اردشیر لاریجانی مقابله می‌کند: فشار و اتهام و تهدید به جای پاسخ به نقدها

نقدهایی که به افتتاح زودهنگام و نمایشی رصدخانه ملی ایران صورت گرفت حالا با واکنش عصبی و بی ادبانه اردشیر جواد لاریجانی مواجه شده است.

پس از افتتاح رسمی رصدخانه ملی ایران، در شرایطی که هنوز آینه اصلی و بخشی از سامانه ردیاب ستاره‌ای برای افزایش کیفیت تصویر نصب نشده بودند، انتقادهای زیادی از این مراسم و این افتتاح مطرح شد.

آغاز داستان

عمده انتقادها در این دوره به واسطه بحث‌های فنی نبودند و تمرکز آن بر مساله عدم صداقت در اعلام افتتاح بود.

در حالی که مدیران و رسانه های رسمی از افتتاح و آغاز به کار رسمی تلسکوپ خبر داده بودند، معلوم شد در بهترین حالت آنچه اتفاق افتاده است، آماده بودن برای آغاز مرحله نصب آینه و تجهیزات باقی مانده است.  

این مساله به قدری نگران کننده بود که انجمن نجوم ایران که معمولاً رفتاری محافظه کارانه دربرابر رویدادهای علمی حوزه خود دارد، با انتشار بیانیه‌ای از افتتاح زودهنگام این رصدخانه ابراز نگرانی کرد و این اقدام را در ادامه مسیر این پروژه مهم، نگران کننده خواند.

متن بیانیه انجمن نجوم ایران را می‌توانید در اینجا بخوانید.

پس از این افتتاح بخشی از جامعه نجوم ایران از جمله علاقه‌مندان نجوم آماتوری، مدیران سابق رصدخانه ملی ایران و رسانه‌های علمی به انتقاد از این امر پرداختند.

متاسفانه در غیاب پاسخ‌های رسمی مدیران رصدخانه ملی به جای شفاف کردن دلیل این اتفاق – که همانطور که ذکر شد تمرکزش بر عدم صداقت در اعلام افتتاح بود – منتقدان را به حسادت، مانع تراشی در مسیر توسعه و نادانی و جهل متهم کردند.

تعدادی از روزنامه‌ها و نشریاتی که به نقد از این اتفاق پرداخته بودند، با جوابیه‌های تند و تیز و فشار بر مدیران رسانه برای تغییر روند گزارش از این افتتاح مواجه شدند.

بعد از آشکار شدن این عدم صداقت در خبر افتتاح برخی از مدیران پیشین رصدخانه اشاره کردند که با وجودی که امروز به اسناد ساخت دسترسی ندارند، اما بر مبنای مشاهدات گزارش‌های عمومی می‌توانند با قطعیت ابراز نظر کنند که میان آنچه افتتاح شده و آنچه طرح اولیه بود تفاوت جدی وجود دارد.

این ادعا نه غریب است و نه اثباتش کار دشواری است. کافی است نگاهی به طرح‌های معرفی شده مفهومی رصدخانه که پیش تر منتشر شده بود با آنچه ساخته شده است بیندازید. این تفاوت فارغ از اینکه مثبت یا منفی باشد، بدیهی است.

همچنین برخی از مدیران از جمله دکتر رضا منصوری مدیر سابق پروژه گفت که بر اساس طرح‌های اولیه و محاسبات پیشین و آنچه امروز در گزارش‌ها می‌بیند نگران است که برخی مشکلات فنی به ساختار وارد شده باشند. از جمله نگرانی‌هایی که او بیان کرده بود ارتفاع مقر تلسکوپ از سطح رصدخانه است که ممکن است به اندازه کافی برای کاهش اثرات آشوب دمایی نباشد و همچنین مساله ساختار تهویه درون گنبد.

