شاهدی دیگر از رفتار مغزی نئاندرتال ها
در نگاه اول، بقایای لاکپشتهای شکسته در یک محوطه باستانی شاید تنها نشانهای از یک وعده غذایی ساده به نظر برسد. اما مطالعهای تازه از یکی از مهمترین سایتهای پارینهسنگی اروپا، داستان متفاوتی را روایت میکند: نئاندرتالها در اروپای مرکزی لاکپشتها را شکار میکردند—اما احتمالاً نه برای خوردن، بلکه برای استفاده از لاک آنها.
این یافته بر اساس بررسی قطعاتی از لاک لاکپشتهای آبزی اروپایی (Emys orbicularis) به دست آمده که قدمتی حدود ۱۲۵ هزار سال دارند. این بقایا در محوطهای به نام نویمارک-نورد در آلمان امروزی کشف شدهاند؛ مکانی که پیشتر نیز شواهدی از رفتارهای پیچیده نئاندرتالها در آن گزارش شده بود.
نشانههایی از یک کار دقیق
پژوهشگران با استفاده از روشهایی مانند اسکن سهبعدی با وضوح بالا، سطح داخلی این قطعات را بررسی کردند. آنچه یافتند، صرفاً آثار تصادفی نبود. بسیاری از این قطعات دارای برشهای دقیق روی سطح داخلی لاک بودند—نشانهای روشن از اینکه حیوانات با دقت تکهتکه شدهاند.
این برشها نشان میدهند که نئاندرتالها اندامها را جدا کرده، اندامهای داخلی را خارج کرده و سپس لاک را بهطور کامل تمیز کردهاند. این سطح از پردازش، بیش از آن چیزی است که صرفاً برای مصرف غذایی انتظار میرود.
چرا نه برای غذا؟
در همان محوطه، بیش از ۱۰۰ هزار قطعه استخوان از حیوانات مختلف کشف شده است—از جمله گوزن، اسب، گاو وحشی و حتی فیلهای عظیمالجثهای که وزنشان به بیش از ۱۰ تُن میرسید. این تنوع و فراوانی نشان میدهد که نئاندرتالها با کمبود منابع غذایی روبهرو نبودهاند.
در چنین شرایطی، شکار لاکپشتهایی با وزن حدود یک کیلوگرم، که ارزش غذایی نسبتاً کمی دارند، منطقی به نظر نمیرسد—مگر اینکه هدف چیز دیگری بوده باشد.

لاک بهعنوان ابزار
پژوهشگران معتقدند که لاک این حیوانات احتمالاً بهعنوان ابزارهای ساده مورد استفاده قرار میگرفته است؛ چیزی شبیه به ظرف، ملاقه یا وسیلهای برای جابهجایی مواد.
شکل طبیعی لاک—مقعر، نسبتاً مقاوم و سبک—آن را به گزینهای مناسب برای چنین کاربردهایی تبدیل میکند. این ایده با دقتی که در تمیز کردن لاکها مشاهده شده نیز همخوانی دارد.
شکار ساده، شاید توسط کودکان
لاکپشتها در مقایسه با شکارهای بزرگ، هدفهایی آسانتر هستند. آنها حرکت کندتری دارند و به دام انداختنشان نیاز به مهارت یا انرژی زیادی ندارد. به همین دلیل، پژوهشگران احتمال میدهند که شکار آنها حتی توسط کودکان انجام میشده باشد—بخشی از فعالیتهای روزمره در یک گروه انسانی.
تصویری پیچیدهتر از نئاندرتالها
این یافته، تصویری ساده از نئاندرتالها بهعنوان شکارچیانی صرفاً در جستوجوی غذا را به چالش میکشد. آنها نهتنها از منابع مختلف محیطی استفاده میکردند، بلکه میتوانستند میان ارزش غذایی و کاربردهای دیگر منابع تمایز قائل شوند.
در واقع، این رفتار نشاندهنده نوعی انعطافپذیری شناختی و بومشناختی است؛ اینکه یک گروه انسانی بتواند از یک موجود زنده نه فقط برای بقا، بلکه برای ساخت ابزار و بهبود زندگی روزمره خود بهره ببرد.
پژوهشگران میگویند چنین شواهدی نشان میدهد که استراتژیهای بقا در نئاندرتالها بسیار پیچیدهتر از آن چیزی بوده که پیشتر تصور میشد—و فراتر از صرفاً «حداکثر کردن کالری» عمل میکرده است.