بازگشت به زمین

ازگشت به زمین

ایرانیان ساعت ۴:۴۳ بامداد جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵ را هیچگاه از یاد نخواهند برد. در این ساعت فضا پیمای سایوز TMA-8 با سه سرنشین خود به آرامی در شمال قزاقستان فرود آمد. انوشه انصاری به همراه دو فضانورد روس و آمریکایی که ۶ ماه گذشته را در ایستگاه بین المللی فضایی سپری کرده بودند پیش از نیمه شب از دوستان خود میشا تورین و مایکل لوپز آلگریا و فضانورد آژانس فضایی اروپا که باید ۶ ماه آینده را در فضا سپری کنند خداحافظی کردند. میشا تورین در این مراسم گفت ما همه از فرهنگهای گوناگون، با طرز فکر مختلف و با ملیتهای گوناگون اینجا جمع شده ایم و با هم کار و زندگی می کنیم و وجودمان به دیگری بسته است پس ای کاش انگونه که انوشه می گوید در زمین هم همین الگو را دنبال کنیم. وی سپس نشان ماموریت خود به همراه عروسک خرس کوچکی که در هنگام پرتاب مقابل سفینه آویزان کرده بود به پاس تلاشهای انوشه انصاری در گسترش درک انسان از زندگی در فضا به او اهدا کرد. انوشه انصاری اینک ثابت کرده بود که یک توریست نیست. مجموعه ای از آزمون های پزشکی، تهیه مستند ، ارتباطهای رادیویی ترویجی و نوشتن وبلاگی که بیش از ۱۰ میلیون نفر را مستقیما با جزییات زندگی در فضا آشنا کرده است کاری فراتر از حتی یک ماموریت ۱۰ روزه تعریف شده بود که انوشه با سربلندی آن را به اتمام رساند. انوشه پیش از پرواز اعتقاداتش را در سه جمله بیان کرده بود تجسم کن، الهام بخش و دگرگون کن ! او اینک همه این کارها را انجام داده است. زندگی پیگیر او و تلاش های شبانه روزیش برای تحقق رویاهایش اینک الهام بخش بسیاری از مردم جهان شده است. او بنا بر اذعان سازمان های فضایی رسمی توانسته است به تغییر دید مردم جهان نسبت به زندگی و اهمیت تحقیقات فضایی کمک کند و در صدر پیشرفتهای فضایی غیر دولتی جهان قرار گیرد. انوشه بدون احساس نیاز به برجسته کردن فعالیتهایی که برای دگرگون کردن زندگی مردم جهان در بنیادهایی نظیر آشوکا انجام می دهد و بدون توجه به سخن برخی یاوه گویانی که چون نمی توانند افق دورتری ببینند همه فعالیتهای او را متکبرانه یکجا زیر سوال می برند به رویای خود جامه عمل پوشاند و از طریق آن هدف بزرگتر خود را در تلاش برای درک بهتر از جهانی که در ان زندگی می کنیم و دیدن زیبایی زمین بدون مرز را محقق ساخت و به همین دلیل است که نام انوشه انصاری و خانواده او برای همیشه در دل کتاب تاریخ پیشگامان فضا ثبت خواهد شد و این افتخاری برای ایرانیان است که او از این آب و خاک است ( که حتی در غیر این صورت هم باز چیزی از اهمیت سفر او برای ما کم نمی شد ) زمانی که تحت فشارهای گوناگون اعلام شد پرچم ایران از بازوی او حذف خواهد شد بار دیگر برخی که موجودیت خود را در نقد دیگران می دانند بر او تاختند اما او بدون انکه مجبور باشد بر زنجیره قوی که او را با وطنش و فرهنگش متصل نموده است تاکید کرد و در ویدیو هایی که از فضا به زمین فرستاد پرچم ایران را نه بر بازو که بر تمام لباس خود حک کرد تا نشان دهد برای رسیدن به هر هدفی باید تلاش کرد.

ساعت ۱:۱۵ بامداد جمعه او به همراه ۲ فضا نورد همراهش سوار بر سایوز از ایستگاه بین المللی فضایی جدا شدند تا راه سخت تا زمین را در پیش گیرند با این امید که بتواند دوباره نه تنها خود به ایستگاه باز گردد بلکه بتواند کمک کند تا مردم بیشتری این تجربه ممتاز را درک کنند.

