داستان مروارید و هفت راز

افسانه آفرینش کیهان به یکی از روایت های ایزدی ها

می‌گویند…

پیش از آن‌که حتی کلمه‌ای برای «پیش از» وجود داشته باشد، پیش از آن‌که سایه‌ای بر جهان چتر بگشاید، یا حتی پیش از آنکه خورشیدی و زمینی باشد، تنها «خودا» بود که بود.

خودا، یکتایی که هیچ نیازی به دیگری نداشت، در نوری که هم ذاتش بود و هم ردای باشکوهش، بی‌پایان می‌درخشید.
مَثَل نور او همچون چراغدانی بود که در آن چراغی بود و چراغ در شیشه‌ای که آن شیشه چون ستاره‌ای درخشان نور؛ نوری بود بر فراز و برتر از هر  نوری

از همین نور ناب بود که نخستین آفریده را پدید آورد: مرواریدی سفید، درخشان و بی‌عیب. دُر (دور) بود پیش از آنکه در و گوهری در جهان باشد و در دل همه گوهرها را نهفته بود. مرواریدی نه از صدف و آب، که از جوهر هستی ساخته شده بود.

درون این مروارید، تمام آنچه می‌توانست روزی باشد – آسمان، زمین، کوه، دریا، ستاره و زندگی – بودند و نبودند. هر آنچه به تصور در می‌آید که بوده است و هست و خواهد بود، درون آن مروارید یکتا چون فرصتی منتظر ظهور آرامیده بودند.

می‌گویند در این دوران که آن را اَنزَل می‌نامند، خداوند هم درون مروارید آرام گرفته بود.

مروارید را بر پشت پرنده‌ای اساطیری نهاده بود؛ پرنده‌ای که گاه چون کبوتر سپید وصف می‌شود، گاه چون مرغی آسمانی با بال‌هایی که افق را می‌پوشاند. او مروارید را در سکوت می‌برد، در دریای بی‌رنگی که نه آب بود و نه آسمان، بلکه خلأیی مقدس . هستی و نیست را و زمان را و بی زمانی را به هم پیوند می‌داد.

و چون اراده‌اش به آفرینش قطعی شد، نخست از نور خود و از صفاتی بی نظیرش هفت موجود مقدس آفرید. نخستین‌شان و باشکوه‌ترین‌شان ملک الطاووس بود؛ آفریده‌ای از نور ناب، با پرهایی که رنگ‌هایشان در نگاه آدمی قابل شمارش نیست. او را نه فقط برای زیبایی، که برای رهبری و نگهبانی جهان برگزید و خرد و دانش و زیبایی و هنر را در دلش و جانش به امانت سپرد. دیگر آفریده های نخستینش همه عزیز بودند اما هیچ کدام قرب و شکوه ملک الطاووس نداشتند. و چنین بود که خداوند فرمانروایی همه را به طاووس ملک سپرد.

سرانجام در میانه بی زمانی و بی مکانی، زمان شکستن و باروری مروارید کیهانی فرا رسید. و او فرمان داد که این مروارید سینه بشکافد.

نه همچون شکستن ظرفی شکننده، که چون شکفتن گل، یا چون آن لحظه‌ مبارک که دانه در خاک از خواب بیدار می‌شود.

مروارید ترک برداشت و از درونش انفجاری از نور، رنگ و زندگی جاری شد. تکه‌هایش در سیاهی بی‌انتها پراکنده گشتند و هر کدام ستاره‌ای شدند، در جایگاهی که برایشان مقدر بود.

از ژرفای مروارید، آب‌ها بیرون ریختند و دریای آغازین را ساختند – دریایی که هنوز دریاهای امروز، پژواک دوردست آنند. خورشید و ماه را از دو قطعه‌ی بزرگ‌تر مروارید ساخت، تا یکی روز را برافروزد و دیگری شب را نرم کند.

وقتی زمین شکل گرفت، از شور بودن، تا آرام بود. همچون اسبی وحشی که هنوز افسارش را نگرفته باشند، می‌لرزید و می‌غرید.

خداوند، طاووس ملک را فرستاد. او با پرهای درخشانش بر زمین فرود آمد. گام‌هایش نرم، اما سنگین از شکوه بود. هر جا که پا گذاشت، زمین آرام گرفت. لرزش‌ها خوابیدند و رنگ‌های حیات در چمن و گل و پرنده پراکنده شدند. و چنین است که طاووس امروز به یاد آ نملک مقرب چنین ارج و جایگاهی دارد  که هر خرد و هنر و آرامشی در این جهان به لطف او است
چو طاووس بهشتی پر فکندست

ز نقش او نگارستان بیاراست

حالا جهان بود و زمان بود و زمین بود ولی نشانی ا زانسان نبود تا او تصمیم گرفت تا انسان بیافریند

مقربی از مقربانش  از چهار گوشه‌ی جهان خاک و آب و آتش و هوا بیاورد. از این عناصر، پیکر آدم ساخت و خداوند از روح خود در او دمید.

