بسیاری از علاقهمندان ستاره شناسی و مسایل علمی روز جمعه را در حالی آغاز کردند که انتظار رویدادی کم نظیر و هیجان انگیز را می کشیدند. قرار بود در این روز، سیارکی به نسبت بزرگ از فاصله بسیار نزدیکی از زمین عبور کند. اما آنچه، کسی تصورش را نمی کرد این بود که چندین ساعت مانده به این رویداد هیجان انگیز، بزرگترین حادثه مربوط به برخورد یک شهابسنگ با اتمسفر زمین در بیش از یک قرن به وقوع بپیوندد.
در ساعت 9:20 بامداد به وقت محلی (3:20 بامداد به وقت جهانی) بسیاری از ساکنان نواحی غرب روسیه و به ویژه منطقه چلیابینسک (Chelyabinsk) در کوهستان های اورال روسیه، شاهد ظهور آذرگوی درخشانی بر فراز سرشان بودند. این آذر گوی درخشان ( که بعدا مشخص شد مسیری در حدود 320 کیلومتری را درون جو زمین طی کرده است.) در حالی که ردی حاصل سوختن در جو در پشت خود به جای می گذاشت، (نمایی بی نظیر از رد این شهاب در حال سوختن در جو زمین را یکی از ماهواره های هواشناسی اروپا به دام انداخته است.) ناگهان روشنایی اش افزایش یافت و به گفته ناظران و بر مبنای فیلم های موجود برای لحظاتی درخشش از درخشش خورشید بیشتر شد. به دنبال این درخش بی نظیر، 3 صدای انفجار شنیده شد که به ویژه نخستین آنها همراه با موج ضربه های هولناکی بود. این موج ضربه باعث شد تا جمعیت حدود 1 میلیون نفره ای که درمناطق اطراف این رویداد زندگی می کردند و به ویژه آنهایی که به محل حادثه نزدیک تر بودند، برای لحظاتی با تجربه ای مواجه شوند، که پیش از این تنها در فیلم های هالیوودی مربوط به برخوردهای سماوی دیده شده بود. بسیاری از این مردم با دیدن رد این آذرکوی به محوطه باز آمده بودند تا آن را در آسمان تماشا کنند که این موج ضربه فرا رسید و باعث تخریب چند ساختمان و به ویژه شکسته شدن شیشه های ساختمان های محل شد. نتیجه این رویداد بیش از 1000 مجروح بود که تعدادی از آنها به دلیل شدت صدمات در بیمارستان بستری و بقیه آنها به طور سرپایی مداوا شدند.
به لطف موبایل های دارای دوربین تصویر برداری و همینطور دوربین های داخل خودروها (به دلیل شرایط امنیت در برخی از راه های روسیه بسیاری از رانندگان برای امنیت بیشتر از دوربین های نصب شده روی پیشخوان اتومبیل استفاده می کنند که در مدت رانندگی نمای مقابل را تهیه می کند بدین ترتیب بسیاری از آنها توانستند بدون آنکه خود متوحه شوند این رویداد تاریخی را به دام بیاندازند و آن را ثبت کنند) موجی از فیلم های کوتاه و عکس های دست اول از رویداد در اینترنت منتشر شد و به کمک همین تصاویر بود که دانشمندان و علاقه مندان در سراسر جهان توانستند تخمین های اولیه ای درباره حادثه مطرح کنند.
یکی از اولین سوال ها این بود که آیا این حادثه ارتباطی با گذر سیارک 2012 DA14 که قرار بود ساعت 19:25 (به وقت جهانی) همان روز از نزدیکی زمین عبور کند دارد یا نه؟
این سیارک با قطر حدود 50 متر و جرم تخمینی 190 هزار تن، تنها از فاصله 27 هزار کیلومتری زمین عبور می کرد. ابعاد این سیارک را بسیاری قابل مقایسه با ابعاد جرمی می دانستند که انفجار آن در حدود یک قرن پیش برفراز سیبری باعث به وجود آمدن حادثه تونگاسکا شده بود. این سیارک تنها یک سال پیش در فوریه سال 2012 کشف شده بود و تعیین مدار آن نشان داد که امسال گذر بسیار نزدیکی را با زمین در پیش دارد. این گذر بسیار نزدیک فرصت مناسبی برای ستاره شناسان بود تا به بررسی دقیق تر این سیارک بپردازند و مدار آن را با دقت بیشتری برای گذرهای بعدی تعیین کنند.
