستها ثابت میمانند؛ بنابراین جا برای بهتر کردن نتیجه هست: «اینها پیشبینیاند، تقدیر محتوم نیستند—انتخابهای ما مسیر را عوض میکنند»
در این میان، عدالت محیطزیستی هم مطرح است. دود، بهویژه در شهرها، لزوماً بهطور برابر توزیع نمیشود. جوامعی که در حاشیۀ اقتصادی-اجتماعیاند—بهدلیل شغلهای فضای باز، کیفیت پایینترِ مسکن، دسترسی کمتر به تهویۀ سالم و مراقبت بهداشتی—بیش از دیگران آسیب میبینند. برنامهریزی برای محافظت، باید این تفاوتها را جدی بگیرد.
چرا PM2.5 ناشی از دود خطرناکتر است؟
هر ذرۀ معلق یکسان نیست. آنچه در دودِ آتشسوزی مییابید، علاوه بر ذرات بسیار ریزِ کربنی، مجموعهای از ترکیبات آلیِ فرّار و نیمهفرّار، فلزات و رادیکالهای آزاد است که میتواند التهاب سیستمیک را تشدید کند. اگر آتش به مناطق مسکونی برسد، سوختنِ پلاستیکها و لاستیکها و رنگها ترکیب را بدتر میکند. به همین دلیل، پزشکان و اپیدمیولوژیستها میبینند که حتی افراد بدون سابقۀ بیماری، در رویدادهای دود شدید، با افزایش مراجعۀ اورژانسیِ تنفسی، حملات آسم، بدتر شدنِ COPD و حوادث قلبی مواجه میشوند. مواجهۀ مکرر یا طولانی میتواند اثر تجمعی بگذارد؛ خطرِ مرگِ زودرس همانجاست که خود را نشان میدهد.
نقشۀ ریسک: از کالیفرنیا تا نیویورک

در برآوردِ تغییرِ مرگهای سالانه تا میانۀ قرن (سناریوی گرمایشِ میانه)، افزایشی چشمگیر برای ایالتهای بزرگ دیده میشود: کالیفرنیا با حدود ۴۵۵۰ مرگِ اضافی در سال در صدر است؛ پس از آن نیویورک نزدیک به ۱۸۸۰، پنسیلوانیا حدود ۱۶۴۰، تگزاس نزدیک به ۱۶۰۰ و واشنگتن حدود ۱۴۴۰ مورد. اورگن، آریزونا، میشیگان، نیوجرسی و ماساچوست نیز افزایشهای چندصدتایی را تجربه میکنند. البته همهجا روند یکسان نیست: برای فلوریدا در همین سناریو کاهش خالصِ حدود ۶۵۰ مرگِ سالانه برآورد شده است—نشان میدهد که جغرافیا، بادهای غالب، الگوهای سوخت و سیاستهای محلی چگونه میتوانند نتایج را تغییر دهند.
«شفافترین سیگنال»: چرا امروز میتوانیم این را بسنجیم؟
یک دهه پیش، چنین مطالعهای بهسختی ممکن بود. هنوز «دادههای کافی از رخدادهای بسیار شدید» و سریهای زمانیِ همتراز برای دود و مرگومیر فراهم نبود تا ارتباطهای بلندمدت را با اطمینان کمیسازی کنیم. اکنون، با انفجار دادههای سنجش از دور (ماهوارهای)، شبکههای متراکمتر سنجندههای زمینی، و روشهای آماریِ پیشرفته، میتوان اثر دود را جدا کرد—حتی وقتی که دود از مرزها عبور میکند و هزاران کیلومتر دورتر اثر میگذارد. پژوهش حاضر از همین پیشرفتها بهره برده است.
چه میتوان کرد؟ از سطح ملی تا خانههای ما
۱) کاهش ریشهایِ خطر از راه اقلیم: کند کردن گرمایش با کاهش سریعِ انتشار گازهای گلخانهای، خطر روزهای فوقالعاده دودآلود و «فصل دود» کشآمده را پایین میآورد. این، همراه با مدیریت فعال سوخت (حذف انباشت سوختهای خشک، آتشهای کمشدتِ کنترلشده، احیای جنگلها با تنوع زیستی بیشتر)، شدت آتشهای آینده را کم میکند.
۲) آمادگی بهداشتی و زیرساختی: سیستمهای هشدار زودهنگامِ دود (شاخص کیفی هوای محلی با پیامک/اپ)، ایجاد «پناهگاههای هوای پاک» در محلهها (کتابخانهها/سالنهای مجهز به فیلتراسیون قوی)، و استانداردگذاری برای فیلتراسیون در مدارس، بیمارستانها و خانۀ سالمندان میتواند مرگومیر را بهطور ملموس کاهش دهد.
