برخی رهبران فناوری میگویند رقابت هوش مصنوعی زمین را از نظر انرژی و فضا به بنبست میکشاند و راهحل احتمالی انتقال این تاسیسات به مدار زمین است
بر اساس گزارش نیویورکتایمز نوشته Eli Tan و Ryan Mac
با شتابگرفتن رقابت جهانی در حوزه هوش مصنوعی، برخی از چهرههای اصلی صنعت فناوری به این نتیجه رسیدهاند که زمین دیگر ظرفیت میزبانی از مراکز داده عظیم هوش مصنوعی را نخواهد داشت. از نگاه آنها، راهحل—هرچند امروز شبیه داستانهای علمی–تخیلی به نظر برسد—میتواند انتقال مراکز داده به فضا باشد؛ سازههایی در مدار زمین که با انرژی خورشیدی کار میکنند و شاید روزی از سطح زمین همچون اجرام درخشان در آسمان دیده شوند.
گوگل، ایلان ماسک، جف بزوس، سم آلتمن و مدیرعامل انویدیا از جمله افراد و سازمانهایی هستند که طی ماههای اخیر بهطور علنی از این ایده حمایت کردهاند. با این حال، منتقدان میگویند این چشمانداز با محدودیتهای جدی فیزیکی، اقتصادی و فنی روبهروست و دستکم در کوتاهمدت واقعبینانه نیست.
چرا مهم است؟
مراکز داده ستون فقرات اقتصاد هوش مصنوعیاند، اما مصرف عظیم انرژی، نیاز به زمین، آب و زیرساخت آنها به یکی از چالشهای بزرگ قرن تبدیل شده است. اگر پیشبینیهای فعلی درست باشد، رشد هوش مصنوعی میتواند فشار بیسابقهای بر منابع زمینی وارد کند. ایده مراکز داده فضایی، فراتر از یک طرح مهندسی، نشانهای از جدی بودن بحران مقیاس در مسیر توسعه هوش مصنوعی است.
چه اتفاقی افتاده است؟
در نوامبر، گوگل اعلام کرد روی پروژهای به نام Project Suncatcher کار میکند؛ طرحی برای ساخت مراکز داده فضایی که قرار است نخستین آزمایشهای پرتاب آن از سال ۲۰۲۷ آغاز شود. ایلان ماسک نیز در یک کنفرانس گفت که آموزش مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی «حداکثر تا پنج سال آینده» بهصرفهترین شکل خود را در فضا خواهد داشت.
فیلیپ جانستون، مدیرعامل استارتاپ Starcloud—یکی از شرکتهای فعال در این حوزه—با قاطعیت میگوید: «این موضوع قابل بحث نیست؛ اتفاق خواهد افتاد. تنها پرسش این است که چه زمانی.»
این اظهارنظرها در شرایطی مطرح میشود که شرکتهایی مانند متا، مایکروسافت، آمازون و OpenAI صدها میلیارد دلار در ساخت مراکز داده زمینی سرمایهگذاری کردهاند. بر اساس گزارشها، OpenAI بهتنهایی تا ۱.۴ تریلیون دلار تعهد مالی برای پروژههای مرتبط با زیرساخت داده داده است. در کنار آن، کشورهایی مانند عربستان سعودی نیز سرمایهگذاریهای عظیمی را آغاز کردهاند.
محدودیتهای زمین
اما این تب ساختوساز با موانع جدی روبهرو شده است. در بسیاری از مناطق، ظرفیت شبکه برق پاسخگوی نیاز مراکز داده جدید نیست. اعتراضهای محلی نیز افزایش یافته؛ از نگرانی درباره افزایش قیمت برق گرفته تا فشار بر منابع آب و به ویژه با در نظر گرفتن شرایط دشوار محیط زیستی موجود و این واقعیت که بحران آب از الان خود رابه عنوان یکی از چالشهای اصلی آینده مطرح کرده است.
این محدودیتها باعث شده برخی مدیران فناوری به گزینههای رادیکالتر فکر کنند—از جمله فضا، جایی که بهگفته حامیان طرح، انرژی خورشیدی تقریباً پیوسته در دسترس است و خبری از قوانین سختگیرانه زیستمحیطی یا مخالفتهای محلی نیست.
مصرف انرژی و آب مراکز داده هوش مصنوعی
رشد سریع هوش مصنوعی تنها یک تحول نرمافزاری نیست؛ این فناوری به زیرساختهای فیزیکی عظیمی متکی است که مصرف برق و آب آنها در سالهای اخیر به یکی از نگرانیهای اصلی سیاستگذاران انرژی و محیطزیست تبدیل شده است.