این سیارک با توجه به قطر 50 متری اش یکی از نزدیک ترین گذرهای سیارکی در این ابعاد در سال های اخیر به شمار می رفت. البته سال گذشته سیارک 2012 KT42 از فاصله بسیار نزدیک تری به زمین عبور کرده بود و در واقع از فاصله 14 هزار کیلومتری سطح زمین رد شده بود که قطرش در بین 4 تا 10 متر تخمین زده می شد. اما این بار سیارک بزرگتری با قطر 50 متر از درون حلقه ماهواره های زمین ثابت، می گذشت و وقتی چند ساعت مانده به نزدیکترین عبورش از فراز زمین حادثه روسیه رخ داد، طبیعی بود که یکی از اولین سوال ها درباره ارتباط این دو باشد.
در شرایط طبیعی این امکان وجود دارد که قطعه ای از یک سیارک یا دنباله دار جدا شود و با اندکی فاصله در یک مسیر حرکت کنند اما در این مورد به لطف همان اطلاعاتی که شهروندان به سرعت از محل مخابره کرده بودند جواب مشخص شد. مسیر حرکت این آذرگوی از روی تصاویری که در آن جهت های جغرافیایی مشخص بودند تعیین شد و مشخص شد جهت حرکت آن کاملا مخالف جهت حرکت سیارک 2012 DA14 بود. وقوع هر دو رویداد در یک روز تنها همزمانی تصادفی شگفت انگیز بود. تصادفی که در عین حال مساله زمین و برخوردهای سماوی را برجسته تر می کرد این نکته ای بود که نخست وزیر روسیه نیز به آن اذعان کرد و این رویداد را نشانه ای از آسیب پذیری سیاره زمین دانست و خواستار همکاری جهانی برای مقابله با تهدیدهای اینچنینی شد.
با انتشار تصاویر و اطلاعات بیشتر تخمین های اولیه جای خود را به تحلیل های دقیق تری داد. بررسی تصاویر نشان داد که صدای انفجارهایی که شنیده شده است واقعا مربوط به شکسته شدن و خرد شدن شهابسنگ در جو زمین بوده است و البته این داده ها نشان داد که حادثه مهیب تر از برآوردهای اولیه بوده است.
قطر این خرده سیارک که با ورود به جو زمین عامل بروز این آذر گوی درخشان شد، در حدود 16 متر و جرم آن 10 هزار تن تخمین زده می شود. این خرده سیارک با زاویه حدود 20 درجه وارد جو زمین شده و پس از آنکه شروع به سوختن در جو زمین می کند در اثر افزایش مقاومت هوا در ارتفاعی بین 20 تا 24 کیلومتر از سطح زمین و در چند مرحله متلاشی می شود. این اتفاق سبب می شود تا موج ضربه هایی ایجاد شود که باعث تخریب گسترده و شکستن شیشه ها و زخمی شدن مردم می شود. سرعت این سیارک در هنگام ورود به جو زمین بیش از 17 هزار کیلومتر در ساعت تخمین زده می شود. بدین ترتیب انرژی که در اثر متلاشی شدن این جسم در جو زمین آزاد شده است در حدود 500 کیلو تن تی ان تی، بوده است. برای اینکه عظمت این انرژی را بهتر بتوان درک کرد می توان آن را با یکی از مهیب ترین سلاح های به کار رفته در رروی زمین مقایسه کرد. انرژی ازاد شده در این حادثه 30 برابر انرژی آزاد شده در اثر انفجار بمب اتمی هیروشیما بود.
بخش عمده ای از ماده اولیه این شهابسنگ در جو زمین سوخته و از بین رفته است اما قطعاتی از آن انتظار می رود به زمین رسیده باشد. در تصاویری که بعد از این حادثه منتشر شد گودالی در یکی از دریاچه های اطراف محل رویداد نشان داده شده است که در سطح یخ بسته آن حفره ای به قطر حدود 10 متر ایجاد شده است. البته این به معنی ابعاد قطعه ای که آن را ایجاد کرده نیست و ممکن است ( و قاعدتا) باید قطعه ای که این گودال را بخه وجود آورده بسیار کوچکتر باشد. در برخی تصاویر خرده شهابسنگ های بسیار کوچکی در کنار این دریاچه دیده می شود.
پیدا شدن قطعات باقی مانده این شهابسنگ می تواند کمک زیادی به دانشمندان بکند. آنها مدار دقیق این جرم را با توجه به اطلاعات بی نظیری که از این برخورد به دست آمده است می توانند محاسبه کنند و در نتیجه خانواده این این سیارک را مشخص کنند و با داشتن قطعاتی از آن در دست می توانند اطلاعات بی نظیری از این اجرام مرموز و غنی از داده منظومه شمسی را به دست آورند.