بخشی از همکاران فعلی رصدخانه ملی ایران نیز در پاسخ به انتقادهای جامعه آماتوری به طعنه گفتند که اصلا این موضوعی نیست که افراد عادی و علاقه‌مندان آماتور بخواهند درباره اش حرف بزنند و آن‌ها باید حداکثر به تلسکوپی یک متری رضایت دهند.

بازتاب در ساینس

پس از چند هفته از این افتتاح، ریچارد استون، که سال‌های طولانی است که اخبار علمی ایران را دنبال می‌کند و پیشتر دبیر بخش خبر بین‌الملل مجله ساینس بود، در گزارشی از افتتاح از نگرانی بخشی از جامعه نجوم ایران اشاره کرد. نگرانی از اینکه پروژه‌ای که امید آن‌ها برای مشارکت حرفه‌ای در دنیای نجوم حرفه‌ای بود به دلایل سیاسی یا مدیریتی به یکی از پروژه‌های رایج در جهان سوم بدل شود.

او در این نوشته که می توانید آن را در اینجا مطالعه کنید ضمن صحبت با دکتر سپهر اربابی، دکتر رضا منصوری، آرنه ادبرگ (که قله گرگش را برای ساخت انتخاب کرد) و معین مصلح، به چند نکته اساسی اشاره کرده است:

نخست افتتاح ناهنگام و بدون آینه رصدخانه، دوم سابقه درخشان ایران در نجوم و امیدواری موجود برای بازگشت به دوران شکوه نجوم، نگرانی از تغییرات فنی از سوی برخی از منجمان، نگرانی از تاثیرات سیاسی دولت تازه بر ادامه روند این پروژه و در نهایت اینکه بسیاری از منجمان ایرانی هنوز نسبت به این پروژه امیدوارند.

پاسخ گروه مشاوران رصدخانه

چند روز بعد گروه مشاوران بین‌المللی پروژه رصدخانه ملی ایران پاسخی را نسبت به این یادداشت منتشر کردند که در همان لینک بالا قابل مطالعه است.

آن‌ها در این یادداشت تاکید کرده‌اند که درباره مسایل و نگرانی های سیاسی پروژه اظهار نظر نمی‌کنند، از تلاش تیم ایرانی تقدیر کرده‌اند و اعلام کرده‌اند که بخش عمده‌ای از ساخت انجام شده و رصدخانه آماده است وارد مرحله تکمیل برای دریافت نور شود.

این یادداشت که بخشی از آن به نظر بیشتر برای تاکید بر مدیریت فعلی نوشته شده است و با توجه به اینکه از سوی مشاوران رسمی رصدخانه است، با وجود اعتبار افراد عضو این کمیته، به دلیل ارتباط این نهاد با رصدخانه نمی‌توان آن را نظر مستقل در نظر گرفت،  به طور گسترده مورد استناد مدافعان وضع فعلی و پاسخی قاطع بر وضعیت مطلوب پروژه ارزیابی و بازنشر شد.

لاریجانی وارد می‌شود

روز گذشته خبرگزاری تسنیم یکی از معدود پاسخ‌های رسمی و علنی درباره نقدها را در قالب یادداشتی از سوی جواد اردشیر لاریجانی رییس پژوهشگاه دانش‌های بنیادی که پژوهشکده رصدخانه ملی (مجری طرح) زیر مجموعه آن است، منتشر کرد که می توانید متن آن را دراینجا مطالعه کنید.

این یادداشت که با لحنی ستیزه جو و سرشار از اتهام‌ها نوشته شده است در دل خود تضادهای بسیاری دارد.

من پیشتر در نوشته‌ای درباره رصدخانه ملی جایگاه اردشیر لاریجانی را در این طرح و نهاد پژوهشگاه مورد اشاره قرار دادم که می‌توانید آن را در اینجا مطالعه کنید.

در این یادداشت و در پاسخ به کسانی که درباره افتتاح زودهنگام و نمایشی رصدخانه ملی ایران نگرانی لاریجانی از موقعیت خود در دولت بعدی را مورد اشاره قرار داده بودند اشاره کردم که ساختار پژوهشگاه به گونه‌ای رقم خورده است که تعویض او اگر نه غیر ممکن که عملا بسیار دشوار است.

