نوشتن این مجموعه از ایدداشت ها را به پیشنهاد روزنامه جام جم آغاز کردم. پس از انتشار بخش هایی از آن ادامه انتشار آن در روزنامه متوقف شد به همین دلیل ادامه آنها زا تنها روی سایت منتشر می کنم
« بی طرفی در روزنامه نگاری علمی »
بخش اول
شاید هیچ اصلی به اندازه بی طرفی در گزارشگری اهمیت نداشته باشد و البته رعایت هیچ قانون و اصلی نمی تواند تا این اندازه برای یک روزنامه نگار نفس گیر و دشوار و چالش برانگیز باشد.
شاید خواننده یک روزنامه و یا مجله و یا شنونده و بیننده یک برنامه رادیو و تلوزیونی و یا یک مخاطب آنلاین بتواند، غلط های املایی، عکس نا مرتبط، لینک های شکسته و یا اشتباهات سهوی تهیه کنندگان گزارش را ببخشد اما چیزی که هیچ گاه از ذهن و ضمیر مخاطب پاک نمی شود زمانی است که احساس کند رسانه ای که در اختیار دارد به او مطلبی غیر منصفانه و جانبدارانه ارایه می دهد. مهم نیست که آیا تهیه کنندگان گزارشی به عمد این بی طرفی را نقض کنند و یا سهوا در دام بی انصافی بیفتند. مخاطب یک رسانه را می خواند چون می خواهد اطلاعاتی معتبر به دست آورد و اگر این اعتماد او خدشه دار شود آنگاه دیگر آن رسانه نمی تواند نقش خود در جامعه را بازی کند. شاید مخاطب باز هم آن را بخواند و یا ببیند اما دیگر برای او منبع معتبری نخواهد بود و برای گفته های او اعتباری قایل نخواهد شد. اما چظور می توان این بی طرفی را رعایت کرد؟ آیا گزارشگر باید همیشه کاری کند که همه طرف های دعوا به ویژه در یک موضوع مناقشه برانگیز راضی باشند؟ آیا روزنامه نگاری که قرار است مراقب و نظاره گر حوزه خود باشد حق نقد و ارایه نظر خود را ندارد؟ و اصلا چطور می توان از کسی که سال ها در حوزه ای تخصصی کار کرده است، با افراد صحبت کرده، بیش از هر کسی در آن حوطه مطالعه داشته و روند ها را دنبال کرده است انتظار داشت در یک گزارش بی طرف بماند؟
واقعیت این است که اتفاقا گاهی لازم است روزنامه نگار دیدگاه خود را درباره موضوعات و روندهای مضخی بیان کند. مشخصا و بر اساس دلایل خود با یک اتفاق و یا رفتار بازیگران سازنده خبر مخالفت کرده و یا از آنها جانبداری کند. گاهی پیش می آید که روزنامه نگاران یک روزنامه در یک دعوای انتخاباتی از نامزد مشخصی حمایت می کنند. اما محل این رفتار در گزارش های دقیق نیست. سرمقاله ها، ستون های نقد، دیدگاه هاو یادداشت ها و ستون نظرات که با نام های مختلفی در روزنامه جای دارند محلی برای بیان این نقدها و حمایت ها است. اتفاقا یکی از خواندنی ترین بخش های خر روزنامه بخش های سرمقاله ها و یادداشت های تخصصی سردبیران، و روزنامه نگاران است که در جامعه تاثیر به سزایی دارند. برخی یک نشریه را فقط به خاطر همان سرمقاله ها یا ستون های نقد و دیدگاه خبرنگاران دنبال می کنند اما وقتی نوبت به گزارشگری می رسد داستان فرق می کند. بی طرفی اصلی حیاتی و البته دشوار برای روزنامه نگاران است. دشواری این امر این است که خبرنگار نیز مانند هر انسان دیگری تحت تاثیر جامعه و دانش پیش زمینه خود است. او در باره موضوعات خنثی و ذاتا بی طرف نیست. خبرنگاران تخصصی که عمری را در یک حوزه خاص به تحقیق و کاوش پرداخته اند بی شک کولله باری دارند که بر مبنای آن می توانند خبرها را قضاوت کنند، نسبت به آن موضع داشته باشند و یا از آن هیجان زده شده و تحت تاثیر قرار بگیرند. گاهی رویداد به قدری بزرگ است که خبرنگار تحت تاثیر قرار می گیرد. اما درهنگام گزارشگری این روزنامه نگار باید از خود تا حد امکان فاصله بگیرد و سعی کند بی طرفانه همه جنبه های یک گزارش را مورد پوشش قرار دهد. به همه صداهای مهم نقشی به اندازه خود آنها بدهد و از افتادن در دام تک گویی ها و تک جانبه نگری ها خود داری کند. این کاری دشوار و شدنی است. اما زمانی که مساله به خوزه علمی می رسد این قضیه دشوارتر می شود.