همیشه فرود سفاین سرنشین دار دلهره آور است به خصوص اینکه سایوز با سرعتی سرسام آور در حالیکه همانند گلوله ای از آتش گداخته شده باید وارد جو شود و اندکی خطا می تواند فاجعه ای به همراه داشته باشد. ساعت ۴:۲۵ گروه نجات در شمال قزاقستان اعلام کرد سایوز را همچون شهاب درخشانی در آسمان می بیند در همان حال مایکل لوپز آلگریا از عرشه ایستگاه خبر داد توانسته است ورود سایوز را چون شهابسنگی درخشان و سوزان در ورود به جو زمین ببینید. در حالیمه دمای بیرون فضا پیما تا حد غیر قابل باوری افزایش یافته بود سرنشیانان آن فشار وحشتناک ورود را تحمل می کردند. سرانجام ساعت ۴:۳۴ چترهای نجات در ۲ مرحله باز شدند تا سرعت فرود را کم کنند و اندکی بعد موتورهای کوچکی برای چند ثانیه روشن شد تا سرعت را برای نشستن بر زمین کاهش دهد. ساعت ۴:۴۳ دقیقه سرانجام سایوز به زمین نشست و گروه امداد خود را سریعا به محل رساند. بررسی شرایط تا ساعت ۵:۱۵ ادامه یافت تا اینکه سرانجام در کپسول سایوز کنار زده شد و ۳ فضا نورد از درون آن بیرون کشیده شدند. و بلافاصله برروی صندلیهای کوچکی قرار گرفتند که به انها اجازه می داد تا خود را با شرایط جاذبه زمین تطبیق دهند.یک دسته گل بزرگ ،یک سیب و یک قهوه که در سرمای صبحگاهی قزاقستان به فضا نوردان داده شد انها را به شرایط طبیعی برگرداند اما برای انوشه سورپرایز بزرگتر حضور حمید ، همسرش در کنار کپسول بود مقاقمات اجازه داده بودند حمید نیز به جمع استقبال کنندگان برود تا انوشه در بدو ورود با چهره ای آشنا روبرو شود .

بعد از چند دقیقه تیم پزشکی فضا نوردان را به قرنطینه کوتاه مدتی برد تا آزمون های اولیه پزشکی صورت گیرد و بلافاصله بعد از آن استقبالی رسمی در قزاقستان که با هدیه دادن یک لباس قزاقی همراه بود پی درآمد استقبال بزرگتردر مسکو بود.

اینک سفر ۱۱ روزه انوشه انصاری به پایان رسیده است اما همانگونه که خود گفت این آغاز راه است. او که تا پیش از این به دلیل طرح هایش نام خود را در زمره پیشگامان صنایع فضایی غیر دولتی قرار داده با نشان دادن مهارتهای خود در این سفر با جلب اعتماد مراجع رسمی فضایی با قدرت بیشتری به جلو خواهد رفت. از هم اکنون طرح جایزه ایکس – برای سفر به مدار ،ماه و مریخ در دستور قرار دارد و طرح بندگاههای فضایی و سفینه های زیر مداری خصوصی توسط انوشه و خانواده اش پیشبرده می شود.

تاریخ بار دیگر در یکی از فرازهای مهم خود نام یکی از ایرانیان را بر تارک خود ثبت کرد.نه فقط به این دلیل که نخستین فضا گرد زن، نخستین ایرانی عازم فضا و نخستین بانوی مسلمان عازم مدار زمین بود که  انوشه کاری کرد که هیچ توریست فضایی نکرده بود برخلاف عقیده برخی، او این موفقیت را نه به راحتی که در محیط سرشار از رقابت غرب به دست اورد و ثابت کرد می شود حتی در میان غولها رشد کرد. اینک نوبت دیگران است که رویای بزرگ خود را تجسم کنند و با عمل خود الهام بخش دیگران و دگرگون کننده جهانی باشند که درآن زندیگ می کنیم . اما فراتز از همه دست آوردهای علمی انوشه شاید بتوان این نگاه را قرار داد «از اینجا هیچ مرزی و هیچ خشونت و بدی را نمی توان روی زمین دید ،همه چیز در این سیاره آبی زیبا و زنده به نظر می رسد ای کاش همه این منظره را می دیدند و در حفظ این زیبایی میکوشیدند.»