بر اساس برآوردهای مؤسسات پژوهشی حوزه انرژی و فناوری، مصرف برق کل مراکز داده در جهان در سال ۲۰۲۵ حداقل در حدود ۴۰۰ تا ۴۵۰ تراواتساعت برآورد میشود؛ رقمی که معادل مصرف سالانه برق یک کشور متوسط اروپایی است. برای مقایسه، تولید برق ایران در سال 2024 در حددود 340 تراوات ساعت اعلام شده است.
بخش قابلتوجهی از این رشد به مراکز دادهای بازمیگردد که برای آموزش و اجرای مدلهای بزرگ هوش مصنوعی استفاده میشوند؛ مدلهایی که به هزاران پردازنده گرافیکی و توان محاسباتی پیوسته نیاز دارند.
مصرف آب نیز بُعد کمتر دیدهشده اما بسیار مهم این مسئله است. مراکز داده برای خنکسازی سرورها، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم مقادیر زیادی آب مصرف میکنند. بر اساس مطالعات دانشگاهی و گزارشهای سیاستگذاری، مصرف آب مرتبط با مراکز داده و هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ در بازهای از چند صد میلیارد لیتر در سال برآورد میشود—رقمی که میتواند با مصرف سالانه آب شهری چند میلیوننفری یا حتی برخی کشورهای کوچک قابل مقایسه باشد.
اهمیت این موضوع زمانی دوچندان میشود که بسیاری از مراکز داده در مناطقی ساخته میشوند که با تنش آبی یا محدودیت شبکه برق روبهرو هستند. در چنین شرایطی، توسعه سریع زیرساختهای هوش مصنوعی میتواند به منبعی برای مناقشات محلی، فشار بر منابع طبیعی و چالشهای سیاسی تبدیل شود.
همین ابعاد مصرف انرژی و آب است که باعث شده برخی چهرههای صنعت فناوری به ایدههایی مانند مراکز داده فضایی فکر کنند—نه لزوماً بهعنوان راهحلی فوری، بلکه بهعنوان نشانهای از رسیدن زیرساختهای زمینی به آستانه ظرفیت خود.
منابع: گزارشهای Gartner درباره مصرف برق مراکز داده (۲۰۲۴–۲۰۲۵)، تحلیلهای مؤسسه MIT Technology Review و MIT News درباره اثرات زیستمحیطی هوش مصنوعی، گزارشهای Energy & Environment Study Institute (EESI)، و بررسیهای سازمان بینالمللی انرژی (IEA) و مجمع جهانی اقتصاد (WEF).
مراکز داده فضایی چگونه خواهند بود؟
برخلاف مراکز داده زمینی که اندازهای در حد استادیومهای ورزشی دارند، نمونههای مفهومی مراکز داده فضایی بیشتر شبیه ماهوارههای عظیم هستند: خوشهای از سرورها در مرکز، احاطهشده با کیلومترها صفحه خورشیدی برای تأمین انرژی.
به گفته جانستون، این سازهها باید هر پنج سال یکبار بازسازی شوند؛ چرخهای که با عمر مفید تراشههای پردازشی همخوانی دارد. او میگوید این مراکز در سپیدهدم و غروب از زمین قابل مشاهده خواهند بود.

مانع اصلی: هزینه و فیزیک
بزرگترین مانع، هزینه پرتاب است. در حال حاضر، پرتاب هر کیلوگرم بار به فضا حدود ۸ هزار دلار هزینه دارد؛ حتی ارزانترین گزینه—شرکت SpaceX—این رقم را به حدود ۲ هزار دلار رسانده است. این در حالی است که یک رک سرور بهتنهایی میتواند بیش از یک تُن وزن داشته باشد.
فیلیپ متزگر، استاد فیزیک دانشگاه فلوریدای مرکزی و پژوهشگر پیشین ناسا، میگوید اگر هزینه پرتاب به حدود ۲۰۰ دلار به ازای هر کیلوگرم برسد، مدل اقتصادی این طرح قابل دفاع میشود—چیزی که بهگفته او احتمالاً یک دهه زمان میبرد. گوگل نیز در یک مقاله پژوهشی پیشبینی کرده که چنین سطحی از کاهش هزینه ممکن است در اواسط دهه ۲۰۳۰ محقق شود.