فرض کنید انتخاباتی در جریان است. در آن احزاب و گروه های رقیب از نامزدهای مختلف انتقاد می کنند و حتی به هم تهمت می زنند. برای یک گزارش زا یک مناقشه خاص که در این روند پیش می آید تکلیف مشخص است. دیدگاه مدعی باید مطرح شود، به طرفی که در مورد او اتهامی وارد شده فرصت بیان دیدگاه خود و دفاع داده شود. دیدگاه افراد مستقل و کارشناسان مستقل در باره این چالش پرسیده شود و در نهایت تاثیر آن بر ادامه رقابت های انتخاباتی و … بررسی شود. در اینجا بازیگران یک داستان صدایی با یک قدرت دارند. مدعی و کسی که مورد اتهام قرار گرفته است به یک اندازه دیدگاهشان مهم و تاثیر گذار است. اما در حوزه علم چطور؟
ما در بسیاری از گزارش های خود در زمینه علم با موضعات چالش برانگیز مواجه می شویم. گاهی جامعه علمی به چند دسته تقسیم می شوند. برای مثال چند ماه پیش گروهی تحقیقاتی در آزکایشگاه سرن اعلام کرده اند موفق شده اند سرعت نور را بشکنند. آنها گروهی از دانشمندان خوش نام بودند و نتیجه کار خود را به شیوه ای علمی بیان کردند. اما جامعه علمی با آنها موافق نبود و به همین دلیل در برابر آن موضع گرفت. در گزارش این رویداد گزارشگر فارغ از جذابیت موضوع باید به سراغ افراد و دانشمندانی برود که نظر مخالفی دارند. (البته باید مواظب بود دیدگاه یک دانشمند که نقشی در آن آزمایش ها نداشته و فقط از روی پیش داوری و بدون برررسی آن نتیجه را قبول ندارد نظر مخالف علمی به شمار نمی رود. اما گروهی از دانشمندان دیگر ممکن است با بررسی نتایج به این دیدگاه رسیده باشند که این اندازه گیری به دلیل خطای سیستم زمان سنجی آزمایش بوده است. این دیدگاه یک دیدگاه مخالف علمی به شمار می رود). در نمونه ای دیگر فرض کنید، قرار است داستانی در باره آینده شبیه سازی نوشته شود. جامعه علمی در باره محدوده ها و مرزهای چنین گزارشگری دارای دسته بندی متعددی هستند. برخی معتقدند این کار تنها به شکل نظری باید ادامه پیدا کند، گروهی حتی با شبیه سازی انسانی مشکلی ندارند و گروهی دیگر اساسا معتقدند نباید اجازه چنین آزمایش ها و بررسی هایی داد. آنها باید در این داستان وزنی برای خود داشته باشند و صدایشان شنیده شود و یا حداقل انتقادهای آنها مطرح شود.
نمونه اخیری که از یک انشقاق بزرگ در جامعه علمی رخ داد به اعمال محدودیت در انتشار نتیجه تحقیق دو گروه مستقل که برروی مسری کردن ویروس آنفلونزای مرغی کار کرده بودند، بر م یگردد. کمیته صد تروریست زیستی از دو نشریه رهبر جامعه علمی یعنی ساینس و نیچر خواست جلوی انتشار این مقالات را بگیرند. جامعه علمی در برابر این تصمیم چند پاره شد. یکی از بزرگ ترین و پر حاشیه ترین بحث های علمی که جامعه عمومی را نیز تحت تاثیر قرار داد در این مورد به راه افتاد. گزارش های زیادی در این باره نوشته شد اما آنها تاثیر گذار بودند که دیدگاه های مختلف را توصیف و بررسی کردند و بابازیگران اصلی این رویداد صحبت کردند، نظر آنها را مطرح و درباره دیدگاه هریک نظرات مختلف را گرفتند. البته که در همه این موارد روزنامه نگار با توجه دیدگاه خود و دانسته های خود در مقاله اش نوعی جهت گیری وجود دارد اما این جهت گیری و نتیجه گیری باید بر اساس بررسی نظرهای مختلف اتفاق بیفتد و نه نظر شخصی بر مبنای پیش داوری.
