پرونده‌های اپستین و چهره های علم

وقتی پول خصوصی، اعتبار دانشگاهی و پرسش‌های اخلاقی به هم گره می‌خورند

انتشار بیش از سه میلیون صفحه سند جدید از سوی وزارت دادگستری آمریکا در اواخر ژانویه/اوایل فوریه ۲۰۲۶ (بزرگ‌ترین بسته اسناد مرتبط با جفری اپستین تا کنون) نشان می‌دهد که پیوندهای این سرمایه‌دار محکوم‌شده با جامعه علمی عمیق‌تر، طولانی‌تر و در برخی موارد نزدیک‌تر از آنچه پیش‌تر آشکار شده بود، بوده است.

این اسناد — که بر اساس «قانون شفافیت پرونده‌های اپستین» (Epstein Files Transparency Act) مصوب نوامبر ۲۰۲۵ و امضاشده توسط رئیس‌جمهور ترامپ منتشر شد — شامل ایمیل‌ها، اسناد مالی، عکس‌ها و یادداشت‌هایی است که اپستین را در حال مشاوره با دانشمندان، پیگیری پروژه‌های پژوهشی و حتی پیشنهاد جهت‌گیری‌های فکری نشان می‌دهد. گزارش تحلیلی نشریه Nature (۶ فوریه ۲۰۲۶) و گزارش داخلی دانشگاه هاروارد (۲۰۲۰، با جزئیات تکمیلی بعدی) تأکید می‌کنند: هیچ‌یک از این اسناد دلیلی بر مشارکت این دانشمندان در جرایم جنسی اپستین ارائه نمی‌دهد، اما حجم تعاملات، پرسش‌های جدی درباره اخلاق تأمین مالی خصوصی علم، شفافیت نهادی و مرز نفوذ اهداکنندگان مطرح می‌کند.

چه اتفاقی افتاده؟

اپستین (که در ۲۰۱۹ در زندان خودکشی کرد) پیش از محکومیت ۲۰۰۸ خود به جرایم جنسی، میلیون‌ها دلار به پروژه‌های علمی اهدا کرده بود. پس از محکومیت نیز، برخی دانشمندان همچنان با او ارتباط داشتند. بزرگ‌ترین کمک مالی شناخته‌شده او ۶٫۵ میلیون دلار در سال ۲۰۰۳ به برنامه پویایی تکاملی (PED) هاروارد بود که توسط مارتین نواک اداره می‌شد. طبق گزارش رسمی هاروارد، مجموع کمک‌های او به این دانشگاه تا پیش از ۲۰۰۸ حدود ۹٫۱ میلیون دلار بوده و هیچ کمک مستقیمی پس از محکومیت پذیرفته نشد، اما اپستین بیش از ۴۰ بار بین ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸ به PED سر زده، دفتر اختصاصی («دفتر جفری» در طبقه ششم ساختمان PED) داشته و حتی کلید دسترسی و گذرواژه دریافت کرده بود.

اسناد جدید DOJ جزئیات بیشتری از این تعاملات را آشکار کرده: اپستین فهرستی از نزدیک به ۳۰ دانشمند برجسته نگهداری می‌کرد، با برخی از آنها درباره مقالات، ویزا، انتقادهای علمی و حتی فرصت‌های مالی مکاتبه می‌کرد و گاهی پروژه‌ها را «پیگیری» می‌کرد.

نام‌های برجسته در اسناد

نشریه Nature و اسناد DOJ تنها به مواردی اشاره می‌کنند که حضورشان تأیید شده اما هیچ اتهام جنایی متوجه آن‌ها نیست:

لارنس کراوس (فیزیکدان نظری): سازمان ترویج علم او ۲۵۰ هزار دلار از اپستین دریافت کرده بود. در سال ۲۰۱۸، اپستین به او نوشت: «فکر می‌کردم توافق کردیم هیچ نظری ندهیم!!!!!» کراوس به Nature گفت: «از ابعاد کامل جرایم اپستین بی‌خبر بودم و مانند بقیه جهان شوکه شدم.»

لیزا رندال (فیزیکدان نظری هاروارد): در ایمیلی با اپستین درباره حبس خانگی او شوخی کرده و در ۲۰۱۴ به جزیره خصوصی‌اش سفر کرده بود. بعداً به هاروارد کریمسون گفت: «از ادامه تماس پشیمانم و از گستردگی اتهامات وحشت‌زده‌ام.»

مارتین نواک (زیست‌شناس ریاضی هاروارد): نزدیک‌ترین پیوند را داشت. در کتاب ۲۰۱۱ خود SuperCooperators نوشت که اپستین با تماس او را به جزیره دعوت کرد و گفت «برای تو موسسه می‌سازم» PED در ۲۰۲۱ تعطیل شد، نواک تحریم شد (منع پذیرش دانشجوی جدید و رهبری پروژه) اگرچه این محدودیت ها برای نواک در سال 2023 از میان برداشته شد.

کورینا تارنیتا (زیست‌شناس ریاضی پرینستون، سابقاً دانشجوی نواک): از دسامبر ۲۰۰۸ (شش ماه پس از محکومیت اپستین) با او در تماس بود. در ۲۰۰۹ جزئیات انتقال ۱۵ هزار دلار به دو زن رومانیایی را داده بود که باعث گمانه‌زنی شد. تارنیتا و پرینستون تأیید کردند این مبالغ بورسیه برای ریاضیدانان زن جوان رومانیایی بوده و اپستین از مسیر شغلی تارنیتا الهام گرفته بود. هیچ اتهام جنایی وجود ندارد.