ستون جام جم – ۱۰

بانوی ایرانی در پایان ۱۱ روز فضانوردی

 

 

 

روی عرشه ایستگاه بین المللی فضایی و در حالی که زیر پای ۶ ساکن این ایستگاه سیاره مادری بدون هیچ نشانه ای از خشونت ها و درگیری ها به آهستگی در حال گذر است ، مراسم کوچکی در حال برگزاری است.

 

چهارشنبه عصر ، فضانوردان قدیمی ایستگاه ، رسما این بزرگترین سازه دست بشر را به گروه بعدی که همراه انوشه انصاری عازم ایستگاه شده بودند تحویل دادند. یکی از این فضانوردان ، در توصیه ای به مایکل لویز درباره اقامت ۶ ماهه او گفت اگر می خواهی موفق شوی ، سعی کن سخت نگیری و با شرایط این بالا کنار بیایی.

دو فضانورد خدمه ۱۳ که ۶ ماه زندگی دشوار را در فضا سپری کرده اند، نیمه شب فردا به همراه انوشه انصاری با فضاپیمای سایوز TMA-8 به زمین بازخواهند گشت.

بامداد جمعه عملیات ویژه فرود آغاز خواهد شد و پس از بسته شدن دریچه های حافظ میان سایوز و ایستگاه این فضاپیما جدا خواهد شد تا راه خود را به سوی زمین در پیش گیرد ؛ سفری که هنگام رفت حدود ۴۸ساعت به طول انجامیده بود ، ظرف کمتر از ۲٫۵ ساعت به پایان خواهد رسید. یکی از دشوارترین مراحل این سفر ، ورود به جو زمین خواهد بود. زمانی که کپسول با لایه فشرده جو زمین برخورد خواهد کرد و همچون گلوله ای آتشین با دمای فوق العاده بالا وارد جو زمین خواهد شد و در پایان این سفر دشوار با باز شدن چترهای نجات مراحل فرود ادامه پیدا خواهد تا این که نخستین فضانورد ایرانی دوباره قدم بر خاک سیاره مادری بگذارد. امروز و امشب در حالی که همه مردم دعا خواهند کرد تا فرود سایوز و انوشه با سلامت صورت گیرد اما بامداد جمعه انوشه سربلند قدم از کپسول سایوز خود به بیرون خواهد گذاشت.

او نه تنها ثابت کرد شایستگی این سفر را داشت ، بلکه نظر مراجع فضایی را به خود جلب کرده است.

روز گذشته مراجع خبری فضایی چون سایت Spaceref ، Spaceflightnow و CBS گزارش های ویژه ای را به حضور انوشه انصاری در فضا و دستاوردهای آن اختصاص دادند. سفری که به گفته مقامات رسمی باعث شده است توجه و علاقه مردم و آشنایی آنها با واقعیات زندگی در فضا بسیار گسترش پیدا کند. انوشه انصاری در یکی از مطالب وبلاگش درباره مناظری که از فراسوی زمین می بیند توضیح داده است.

وی نوشته است در کنار آزمون های علمی که انجام می دهد یکی از بهترین لحظات او تماشای زمین از پنجره های ایستگاه فضایی است ؛ جایی که می تواند زمین را در دل آسمان ببیند و عوارض سطحی برجسته زمین را روی آن تشخیص دهد جایی که هیچ مرزی جز مرز آبها و خشکی ها قابل رویت نیست و هیچ چیز نمی تواند محدودیتی را به وجود آورد و چیزی از زشتی های زمین نمی توان دید. یکی دیگر از مناظری که انوشه را مجذوب خود کرده ، تماشای طوفان ها و رعد و برقهایی است که از فضا شبیه یک بازی بزرگ نور دیده می شود اما فراسوی همه اینها ، انوشه انصاری که خود علاوه بر مدارکش در حوزه IT ، کارشناس ارشد اخترشناسی است ، مجذوب تماشای ستارگان آسمان و زیبایی راه کهکشان از فراسوی جو زمین شده است.