در مورد لاریجانی و نقش او در آی پی ام، نقدهای بسیاری وارد است. اما یکی از نکات مثبت حضور او در نقش مدیر این موسسه از بدو تاسیس تا کنون از سوی ناظران به نفوذ سیاسی او نسبت داده می‌شود.

لاریجانی که به نظر توانایی سازگاری خود با همه دولت‌ها را در همه شرایط دارد و همزمان انبوهی از مشاغل دیگر را بر عهده دارد توانسته است چنان موقعیت خود را در ساختار سیاسی ایران توسعه دهد که حضورش در آی پی ام نوعی ثبات و حاشیه امن را برای این پژوهشگاه به همراه داشته است. اما این به معنی همدلی همه اعضا با نظرات لاریجانی نیست.

این یادداشت لاریجانی برخلاف آنچه نویسنده قصد آن را داشته است اتفاقا می‌تواند نشانه و تاییدی بر نگرانی منتقدانی باشند که این روند را باعث تبدیل شدن پروژه به ساختاری جهان سومی ارزیابی کرده‌اند.

او در این یادداشت ضمن اشاره‌ای کوتاه به تاریخ رصدخانه ملی ایران و البته بدون اینکه به نقش خود در ایجاد برخی از موانع یا عدم توانایی‌اش در تامین بودجه مورد نیاز پژوهشکده که باعث تاخیرهای طولانی شده است (در برخی از اسناد اولیه امید بر این بود که رصدخانه ملی در سال ۲۰۰۹ و همزمان با سال جهانی نجوم نخستین نور خود را دریافت کند) به کمک دولت‌های مختلف در پروژه اشاره کرده است و بر اهمیت بخش‌هایی چون طرح مکان یابی اشاره کرده است.

درمورد مکان یابی پروژه مهمی که به رهبری دکتر نصیری انجام شد قرار بود ایران را به دانش فنی انتخاب محل برساند. تلاش گروه بزرگی از محققان برای تعیین محل رصدخانه،  یکی از پروژه‌های مهم دهه‌های اخیر است. البته که در نهایت مکان انتخابی از میان فهرست مورد بررسی تیم مکان یابی بیرون نیامد و همانطور که آرنه ادبرگ به ساینس گفته است و پیشتر در خاطرات رصدخانه ملی منتشر شده بود، پیشنهاد قله گرگش و اصرار برای بررسی آن از سوی آرنه مطرح شده است و در مراحل آخر بررسی مکان یابی به فهرست مکان های مورد نظر اضافه شد.

اتهام زنی به جای پاسخ به نقدها

یادداشت لاریجانی در بخش دوم ادعا می کند به انتقادها پاسخ داده است.

در این بخش لاریجانی همان چهره سیاسی خود را بروز می دهد و با ادبیاتی سخیف همه چیز و همه کس را متهم می کند اما حتی به یکی از انتقادها هم پاسخ نمی دهد.

او دکتر منصوری را متهم می کند که سعی کرده است با لحنی چون ویتگن اشتاین به نقد اشتباه رصدخانه بپردازد که رصدخانه یعنی آینه و چون رصدخانه آینه ندارد پس رصدخانه نداریم.

البته برای درک صحبت دکتر منصوری و دیگر منتقدان نیازی به ارجاع به ویتگنشتاین نیست. منطق ابتدایی می گوید رصدخانه مکانی است که در آن تلسکوپ وجود دارد، تلسکوپ دوران مدرن مهم ترین بخش ساختاری اش آینه است و چون آینه تلسکوپ هنوز نصب نشده است افتتاح رصدخانه بی معنی است.