ناتان ولف (ویروس‌شناس سابق استنفورد): در ۲۰۱۳ پیشنهاد مطالعه رفتار جنسی دانشجویان برای آزمایش «فرضیه ویروس هورنی» (میکروارگانیسم‌هایی که فعالیت جنسی را افزایش می‌دهند) داد. ولف به Nature گفت اپستین هیچ بودجه‌ای نداد، اما او از «چارچوب نامناسب» و ارتباط پشیمان است.

چرا این موضوع مهم است؟

این پرونده فراتر از اپستین، به آسیب‌پذیری دانشگاه‌ها در برابر پول خصوصی اشاره دارد. جسی کاس (ریاضیدان دانشگاه کالیفرنیا، سانتا کروز، سابقاً دانشجوی هاروارد) به Nature گفت: «شنیده نشده که اهداکننده تا این سطح در پژوهش واقعی درگیر شود.» دانشمندان مستقل تأکید می‌کنند که مرز «حمایت مالی» و «نفوذ فکری/نهادی» به‌راحتی محو می‌شود و فقدان شفافیت، اعتماد عمومی به علم را تضعیف می‌کند.

دانشگاه‌ها ناچارند سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تری برای پذیرش کمک‌های خصوصی، نظارت بر دسترسی اهداکنندگان و جلوگیری از استفاده از نام دانشگاه برای افرادی که قصد دارند از آن برای تطهیر خود استفاده کنند،  وضع کنند.

گزارش ها همچنین نشان از آن دارد که د رمواردی اپستین مشخصا در روند نگارش مقاله‌های علمی دخالت می‌کرده یا آن‌ها را پیش از ارسال به ژورنال‌ها خوانده و ویرایش می‌کرده است.

با وجودی که هیچ اتهامی تا کنون متوجه این افراد نیست اما میزان نفوذ فردی که تنها به واسطه ثروت و شبکه نفوذ خود نهاد علم را دستخوش تغییر کند، زنگ خطر بزرگی برای نهاد علم است.

پیشتر از ارتباط نزدیک و مکرر و طولانی برخی از چهره های فناوری مانند بیل گیتس و ایلان ماسک با اپستین اسنادی منتشر شده بود.

در حالی که تحقیقات مربوط به پرونده جفری اپستین با وجود تمام موانع و کارشکنی‌های موجود همچنان پیش می‌رود، این داستان بار دیگر یک حقیقت مهم را به علاقه‌مندان و پیروان علم یادآوری می‌کند:

علم، کاری است که توسط انسان‌ها پیش برده می‌شود. این انسان‌ها — هرچند در زمینه تخصصی خود برجسته و متخصص باشند — از همان ضعف‌ها، قوت‌ها، خطاها و آسیب‌پذیری‌های اخلاقی که سایر افراد جامعه دارند، برخوردارند. دانشمند بودن یک تخصص حرفه‌ای است، اما لزوماً به معنای فرزانگی، خردمندی یا برتری اخلاقی نیست.

علم، اعتبار و اقتدار خود را نه از افراد، بلکه از روش‌شناسی علمی — یعنی شواهد تجربی، آزمایش‌پذیری، نقد همتایان، تکرارپذیری و شفافیت — می‌گیرد. این ویژگی‌ها هستند که علم را از دیگر حوزه‌های دانش متمایز می‌کنند و آن را در برابر خطاهای انسانی مقاوم‌تر می‌سازند.

این پرونده، بیش از هر چیز، ضرورت حیاتی نظارت مداوم بر نهادهای علمی، شفافیت در تأمین مالی پژوهش‌ها و رسانه‌های پرسشگر و مستقل را برجسته می‌کند. وقتی پول خصوصی، قدرت اجتماعی و اعتبار دانشگاهی در هم می‌آمیزند، مرزهای اخلاقی به راحتی محو می‌شوند و تنها با پرسش‌گری پیگیر، نظارت سخت‌گیرانه و فرهنگ بازخواست می‌توان از سلامت نظام علمی حفاظت کرد.

پرسش از منابع مالی، تعاملات و تصمیم‌گیری‌های دانشمندان و نهادها، نه تنها ضدعلم نیست، بلکه یکی از پایه‌های اصلی سلامت علم است. علم بر شانه‌های افراد نمی‌ایستد؛ بر پایه روش و شواهد ایستاده است و هرگاه این پایه‌ها تهدید شوند، جامعه علمی و عمومی حق — و وظیفه — دارد که با دقت و بدون تعارف، آن‌ها را بررسی کند.

دیدگاه‌ها

  1. طبق اسناد منتشر شده، با اینکه ایلان ماسک ۱۱۱۶ بار اسمش در اسناد ذکر شده، اما هنوز مدرکی دال بر اینکه این دو نفر همدیگر رو ملافات کرده باشند یا ایلان ماسک به جزیره اپستین رفته باشه، پیدا نشده. طبق مقاله گاردین، ماسک اظهار کرده که تنها یکبار با زن سابقش به آپارتمان این شخص در منهتن نیویورک رفته، برای کار تحقیقی که زن سابقش انجام میداده. ایمیل‌های رد و بدل شده هم هیچ نشانی از دیدار این دو نفر به دست نمیدن. ولی چرا اسم کسی مثل رید هافمن که ارتباط بسیار نزدیکش ثابت شده است، ذکر نشده؟ چرا نام ایلان ماسک در کنار بیل گیتس که ارتباط بسیار نزدیکی با اپستین داشته، اومده؟ ایا این‌ خود نشانه‌ای بر سوگیری شخصی و عدم پایبندی به اصولی اخلاقی نیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.