گزارش او از رصد ستارگان و راه شیری یکی از معدود گزارش های دقیقی است که در این باره منتشر شده است.

امشب انوشه پس از آن که در پایان راهی طولانی رویای خود را محقق دیده ، با ایستگاه فضایی خداحافظی خواهد کرد تا با فرود در قزاقستان با انرژی مضاعفی به ایفای نقش در صنایع فضایی و خصوصی سازی آن بپردازد.

ستون جام جم – ۸

در جستجوی بیگانه ها!

 

 

——————————————————————————–

 

سه شنبه ۴ مهر ماه ۱۳۸۵

تنها ۲ روز دیگر از اقامت تاریخی انوشه انصاری در فضا باقی مانده است در حالی که میشاتورین و مایکل لوپز آماده می شوند تا اقامت ۶ ماهه خود را جشن بگیرند ۲ فضانورد قبلی آماده بازگشت به همراه انصاری به زمین هستند.

انوشه به قولهایی که پیش از سفر داده بود عمل کرده است و تا اینجا ماموریتی موفق را پشت سر نهاده است. او طی هر گذری که از فراز ایران داشت در کنار رادیوی خود باقی ماند تا شاید ارتباطی با سرزمین مادری برقرار کند و چند بار نیز این اتفاق افتاد. روز گذشته در جمع دانش آموزان رصدخانه زعفرانیه این ارتباط برقرار شد. اگر چه حاضران نتوانستند برای انوشه پیام بفرستند اما توانستند صدای او را با یک گروه دیگر ایرانی بشنوند که به زبان فارسی از عرشه ایستگاه فضایی بین المللی با گروهی از مردم کشورش سخن می گفت. او همچنین در حال ادامه انجام آزمون های علمی با آژانس فضایی اروپاست.

چهارمین آزمایشی که او باید در این سفر به انجام برساند به جستجویی ویژه در ایستگاه اختصاص دارد. واقعیت این است که فضانوردان در ایستگاه فضایی تنها نیستند. آنها اگر چه پیش از پرواز تمام شرایط قرنطینه را رعایت می کنند اما باز هم مقداری باکتری و میکروب با خود به فضا می برند این باکتری ها که اتفاقا رشدشان هم در مدار زمین سریع تر است (به دلیل نبود گرانش) در اثر قرار داشتن طولانی مدت در معرض تابشهای کیهانی ممکن است دچار جهش شوند و تبدیل به موجوداتی شوند که بومی فضا هستند و مشابه آنها در زمین یافت نمی شود. در دوره خدمت ایستگاه فضایی میر حتی گونه ای قارچ در اطراف پنجره های ایستگاه پیدا شده بود که مشابهی در زمین نداشت.

این تغییرات کوچک که در زیست و رفتار زیستی میکروارگانیسم های زمینی داده می شود برای دانشمندان بسیار مهم و حیاتی به حساب می آیند چرا که آنها می توانند نمونه مینیاتوری از تغییراتی باشند که در درازمدت روی دیگر ساختارهای زنده پیش می آید. در نمونه ای حتی یک گیاه که در فضا رشد داده شده بود ویژگی های منحصر به فردی را کسب کرد که آن را از گونه خود در روی زمین جدا و متفاوت می ساخت.

یکی از وظایف انوشه انصاری نمونه برداری از اطراف ایستگاه بین المللی فضایی است تا بتواند رد این موجودات تغییر یافته را پیدا و جمع آوری کند و آنها را برای بررسی بیشتر به زمین بیاورد. این موجودات در آزمایشگاه های مجهز مورد بررسی قرار می گیرند و تغییرات آنها بررسی و مشخص می شود. این موجودات اگر چه منشا زمینی دارد اما به دلیل تغییرات ساختاری احتمالی که پیدا می کنند کاملا از نمونه های زمینی مجزا هستند و شاید بتوان آنها را بیگانه هایی دانست که در اطراف ما زندگی می کنند. یکی دیگر از دلایل اهمیت این تحقیق که به سفرهای آینده انسان باز می گردد بسیار مهم است.