منتقدان اما تردید دارند. پییر لیونه، اقتصاددان فضایی و مدیر یورواسپیس، این فرض را غیرواقعبینانه میداند و میگوید چنین استدلالی شبیه این است که بگوییم اگر همبرگر ده سنت شود، ناگهان همهچیز حل خواهد شد.
چالشهای فنی حلنشده
هزینه تنها مشکل نیست. تابشهای کیهانی میتوانند عملکرد تراشههای امروزی را مختل کنند؛ تراشههایی که اساساً برای کار در محیط فضا طراحی نشدهاند. از سوی دیگر، خنکسازی نیز چالشی جدی است. با وجود دمای بسیار پایین فضا، نبود هوا به این معناست که گرما بهراحتی منتقل نمیشود و مراکز داده به رادیاتورهای عظیم برای دفع گرما نیاز خواهند داشت.
رؤیا، رقابت یا فرصت سرمایهگذاری؟
با وجود همه این موانع، چهرههایی مانند ایلان ماسک عقبنشینی نکردهاند. ماسک اخیراً در شبکه اجتماعی X نوشت که «مقیاسدهی جدی هوش مصنوعی باید در فضا انجام شود» و حتی از ساخت ۳۰۰ گیگاوات مرکز داده فضایی سخن گفت—عددی معادل بیش از نیمی از مصرف برق سالانه ایالات متحده.
در همین حال، مدیر مالی SpaceX اعلام کرده که این شرکت در صورت عرضه اولیه سهام، بخشی از سرمایه را به پروژههایی از جمله مراکز داده فضایی اختصاص خواهد داد.
تام مولر، مدیر پیشین SpaceX، نگاه متفاوتی دارد: «داغترین حوزه سرمایهگذاری امروز هوش مصنوعی است و بعد از آن فضا. حالا این دو در حال همگرا شدن هستند.»
منتقدان چه میگویند؟
با وجود حمایت برخی چهرههای پرنفوذ فناوری، بسیاری از اقتصاددانان فضایی، فیزیکدانان و متخصصان زیرساختهای محاسباتی نسبت به ایده مراکز داده فضایی بهشدت تردید دارند. منتقدان میگویند این طرح بیش از آنکه پاسخی عملی به بحران انرژی و زمین باشد، بازتابی از بزرگنمایی فناورانه و خوشبینی سرمایهمحور است. از نظر آنها، انتقال مسئله از زمین به فضا، نهتنها مشکلات بنیادی مصرف انرژی را حل نمیکند، بلکه هزینهها، ریسکها و پیچیدگیهای جدیدی ایجاد میکند که میتواند بهرهوری را کاهش دهد. برخی پژوهشگران یادآوری میکنند که حتی با کاهش چشمگیر هزینه پرتاب، نگهداری، تعمیر و بهروزرسانی سختافزارهای حساس در محیط پرتابش و خلأ فضا، بهمراتب دشوارتر و پرهزینهتر از زمین خواهد بود. افزون بر این، منتقدان هشدار میدهند که تمرکز بر سناریوهای فضایی ممکن است توجه و سرمایه را از راهحلهای در دسترستر—مانند بهینهسازی الگوریتمها، کاهش مصرف انرژی مدلها، توسعه شبکههای برق پاک و توزیع هوشمند مراکز داده زمینی—منحرف کند. به تعبیر برخی از آنها، مراکز داده فضایی در حال حاضر بیشتر شبیه «پاسخی افراطی به یک مسئله واقعی» هستند تا یک راهحل بهینه و معقول. نکته دیگر در این باره نگرانیها از ترافیک فضایی د ر مدار زمین و تولید آلایندههای مداری است. اتفاقی که به خصوص در غیاب قوانین به روز برای حقوق استفاده از فضای ماورا جو بیشتر خود را نشان می دهد و نگرانی از آسیب پذیری زیرساختهای حیاتی احتمالی که در فضا نصب میشوند در اثرنظامی شدن شدید فضا را نیز به همراه خواهد داشت.
ایده مراکز داده فضایی، در مرز میان آیندهنگری جسورانه و خوشبینی افراطی قرار دارد. در بهترین حالت، این طرح بازتابی از فشار فزایندهای است که هوش مصنوعی بر منابع زمین وارد میکند؛ و در بدترین حالت، میتواند نشانهای از حبابی باشد که با وعدههای کیهانی تغذیه میشود. آنچه مسلم است، این است که رقابت هوش مصنوعی دیگر فقط یک چالش نرمافزاری نیست—بلکه به مسئلهای درباره انرژی، فضا و محدودیتهای فیزیکی سیاره ما تبدیل شده است.