او در ادامه می گوید این ادعا دروغ بوده و رصدخانه آینه دارد. بله رصدخانه آینه دارد و آینه آن اتفاقا توسط تیم قبلی سفارش و تراش داده شده و به ایران منتقل شد. این آینه هنوز اندود نشده است و هنوز نصب نشده است. پس تلسکوپ هنوز کامل نیست.

ایشان می گویند می گویند باید از «جانفشانی» دکتر خسورشاهی و همکارانشان در نصب مقر تشکر کرد. اگرچه جان فشانی واقعا زیاده روی است اما کسی شکی در زحمت این تیم و ادعایی درباره عدم نصب تجهیزات مقر ندارد اما این پاسخ به این نیست که چطور بدون آینه تلسکوپ رصدخانه افتتاح شده است؟

وی در ادامه می گوید : «اهل فن می‌دانند که استقرار آینه در محل خاص آن، عملی ظریف، لیکن رویه‌ای است و هرچند وقت یک بار آینه از محل استقرار جدا شده و به محل لایه نشانی و سایر عملیات متصل می‌رود و دوباره به محل اصلی باز می‌گردد.»

البته اهل فن در ظریف بودن این روند شکی ندارند اما اولا آینه اصلی و نهایی ابزاری نیست که به طور مداوم نصب و جدا شود. آنچه احتمالا مد نظر ایشان است کالیبره کردن اولیه تلسکوپ با ساختاری مشابه آینه اصلی است که پیش از نصب آینه اصلی باید انجام شود.

در مواردی که مشکلی پیش بیاید ممکن است رصدخانه‌ای ناچار شود تعمیراتی را روی آینه انجام دهد.

متن لاریجانی القا می کند که گویی آینه نصب شده است و به طور رایج حالا پایین آورده شده است. اما واقعیت این است  هنوز آینه اصلی به قله منتقل و نصب نشده است و حتی اندود کردن آن انجام نشده است.

در بخش دیگری ایشان نقدها را خوراکی برای رسانه های بیگانه ارزیابی می کند. سپس ریچارد استون – که پیشتر گزارش‌های او تا قبل  از اینکه به مساله جعل پایان نامه در ایران بپردازد، به عنوان سندی از رشد علمی ایران و بازتاب آن در نشریات درجه اول جهان مورد استناد قرار می گرفت – به عنوان عوامل دولتی آمریکا نام برده شده است.

البته طعنه آمیز است که کسی که زمانی در آستانه انتخابات  ریاست جمهوری ۱۳۷۶ به دیدار سفیر انگلستان در ایران می رفت و از او تقاضا می کرد تا انگلستان از ریاست جمهوری ناطق نوری پشتیبانی کند، خبرنگاری شناخته شده را عامل دولتی و گزارش رسانه ها را همدلی با غربیان بیان می کند.

در منظومه فکری لاریجانی که متاسفانه سال های سال اثرش بر پژوهشگاه دانش های بنیادی حاکم بود و هست، رسانه یعنی ابزار تبلیغاتی. اگر نقدی صورت بگیرد در راستای منافع دشمن است و اگر تعریفی باشد نشان پیشرفت ایشان که دشمن را به اعتراف واداشته است.

او منتقدان را دشمن، عامل آمریکا، غرب زده می نامد و با ادبیاتی سخیف آن ها را می کوبد و سپس می گوید اگر واقعا نقد منتقدان علمی است، پاسخ هیات مشاوران بین المللی پاسخ قاطع ایشان است.

وی که همین چند سطر پیش نوشته مستند یک خبرنگار را به متنی نوشته دولت آمریکا تقلیل داده بود (ریچارد استون پیشتر دبیر بخش خبر بین المللی مجله ساینس و اکنون کارمند یک تولیدی محتوای علمی و مستند سازی است) و منتقدان را به غرب زدگی و کل نقدها را به «خودبزرگ‌بین‌های آمریکایی و اروپایی از این توفیق عظیم فرزندان کشور ناراحت هستند» تقلیل داده بود برای اثبات حقانیتش به گروهی از محققان آمریکایی و اروپایی که اتفاقا حقوق بگیر پروژه رصدخانه ملی ایران هستند استناد می کند.