مثلا در سفر انسان به مریخ وضعیت این میکروارگانیسم ها شناسایی شود چرا که در غیراین صورت ممکن است میکروارگانیسم های ساده ای که با ما به مریخ برده می شوند در آینده به موجوداتی سازگار یافته در این سیاره تبدیل شوند. برمبنای آخرین داده ها حال عمومی انوشه انصاری بسیار خوب است و بدون مشکل به انجام فعالیت های خود ادامه می دهد. تنها گزارشی که از ناراحتی وی ارائه شده مربوط به زمان ابتدای سفر و از آغاز روز دوم تا پیش از الحاق بوده که چنین عارضه ای که به فضازدگی مشهور است و به دلیل عدم انطباق بدن با شرایط بی وزنی و چرخشهای زیاد سفینه پیش می آید کاملا طبیعی است. اینک انوشه مصمم تر از قبل به ادامه فعالیت های خود می پردازد و خود را برای فرود جمعه آماده می کند.

دیدار با انوشه – جام جم ۷

بامداد ۲ روز گذشته فرصتی بود تا مردم کشورمان به دیدار انوشه انصاری بروند. ایستگاه فضایی بین المللی که در ارتفاع حدود ۴۰۰ کیلومتری از سطح زمین در مداری نزدیک به دایره هر ۹۰ دقیقه یک بار سیاره ما را دور می زند هر از چندگاهی از فراز سرزمین ما نیز عبور می کند.

در این هنگام اگر روی زمین و در کشور ما چند ساعت از غروب خورشید گذشته باشد یا چند ساعت به آن باقی باشد ، به دلیل بازتاب نور خورشید از بدنه ایستگاه فضایی می توان در آسمان شب این سفینه غول پیکر را همچون نقطه درخشانی رصد کرد که قوسی بزرگ را در آسمان طی می کند. بسیاری از مردم ما در شهرهای مختلف و از جمله سعادت شهر، تهران ، مشهد و دیگر نقاط طی این روزها به رصد ایستگاه فضایی بین المللی که اکنون میزبان نخستین ایرانی فضانورد است ، پرداختند. در کشورهای مختلف مرسوم است زمانی که از کشوری ، فضاپیما یا فضانوردی در مدار قرار می گیرد آنها به رصد سفینه او می پردازند. انوشه انصاری نیز پیش از این از قرار علاقه مندان ایرانی برای دیدار فضاپیمای او در بامداد روز شنبه آگاه شده و از آنها به یاد حمایت هایشان سپاسگزاری کرده بود اما هم اکنون انوشه انصاری و خدمه گروه ۱۳ و ۱۴ ایستگاه مشغول ادامه فعالیت های برنامه ریزی شده خود هستند. یکی از مواردی که خانم انصاری در کنار فعالیت های برنامه ریزی شده خود دنبال می کند، یادداشت برداری از تمامی رویدادها و فعالیت های داخل ایستگاه است تا بتواند تجربه بی نظیر فعالیت های فضایی را هر چه بهتر درک کند. در کنار تماس با مراکز آموزشی و وبلاگ نویسی از رویدادهای فضا که برای اولین بار روایت مستقیم و دقیقی از یک پرواز فضایی را در اختیار علاقه مندان قرار می دهد ، انوشه آزمایش های ESA (آژانس فضایی اروپا) را نیز پی می گیرد. یکی دیگر از آزمایش های او بررسی تاثیر بی وزنی برکاهش اندازه عضلات است.

در فضا و در شرایط بی وزنی نیروی مستقیمی به بدن انسان وارد نمی شود و به همین دلیل ، در حین انجام کارهای سنگین باز هم ماهیچه های بدن دچار انقباض و تحمل فشار نمی شوند، به همین دلیل ، در اثر اقامت در فضا بافتهای عضلانی تحلیل می روند و قطر آنها کوچک می شود. بخشی از این رویداد با ورزش های سنگینی جبران می شود اما از آنجا که حتی در هنگام ورزش فشار اندکی که به ماهیچه ها وارد می شود (در شرایط بی وزنی) باید دنبال راههای دیگری بود ، یکی از این راهها که از سوی گروهی از مهندسان بنیاد پزشکی کلیولندو با حضور یکی از بانوان ایرانی ، خانم آزیتا تاج الدین دنبال می شود ، سازه هایی است که بتواند فشار مصنوعی ایجاد کند اما تمام این راه حلها زمانی موثر است که فرآیند تحلیل ماهیچه ای بخوبی درک شود و یکی از ۴ آزمایش پزشکی انوشه انصاری بررسی تحلیل ماهیچه های او در طول مدت اقامت در فضاست.