۳) حفاظت فردی و رفتاری: دستگاههای تصفیۀ هوا با فیلتر HEPA در فضاهای بسته، نگهداریِ فیلترهای تمیزِ HVAC، درزگیریِ پنجرهها و استفاده از ماسکهای مناسب (N95) در روزهای دود، و بهویژه محافظت از گروههای حساس (کودکان، سالمندان، بیماران قلبی-ریوی) توصیههایی با پشتوانۀ شواهد است. برنامههای محلی میتوانند دسترسی برابر به این ابزارها را تضمین کنند.
۴) کارِ فضای باز و مدارس: کارفرمایان باید طرحهای ویژۀ روزهای دودآلود داشته باشند—تغییر شیفت، وقفه، یا جابهجاییِ کار به فضاهای بستۀ فیلترشده. مدارس نیز باید پروتکلهای تعطیلیِ هوشمند یا انتقال به کلاسهای دارای فیلتراسیون را آماده کنند.
دود آتشسوزیهای جنگلی؛ مسئلهای جهانی با پیامدهای محلی
پژوهش تازه دربارهٔ مرگومیر ناشی از دودِ آتشسوزیها در آمریکا یک هشدار جهانی است: همان محرکهای اقلیمی—گرمایش، خشکسالی و موجهای گرما—در ایران هم رو به تقویتاند.
-
گرمایش مشترک، ریسک مشترکافزایش دما و خشکی سوختهای گیاهی، فصل آتش را طولانیتر میکند؛ از زاگرس تا هیرکانی، الگوهای خطر مشابهاند.
-
آلودگی فرامرزیذرات ریز PM2.5 میتوانند صدها کیلومتر جابهجا شوند؛ دود و گردوغبار خاورمیانه مرز نمیشناسد و شهرهای دورتر را هم درگیر میکند.
-
سلامت عمومی و سیاستگذاریPM2.5 با بیماریهای قلبی–عروقی و تنفسی پیوند دارد. استانداردهای هوای شهری، مدیریت سوخت جنگلها و هشدارهای بهموقع، تفاوت مرگ و زندگی میسازند.
-
شهرها و «سوپ سمی»وقتی آتش به حاشیهٔ شهر میرسد، سوختن پلاستیک و مصالح، دود را سمیتر میکند؛ آمادگی شهری (فیلترها، اتاقهای پاک، ماسک) حیاتی است.
هشدار، نه هراس
نویسندگان مطالعه تأکید میکنند که اعداد، «پیشبینی»اند و زیرِ فرضِ «بدون تغییرِ سیاست» به دست آمدهاند. به بیان دیگر، هنوز میتوان مسیر را عوض کرد. همانطور که دادهها بالاخره به ما اجازه دادند «سیگنال دود» را واضح ببینیم، ابزارهای سیاستی و فناوری نیز در دسترساند تا خطرات را کاهش دهیم. هر تصمیمی که امروز دربارۀ انرژی، مدیریت جنگل، استانداردهای کیفیت هوا، عدالت سلامت و زیرساختهای تابآوری میگیریم، در عددی که در ۲۰۴۶–۲۰۵۵ روی کاغذ میآید، نقش خواهد داشت.
دودِ آتشسوزیهای جنگلی دیگر یک «مسئلۀ محلیِ غربِ آمریکا» نیست؛ یک مسئلۀ ملی است که بهواسطۀ گرمایش زمین تشدید میشود و میتواند به یکی از مرگبارترین پیامدهای اقلیمیِ ایالات متحده بدل شود. تصویر بزرگ روشن است: با ادامۀ روند کنونی، تا میانۀ قرن، سالانه دهها هزار مرگِ زودرسِ منتسب به دود رخ خواهد داد—در غرب بهدلیل نزدیکی به آتشها، و در شرق بهواسطۀ جمعیت انبوه و سفرِ دود از دوردست. اما این تصویری قطعی نیست؛ سناریویی است که میتوان آن را تغییر داد. کاهش انتشارها، مدیریت هوشمندِ سوخت و آتش، آمادگیِ بهداشتی، و سیاستهایی که «هوا» را جزئی از زیرساخت سلامت عمومی بدانند، میتواند منحنیِ خطر را خم کند. همانطور که یکی از نویسندگان میگوید: «اینها لزوماً آن چیزی نیست که خواهد شد—آن چیزی است که میتواند بشود. انتخاب با ماست»