جالب اینکه همان طور که در بالا اشاره شد در پاسخ – به نظرسفارشی – این هیات هیچ پاسخی به نقد افتتاح بدون آینه، نگرانی های سیاسی و به طور مشخص ایرادات فنی داده نشده است.

وی در ادامه می نویسد: «در فضای علمی کشور، همگان می‌دانند که: پژوهشگاه دانش‌های بنیادی میدان نقد است، نقد علمی و اصولی و دقیق و حدّی هم ندارد. »

این ادعا مصداق بارزی از خود گویی و خود خندی و خود مرد هنرمندی است. البته که جمعی از بهترین استعدادهای کشور در آی پی ام کار کرده یا می کنند. اما ادعای نقد پذیری این مجموعه که تا همین چند سال پیش مطابق دستور آقای لاریجانی برخورد فوق العاده منفی با رسانه ها داشت و خود را فراتر از مخاطب قرار گرفتن، پاسخ دادن و نقد شدن می دید نشان دهنده همان نگرانی «جهان سومی» بودن است.

آقای لاریجانی یا نمی داند یا تظاهر به جهالت می کند که آنچه می گوید به این معنی است که نقد فقط در بین خودی های پژوهشگاه و نخبگان مورد تایید ما است و آزاد است. بقیه اگر بیرون از مجموعه ما باشند حق نقد ندارند و اگر نقد کنند کافی است آن ها را به عامل دشمن بودن، ایجاد مانع علیه توسعه کشور، اقدام علیه امنیت ملی و غرب زدگی متهم کنیم.

اردشیر لاریجانی در این متن به هیچ یک از نقدهای اصلی پاسخ نگفته است. احتمالا چون پاسخی وجود ندارد.

اصرار بر توجیه خطا و چنین متهم کردن همگان تنها نشانه ای از مدیریتی است که می تواند مهمترین پروژه های علمی کشور را از عاملی موثر برای توسعه به ابزاری نمایشی یا حداقل ناتوان در تحقق امکانات بالقوه خود بدل کند.

امیدوار باشیم جلسه پیشنهادی انجمن نجوم ایران و مدیران رصدخانه ملی برگزار شود و در آنجا سوالات مهم و نقدهای اصلی مطرح شده و پاسخ بگیرد و این پاسخ‌ها منتشر شود.

فراموش نکنیم سوال کردن و پاسخ خواستن از پروژه ای که نه تنها با هزینه مردمی ساخته می شود که امید و رویای نسل های متعددی از ایرانیان را در دست دارد، نه تنها حق که وظیفه هر کسی است که دل در گرو علم و ایران دارد.

آنچه اردشیر لاریجانی و تفکر او انجام می دهد راندن و هل دادن این پروژه به سوی همان چیزی است که منتقدان نسبت به آن هشدار داده‌اند.

دیدگاه‌ها

  1. گفتید پیش تر آقای استون دبیر بخش بین الملل ساینس بود.
    بعد چطوری درباره افتتاح رصدخانه در ساینس نوشت؟

    1. ببخشید متوجه سوال نشدم.
      ایشان قبلا استخدام ساینس و دبیر بخش خبرهای بین المللی بودند. الان در استخدام ساینس نیستند اما به طور فری لنس با نشریات مختلف از جمله ساینس همکاری می کند.

  2. چطور میشه یه نفر از بدو تاسیس پژوهشگاه دانش های بنیادی تا الان رییسش باشه. یعنی دیگه آدم علمی لایق تو این مملکت وجود نداره یا اینکه اونجا به اسم ایشون سند خورده؟
    یادمه یکی دو سال پیش در خبرها خوندم که پسرشون هم بدون داشتن رزومه خوب در این پژوهشگاه استخدام شده! پژوهشگاهی که قرار بود نخبه های علمی مملکت رو استخدام کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.