او هر روز آزمون هایی را روی ماهیچه های خود انجام می دهد تا با کمک نتایج آن این فرآیند بهتر درک شود. گروه ۶ نفره ساکن ISS (ایستگاه بین المللی فضایی) روز گذشته در گفتگویی با تلویزیون ناسا شرکت کردند. انوشه انصاری در این گفتگو ابراز رضایت از حضورش در ایستگاه به انجام آزمایش های علمی خود و همین طور به دامنه فناوری اطلاعات که مرزهای فضا را نیز در نوردیده اشاره کرد. همچنین وی در پاسخ به پرسش خبرنگار خبرگزاری فرانسه ، پاسخ او را به زبان فرانسوی داد و با ابراز رضایت از انجام آزمایش های خود ، ابراز امیدواری کرد تعداد بیشتری از مردم بتوانند شکوه زمین زیبا را از فضا ببینند و از جنگ و نابودی زمین دست بردارند.

یادداشت های جام جم

چون این روزها نمی رسم اینجا یادداشتی بگذارم مجموعه یادداشتهای روزنامه جام جم را در باره سفر خانم انصاری قرار می دهم امروز ششمین مورد را قرار می دهیم و کم کم بقیه را هم می گذارم

زمین زیبای ما

 

ایستگاه بین المللی فضایی اینک میهمان جدیدی دارد میهمانی که ISS را در پایان رویایی طولانی و از پس تلاشی طاقت فرسا و تحسین برانگیز ، خانه موقت خود ساخته است.

براستی چه کسی می تواند این احساس غرورانگیز را نادیده انگارد. اینک نه تنها انوشه به رویای دیرین خود رسیده است که ایرانیانی که رویای پرواز را از دوران کهن اساطیرشان به همراه داشتند به چشم خود تحقق آن را می بینند. انوشه اینک در نقطه غرورانگیز راهی ایستاده است که از زمان کیکاووس اساطیری و تلاشش برای دستیابی به آسمان آغاز شده بود. انوشه انصاری پس از ورود به ایستگاه فضایی ماموریت های خود را شروع کرده است.

او در حال حاضر روزانه مشغول انجام آزمون های علمی است که برایش در نظر گرفته شده است. ما هر روز به مرور به یکی از این آزمایش ها خواهیم پرداخت.

یکی از مشکلات فضانوردان که تاکنون نامعلوم مانده است دردهای شدیدی است که در قسمت پایین ستون فقرات رخ می دهد. بر روی زمین زمانی که شخصی بار سنگینی را حمل می کند به دلیل فشاری که به ستون فقرات وارد می شود این ناحیه دچار دردهای جدی می شود اما اگر در شرایط بی وزنی قرار بگیرید هیچ فشاری به شما وارد نمی شود و شما می توانید بدون صرف نیروی بالابارهای سنگین را جابه جا کنید و چون فشاری به ستون فقرات وارد نمی شود ، اصولا نباید درد شدیدی در این ناحیه احساس شود لذا بروز این درد یکی از معضلات اقامت طولانی در فضاست.

اینک انوشه انصاری آماده است آزمون هایی را درخصوص بروز چنین دردهایی به انجام برساند تا محققان آژانس فضایی اروپا را در درک بروز این درد مرموز یاری دهد لذا وی باید روزانه گزارش های دقیق و آزمایش هایی را در این خصوص انجام دهد و این یکی از ۴ آزمون پزشکی اوست که انوشه داوطلب انجام آن شده است. قابل ذکر است او تنها توریست فضایی است که حاضر به انجام چنین آزمون هایی شده است.