به لطف همین تصاویر فراوان و ثبت دقیقی که از این پدیده به عمل آمد امکان این وجود داشت تا محل و مسیر گذر این آذرگوی به طور دقیقی شناسایی شود. یکی از بهترین این تخمین ها را استفان جینز با کمک تغییر مسیر سایه ها و استفاده از نرم افزار گوگل ارت و همچنین چند محاسبه ریاضیاتی ساده به دست آورد. مرور این مقاله می تواند برای معلمان و برای دانش آموزانی که به کارهای محاسباتی علاقه مندند دربردارنده ایده های جالبی باشد که نشان دهد چطور می توان بر مبنای اطلاعت و با روش های ساده اطلاعات با ارزشی را به دست آورد.
بررسی های بیشتر و جزیی تر در باره این حادثه ادامه خواهد داشت اما یک چیز قطعی است: این حادثه مهیب ترین حادثه تاریخ برخوردهای فضایی بعد از حادثه تونگاسکا در سال 1908 میلادی بوده است که از قضا آن هم در روسیه اتفاق افتاد.
هیچ یک از بیش از هزار نفری که مجروح شدند و با قاطعیت می توان گفت هیچ یک از بناهایی که تخریب شدند و آسیب دیدند مورد اصابت مستقیم شهابسنگ و یا بخشی از آن قرار نگرفته بودند و تنها موج ضربه حاصل از متلاشی شدن آن در جو زمین بود که این خسارات را به وجود آورد. تغییر زاویه و یا جنس ماده اولیه این آذرگوی می توانست اثرات مهیب تری را به همراه داشته باشد. این صدمات ثانویه را باید در ملاحظات مروبط به آثار چنین برخوردی با دقت مورد نظر قرار داد.
نکته بسیار مهم در این رویداد این بود که هیچ شخص یا موسسه و سازمانی زمانی که این سیارک وارد جو زمین نشده بود از وجود آن با خبر نبود.
به طور آماری در هر چند دهه باید انتظار چنین رویدادی را داشت اما این به این معنی نیست که الان با رخ دادن این اتفاق تا چند دهه خیالمان راخت باشد این یک تخمین آماری بر مبنای پراگندگی سیارک ها و شهابواره های اطراف زمین و شانس برخورد آنها با ما است. ممکن است همین فردا دوباره اتفاقی مشابه و یا حتی بزرگتر تکرار شود و ممکن است تا چند قرن بعد شاهد چنین رویدادی نباشیم.
اما این اتفاق نشان داد که تا چه اندازه زمین می تواند آسیب پذیر باشد و تا چه حد اتفاقی که فکر می کنیم احتمال رخ دادنش اندک و ناچیز است ممکن است ما را غافلگیر کند.
این اتفاق شاید زنگ خطری را برای تقویت برنامه های رصد و نظارت بر اجرام نزدیک زمین تقویت کند. برنامه هایی که اگر به آنها توجه جدی شوند می توانند ما را در برابر خطرهای واقعی و عینی که روز جمعه نمایشی از آن را دیدیم محافظت کند.
واقعیت این است که ما همیشه نمی توانیم روی خوش شانسی خود حساب کنیم، همانطور که دایناسورها نتوانستند به این شانس اعتماد کنند.
منابع بیشتر برای مطالعه و تصاویر و ویدیو ها :
– مجموعه یادداشت های فلیپ پلت درباره این شهابسنگ و سیارک 2012DA14 به همراه تحلیل دقیق علت هر یک از رویدادهای مرتبط در وبلاگ بد آسترونومی
– گلچینی از ویدیوهای این رویداد در وب سایت Alexander Zaytsev
–ویدیویی گرافیکی از بازسازی مسیر شهابسنگ و مقایسه با مسیر سیارک روز جمعه
– فیلمی از کنار هم قرار دادن تصاویر ماهواره ای سوختن شهابسنگ در جو
– مقاله نیچر در باره این پدیده
– گلچینی از تصاویر و ویدیوهای مربوط به رویداد در نقاط مختلف
– وب سایت برنامه NEO در ناسا
– جدول اجرام شناخته شده پر خطر اطراف زمین
– مقاله کوری پاول درباره مقایسه هزینه های پروژه های مرتب با این اجرام

سلام.
این جمله برام خیلی عجیب بود:
“واقعیت این است که ما همیشه نمی توانیم روی خوش شانسی خود حساب کنیم، همانطور که دایناسورها نتوانستند به این شانس اعتماد کنند.”
بعنی ماودایناسورها نزد خداوند،دارای یک ارزش هستیم؟!!
دوست خوب خداوند ، بهشت و جهنم، شیاطین و فرشتگان همه افسانه اند و ساخته ذهن بشر آنها در حقیقت وجود ندارند.
