مطالعهای تازه چنین احتمالی را مطرح میکند. اما باید در تفسیر این موضوع احتیاط کرد
دههها تصور رایج در علوم شناختی این بود که برای یادگیری، حافظه یا تصمیمگیری، وجود مغز و نورونها ضروری است. اما مجموعهای از پژوهشهای تازه—از جمله مطالعهای که در مجله Cognitive Science منتشر شده—این فرض قدیمی را به چالش کشیده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که برخی گیاهان ممکن است بتوانند تعداد رویدادهایی را که در محیطشان رخ میدهد ردیابی کنند؛ قابلیتی که بهنوعی شبیه «شمارش» است.
پژوهش جدید به رهبری پیتر ویِشتون، استاد روانشناسی در کالج ویلیام و مری آمریکا، روی گیاهی مشهور به Mimosa pudica انجام شده است؛ گیاهی که به «گیاه خجالتی» یا «touch-me-not» نیز معروف است. برگهای ظریف این گیاه هنگام لمس شدن جمع میشوند و شبها نیز بسته شده و با طلوع خورشید دوباره باز میشوند.
آزمایشی ساده اما عجیب
در یک چادر مرطوب آزمایشگاهی، پژوهشگران گیاهان را در معرض چرخههای منظم نور و تاریکی قرار دادند. در مرحله نخست، چرخهای ۲۴ ساعته طراحی شد:
دو روز اول شامل ۱۲ ساعت تاریکی و ۱۲ ساعت نور بود، اما در روز سوم چراغها روشن نشدند.
پس از چند بار تکرار این الگو، رفتار گیاه تغییر کرد. گیاهان در ساعتهایی که معمولاً پیش از طلوع نور قرار میگرفتند، حرکت بیشتری در برگها نشان میدادند—حتی در روزهایی که در واقع نوری وجود نداشت.
به گفته پژوهشگران، این رفتار میتواند نشان دهد که گیاهان به نوعی الگوی سهروزه را «یاد گرفتهاند» و حرکت خود را بر اساس آن تنظیم میکنند.
آیا گیاهان زمان را دنبال میکنند یا تعداد رویدادها را؟
یک توضیح ساده این بود که گیاهان فقط زمان را دنبال میکنند. بسیاری از گیاهان دارای ریتمهای شبانهروزی هستند که آنها را با چرخه ۲۴ ساعته روز و شب هماهنگ میکند.
برای بررسی این احتمال، پژوهشگران طول روزها را از ۲۴ ساعت به ۲۰ ساعت تغییر دادند. گیاهان تقریباً بلافاصله رفتار خود را با این چرخه جدید تطبیق دادند.
در مرحلهای دیگر، طول چرخههای سهروزه بهطور تصادفی بین ۱۰ تا ۳۲ ساعت تغییر داده شد. در این شرایط، الگوی رفتاری گیاهان در چرخههای بسیار کوتاه یا بسیار بلند از بین رفت.
به گفته ویِشتون، سادهترین توضیح برای این نتایج این است که گیاهان ممکن است بهجای اندازهگیری زمان، تعداد رویدادهای نور–تاریکی را دنبال کنند.
نوعی «هوش» بدون مغز
اگر این نتایج در مطالعات آینده تأیید شود، پیامد مهمی برای درک ما از فرایندهای شناختی خواهد داشت. تقریباً تمام نظریههای حافظه و تصمیمگیری در زیستشناسی و علوم شناختی بر نقش نورونها تکیه دارند. اما گیاهان فاقد سیستم عصبی هستند.
با این حال، نتایج این مطالعه نشان میدهد که ممکن است نوعی پردازش اطلاعات غیرعصبی در سلولهای گیاهی وجود داشته باشد؛ فرآیندی که میتواند الگوها را تشخیص دهد و به آنها پاسخ دهد.
این یافته همچنین پرسش گستردهتری مطرح میکند: آیا ممکن است یادگیری تنها به نورونها محدود نباشد؟ در بدن حیوانات و انسانها نیز میلیاردها سلول وجود دارد که نورون نیستند، اما شاید بتوانند نوعی پردازش اطلاعات انجام دهند.
احتیاط علمی
پژوهشگران تأکید میکنند که این نتایج هنوز مرحلهای ابتدایی از تحقیق در این حوزه است. برای تأیید قطعی این فرضیه که گیاهان واقعاً توانایی «شمارش رویدادها» را دارند، آزمایشهای مستقل بیشتری لازم است. همچنین باید مشخص شود که چنین پردازش اطلاعاتی دقیقاً چگونه در سطح مولکولی یا سلولی در گیاهان رخ میدهد.
با این حال، همین نتایج اولیه نیز مرز سنتی میان رفتار حیوانات و گیاهان را کمی مبهمتر میکند. شاید آنچه ما «هوش» مینامیم، فقط محصول مغز نباشد—بلکه شکلی از پردازش اطلاعات باشد که در بسیاری از سامانههای زیستی، حتی بدون نورون، امکانپذیر است.