رعایت بی طرفی کار دشواری است ولی باید آن را رعایت کرد. یکی از کارهای ما در روزنامه نگاری علمی پیدا کردن طرف های درگیر در یک داستان است. باید وزن و اعتبار هر یک از این طرف های درگیر شناسایی شده و در نهایت با توجه به وزن هر یک به آنها در گزارش امکان بیان دیدگاه ها داده شود. و یا نظر آنها – اگر معتبر است – پوشش داده شود. بدین ترتیب خواننده می تواند مطمئن باشد از جنبه های مختلف یک داستان اطلاع پیدا کرده و می تواند به آن نشریه به عنوان یک منبع معتبر نگاه کند. اما آیا همه طرف های درگیر در یک مناقشه علمی وزنی یکسان دارند؟

سلام حالا که مطلب جدیدی رو در مورد روزنامه نگاری به اشتراک گذاشتی ، من هم سوالی رو که چند هفته پیش بعد از”پرواز اژدها به عصر نوین فضا” پرسیده بودم تکرار میکنم، سوالم در مورد “مرجع” ها بود، این که چه مطالبی نیازمند به مرجع هستند؟ به عنوان مثال شما در همین نوشته ای که اسمش رو بردم، اطلاعات زیادی رو ارائه دادین , و البته برای هیچ کدام ، مرجعی رو مطرح نکردین، با این مقدمه:
1)صلن چه مطالبی نیازمن ذکر مرجع هستند؟
2) آیا این نیاز به ذکر مرجع بنا به نوع نوشته، مثلن یک مقاله ی علمی یا یک گذارش خبری و …، تغییر می کنه؟
3) آیا جایی که نوشته در آن منتشر می شود(مثلن یک روزنامه عمومی، یا یک مجله تخصصی) این نیاز را دچار تغییر می کن؟
بابت تاخیر در این پاسخ معذرت می خواهم.
روش ارجاع دادن به منابع کاملا به نوع مطلبی که شما می نویسید بستگی دارد. برای مثال در یک مقاله تخصصی علمی که برای ژرونال های تخصصی ارسال می شود شما برای هر استفاده ای که از داده های قبلی می کنید باید ارجاع دهید. حتی اگر مثلا بخواهید قضیه ای معروف را نقل قول و به آن استناد کنید باید در بخش مراجع منبعی که از آن استفاده می کنید را مشخص کنید. حتی اگر یک جمله از جایی برداشت شده باشد و بدون مرجع آن را در مقاله خود نقل کنید نه تنها مقاله شما بازگشت می خورد که متهم به سرقت علمی می شوید
درباره مقاله های غیر تخصصی، نظیر آنچه در روزنامه ها و مجلات می آید بسته به نوع نشریه شیوه ارجاع دادن متفاوت است. اما نکات مشترکی در همه آنها وجود دارد. اگر شما نقل قول مستقیمی را می کیند و یا متنی را از هر متن دیگری به طور کامل نقل می کنید باید آن را مشخص کرده و با ذکر منبع و به صورت نقل قول بیاورید. همچنین اگر به آمار یا تحلیل مشخصی اشاره می کنید باید مرجع آمار خود را بیاورید برای مثال اگر بگویید در جامعه 70 درصد مردم دچار افسردگی هستند باید مشخص کنید که چه مرجعی این آمار را مشخص کرده است و یا شاید رسانه شما برنامه نظر سنجی داشته است و یا مثلا به نقل از وزارت بهداشت یا سازمان جهانی بهداشت می گویید.
اگر متنی که م ینویسید به طور کامل از یک منبع برداشت شده باشد همچنین باید متن مورد استفاده در انتها و یا در متن مقاله اشاره شود.