حیات فقط بطور تصادفی در زمین بوجود امده و هیچ کس یا خدایی هم ضمانتی برای حفظ آن نداده است. برای همین هر کدام از گونه های زنده روی زمین از جمله انسانها با ها برابرند و کسی در حقشون پارتی بازی نمیکنه.همه چیز در دست خود ماست.همانگونه که هزاران هزار گونه حیات روی زمین منقرض شدند و به ابدیت پیوستند ما هم ممکن است به هزاران دلیل منقرض شویم.که احتمالش هم کم نیست.
خوب نیست جلوی جواب دادن به کسی را که انقدر راحت وجود خدا را انکار می کند بگیریم ، من یک کامنت جواب دادم اما شما اجازه ندادید نشون داده بشه ، شاید هم بخاطر اینکه بحث در وبلاگتون منحرف نشه که خب به نظرم در اون صورت هم باید جلوی ستاره تاریک هم گرفته میشد
فقط میتونم در جوابشون بگم که
تمام وجود من و کل وجود دنیا فریاد می زنند که هست ، چقدر گوشگیر عجیبی در گوشتان گذاشته اید که نمی شنوید؟ شاید هم نمی خواهید که بشنوید
امیدوارم تایید بفرمایید
ممنون آقای ناظمی از توضیحات بسیار خوبتون.
اتفاقاً برای من هم خیلی جالب بود که چطور با وجود این همه ماهواره در اطراف زمین و انواع تلسکوپهای رصدگران تیزبین (از تلسکوپهای بسیار حرفه ای گرفته تا تلسکوپهای بسیار فراوان منجمان آماتور) باز هم تا قبل از ظاهر شدن این شهاب سنگ در جو روسیه به قول شما هیچ شخص یا ارگانی از وجود اون مطلع نشده بود!!!
هم زمانی تقریباً 24 ساعته ی آذرگویی که در روسیه اتفاق افتاد با عبور سیارک ۲۰۱۲ DA14 هم واقعاً جالبه. اتفاقاً همون شب (بین ساعت 10 تا 12 شب 27 بهمن) من و یکی از دوستام برای رصد این سیارک در یک دبیرستان غیردولتی که متعلق به پسرعموی خودمه و مجهز به یک تلسکوپ 8 اینچی دابسونی هم هست، قرار گذاشته بودیم و یه دوربین دوچشمی 20 در 80 هم با خودمون برده بودیم، امّا با این وجود موفق به رصد این سیارک نشدیم! شاید علتش این بود که تا حالا تجربه رصد چنین اجرامی رو نداشتیم! البته فکر می کنم یک موقعیت بسیار خوب که می شد این سیارک رو به دام انداخت در حدود ساعت 11:30 بود که این سیارک از نزدیکی های ستاره انتهایی صورت فلکی شیر رد می شد، اما خب اونجا هم از دستمون فرار کرد! به هر حال وقتی در حدود ساعت یک شب با دوچرخه داشتیم به خونه بر می گشتیم، یه اتفاق بسیار جالب افتاد:
خیابونا خیلی خلوت بود و به ندرت تو اون موقع شب وسیله نقلیه یا عابر پیاده ای دیده می شد. همین طور که به نزدیکی های یه چهارراه در مرکز شهر داشتیم نزدیک می شدیم دوستم با حالت انتقاد گفت: ببین تو این موقع شب که هیچ ماشینی نیست چطور این همه چراغ و نور رو بی جهت اینجا روشن کردند و این همه آلودگی نوری ایجاد شده! همین صحبتش کافی بود تا من با کنجکاوی یه نگاهی به چراغ های روشن اطراف بندازم که یهو یه آذرگوی بسیار نورانی رو تو آسمون دیدم. نمی دونم چند ثانیه قبل از این که من متوجه بشم این آذرگوی تو آسمون پدیدار شده بود، اما فکر می کنم چیزی در حدود 4 یا 5 ثانیه من و دوستم داشتیم با حیرت هر چه تمام تر این آذرگوی بسیار درخشان رو که مسیری در حدود 40 تا 50 درجه رو به صورت یک خط ممتد افقی در ارتفاع حدوداً 40 درجه ای تو آسمون طی می کرد، تماشا می کردیم. البته نمی دونم آیا چنین آذرگوهایی تا حالا زیاد اتفاق افتاده یا نه، اما به شخصه برای خودم این زیباترین و طولانی ترین آذرگویی بود که تا حالا دیده بودم. موضوع جالب تر همزمانی وقوع این آذرگوی و صحبت دوستم در مورد آلودگی نوری بود که باعث شد من به آسمان نگاه کنم!!!