به همه‌ی فرشتگان گفت: «در برابر آدم سجده کنید.» همه اطاعت کردند… جز طاووس ملک.

او گفت: «تو مرا فرمان داده‌ای که جز تو را نپرستم. چگونه پیش آفریده‌ای از خاک سر فرود آورم، در حالی که خودم از نور تو زاده شده‌ام؟»

این، نافرمانی نبود؛ وفاداری مطلق بود. آزمونی که طاووس ملک سربلند از آن بیرون آمد. خرد و ودانش و نور ملک الطاووس اجازه نمی داد تا به بهانه تسلیم و عشق، وفاداری‌اش را قربانی کند. او حقیقت را می دانست و بر سر آن ماند و چنین شد که در این ازمون سربلند بیرون آمد. او نه تبعید شد و نه نفرین که خداوند او را به اشرف مخلوقاتش و سرهنگی آفریدگانش گماشت.

راز مروارید در دل تاریخ

مرواریدِ آغازین، برای ایزدیان فقط داستانی اسطوره‌ای نیست؛ رمزی است از هستی، از بذرهای ناپیدا که در دل نور نخستین دادار نهفته‌اند.

دریای نخستین، آینه‌ای است از باروری و زایش. چهار عنصر، ستون‌های جهان‌اند. و خورشید – که در نیایش به سویش می‌ایستند – آینه‌ی نوری است که در آغاز همه‌چیز بود.

این داستان، هزاران سال از دل سروده‌ها و زمزمه‌های مقدس گذر کرده؛ از روزگار پادشاهان آشور و بابل، تا کوه‌های شنگال و روزهای خونین معاصر، هر دم به رخی در آمده است و اکنون به صدها روایت بازتعریف می‌شود. داستانی که برای ایزدیان محترم و مقدس است و هنوز، وقتی ایشان  از مروارید و طاووس ملک سخن می‌گویند، انگار نه از گذشته، که از چیزی می‌گویند که همین حالا، همین لحظه، در دل جهان می‌تپد.

اما فراتر از آن روایتی از نگاهی به عالم است. نگاهی که جهان را در نور می‌بیند و به وفاداری خردمندانه بیش از تسلیم و سرسپردگی احترام می‌گذارد.


———-

منابعی برای مطالعه بیشتر:


 کتاب‌ها

Garnik S. Asatrian, Victoria Arakelova  – The Religion of the Peacock Angel:The Yezidis and Their Spirit World (2014)

Philip G. Kreyenbroek – Yezidism: Its Background, Observances and Textual Tradition (1995)

یکی از مهم‌ترین و کلاسیک‌ترین پژوهش‌های دانشگاهی درباره آیین ایزدی و پیشینه تاریخی آن.

Khanna Omarkhali – The Yezidi Religious Textual Tradition: From Oral to Written (2017)

بررسی دقیق متون مقدس ایزدی‌ها و روند انتقال سنت شفاهی به نوشتاری.

Christine Allison – The Yezidi Oral Tradition in Iraqi Kurdistan (2001)

پژوهشی درباره سنت‌های روایی، قصه‌ها و شعرهای مذهبی ایزدی‌ها.

Eszter Spät – Late Antique Motifs in Yezidi Oral Tradition (2005)

مطالعه‌ای بر ریشه‌های تاریخی و بازمانده‌های کهن در اسطوره‌ها و سنت‌های ایزدی.

John S. Guest – The Yezidis: A Study in Survival (1987; 2nd edition 1993)

کتابی کلاسیک که هم تاریخ و هم چالش‌های معاصر ایزدی‌ها را بررسی می‌کند.

Sebastian Maisel – Yezidis in Syria: Identity Building among a Double Minority (2016)

نگاهی تازه به جامعه ایزدی‌های سوریه و ساخت هویت آنان.

مقالات و فصل‌های علمی

Philip Kreyenbroek & Khanna Omarkhali (eds.), Religious Minorities in Kurdistan: Beyond the Mainstream (2017) – چندین فصل درباره ایزدی‌ها.

Christine Allison, “The Yezidi Religion” in Encyclopaedia of Religion (2005) – خلاصه‌ای معتبر برای آشنایی کلی.

Khanna Omarkhali, “The Transformation of the Yezidi Religious Tradition” (2014) – مقاله‌ای درباره تغییر سنت ایزدی در دوران مدرن.

Eszter Spät, “The Peacock Angel in the 19th and 20th Century Western Accounts” (2008) – بررسی نگاه غرب به ملک‌طاووس.

منابع مرجع و آنلاین

Encyclopaedia Iranica – مدخل “Yazidis” (نوشته‌ی Kreyenbroek و Allison).

Encyclopaedia of Islam – مدخل “Yazidis” – مدخل تحلیلی معتبر.

Yazda Organization (yazda.org) – منابع معاصر درباره جامعه ایزدی، نسل‌کشی شنگال و فعالیت‌های فرهنگی.

دیدگاهتان را بنویسید

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.