در مورد طلب شرکت اسپیس ایکس من تنها یک خبر را نقل نکرده بودم بلکه با توجه به اینکه مدت طولانی داستان این شرکت را دنبال می کردم داستان آن را روایت کردم. وقتی منابع شما دست اول باشد و نقل قول صورت نگرفته باشد در مطلبی عمومی نیاز به نقل قول نیست. من متن را دوباره خواندم و به نظرم رسید تنها جایی که لازم بود منبعی را اشاره کنم درباره ارزش مالی قرار داد این شرکت بود.
امیداوارم این اطلاعات مفید باشد
موفق باشید
خیلی خوشحالم میبینم هنوز هستند انسانهایی که به راحتی و بدون هیچ چشمداشتی دیگران رو در دانسته هاشون شریک میکنند. کلی لذت میبرم از این نوشته ها.
سلام خوشحال میشم به وب سایت من سر بزنید و کامنت بزارید
البته باید یک سر از کارهای شما را به نقد کشید و مسائل نجومی را به رشته نقد دراورد
سلام
آقای ناظمی یه سوال داشتم. یه روزنامهنگار علمی در چه حدی باید به زمینهای که در اون فعالیت میکنه احاطه داشته باشه؟ مثلا نجوم، فیزیک،آیتی، محیطزیست و … ، داشتن اطلاعات عمومی کافیه واقعا در این مورد؟ در حد اطلاعات عمومی واقعا یه روزنامهنگار میتونه متوجه بشه که فلان خبری در دست داره تا چه حد مهم یا پوچ و توخالیه؟ درسته که کار روزنامهنگار علمی اینه که رابط بین دانشمندان و متخصصان با مردم عادی باشه اما خود روزنامهنگار در چه سطحی باید آگاه باشه از همون علم؟
من در بخش اول همین یادداشت ها و همینطور در درسنامه روزنامه نگاری علمی در این باره به طور مفصل توضیح دادم.
اولا تنها وظیفه روزنامه نگار علمی انتقال جریان دانش نیست بلکه این بخشی از وظیفه است و بخش نظارتی نیز در این زمینه وجود دارد.
در باره بخش دوم این است که برای پوشش یک موضوع نباید در آن حوزه تخصص داشته باشید. یعنی اگر بخواهید گزارشی از یک رویداد نجومی منتشر کنید نباید منجم باشید. اما بخشی از وظایف شما این است که در موضوع گزارش به اندازه ای تحقیق کنید، با افراد مختلف صحبت کرده، مقالات علمی، کتاب های مرجع و نظرات را مطالعه کنید که وقتی درباره آن موضوع مطلبی منتشر می کنید به طور کامل دقیق باشد.
مدتی سوالی ذهنم رو درگیر خودش کرده؛ از صحت محتوا و بحث علمی که بگذریم، یک متن با چه لحنی باید نوشته بشه تا مورد پذیرش خواننده باشه. رسمی، بی تکلف یا راحت و خودمانی؟ قانونی برای این کار هست یا اینکه دست نویسنده و دبیر تحریریه یک مجموعه است؟
سلام آقای ناظمی نمی دونم منو به خاطر دارین یا نه مدتی هست که نظر می گذارم تو وبلاگتون..
آقای ناظمی سوالی داشتم چند وقت پیش بود یه عکس از شما منتشر شد که لباس فضانوردی پوشیده بودین قضیه چی بود..؟
راستی من وبلاگی کاملا فیزیکی و البته نجومی دارم خوشحال می شم من را لینک کنید..
همانطور که چند بار توضیح دادم من در ویژه نامه نوروزی جام جم شبه داستانی درباره 25 سال آینده نوشتم. روز 13 فرودین سایت دانش فضایی به بهانه شوخی 13 آن مطلب را با آن تیتر منتشر کرد و توضیح هم داد که این شوخی است. پیشتر آن مطلب با عنوان خاطره ای از 25 سال بعد در همین سایت منتشر شده بود
راستی آقای ناظمی تو پستی که در موردآرم پپسی رو ماه گذاشتین یه نظر گذاشتم که خیلی مشتاقم پاسخ شما را بدونم.