همچنین وی در نخستین روز اقامت در ایستگاه فضایی وبلاگ خود را از ایستگاه بین المللی فضایی به روز کرد تا برای همیشه نامش به اولین گزارش نویس اینترنتی فضایی تبدیل شود. اینک برای اولین بار وبلاگی وجود دارد که انسانی در فراسوی زمین آن را می نویسد. انوشه در اولین پست خود پس از مرور خاطرات پروازش می نویسد: “بالاخره از پنجره بیرون را نگاه کردم و نفسم در سینه حبس شد ، اینجا زمین زیبایی است که با مهربانی زیر شعاع گرم خورشید به دور خود می چرخد… چقدر در آرامش است نه جنگی… ، نه مرزی…. نه بدی و زشتی… فقط زیبایی مطلق از اینجا دیده می شود.” در حالی که انوشه انصاری این مطالب را در وبلاگ خود می نوشت حدود ۶۰۰ نفر از علاقه مندان او در تهران و در فرهنگسرای ارسباران در سمیناری که از سوی ماهنامه نجوم و پژوهشگاه هوا فضا برگزار شده بود ، گردهم آمده بودند تا به نخستین بانوی ایرانی فضا نورد ادای احترام کنند.

استقبال از این برنامه به حدی بود که خبرگزاری رویترز ساعتی بعد تصاویر آن را بر خروجی تلکس خود قرار داد تا مردم جهان شاهد احترام ایرانیان به هموطن خود باشند. اینک انوشه انصاری در مدار ، بخش دیگری از فعالیت خود را که آشنا ساختن نسل جوان با اهمیت فضا است آغاز کرده است. او در ارتباط با مراکز آموزشی سعی دارد نسل جدیدی از محققان راتربیت کند که آینده عصر فضا را تضمین کنند و بتوانند از سیاره ما محافظت کنند.

 

گفتگو با انوشه انصاری

شماره ۱۶۱ نجوم منتشر شد. این شماره برای علاقمندان فضا قطعا جالب خواهد بود برای من هم بسیار خاطره انگیر باقی خواهد ماند . در این شماره گفتگوی اختصاصی نجوم با انوشه انصاری ، نخستین بانویی که در نقش یک  توریست به فضا خواهد رفت به چاپ رسیده است. آنهایی که علاقمند به فضا و آینده پروازهای تجاری و علاقمند به فعالیتهای ایرانیان موفق هستند حتما چیزهای جالبی در آن پیدا می کنند. برای اطلاع از محتویات این شماره سری به سایت نجوم بزنید

دست همه بچه های نجوم و به ویژه بابک درد نکند.

 

صد سال مشروطیت

 

یک قرن از مشروطه ایرانیان گذشت

 

این جشن سده بر همه تلاشگران راه مردمسالاری گرامی باد

 

 


 

نکاتی در باره این وبلاگ

برای من نوشتن مطلب در این فضا یکی از علاقمندیهای شخصی و در رابطه با کلاسهایم ضرورتی جدی است .

 

متاسفانه مانگونه که دوستانم می دانند به شدت در گیر امور مختلفی هستم که شرح آنها فقط بر سر درد مخاطبانم خواهد افزود لذا همیشه سعی می کنم در اولین فرصت مطالبی را در این صفحه قرار دهم که ارزش نوشتن و خواندن داشته باشد.

 

شاید بتوانم مقالاتم را در اینجا قرار دهم به هر حال فعلا یکی از دغدغه هایم راه اندازی دوباره چرخ است .

 

درباره نکته ای که یکی از دوستان در کامنت ها اشاره کرده بود لازم دیدم توضیحی بنویسم

 

اول اینکه برای من علاقه ایشان به گالوا و تاریخ ریاضیات ارزشمند و محترم است و امیدوارم ایشان بتوانند تبدیل به گالوایی خوش فرجام برای ریاضیات ایران شوند.

 

اما در باره اینکه مطلب شما را در روزنامه کار نکردم حتما می دانید گروه علمی روزنامه ای مانند جام جم که فعلا مسولیتش بر عهده من است قوانینی برای فعالیت دارد . شاید این قوانین همیشه رعایت نشود اما تمام سعی من این است که سطح کیفی این صفحه را افزایش دهم .و به همین دلیل نمی توانمهر مقاله ای را در آن کار کنم روزنامه های کثیر الانتشار محلی برای کسب تجربه نیست بلکه جایی است که باید تجربه های آزموده خود را محک بزنند.

 

در باره قرار دادن لینک در وبلاگم هم فکر می کنم بدیهی باشد که وبلاگ فضایی شخصی برای هر فرد محسوب می شود  من این اجازه را دارم که لینک افرادی را که با آنان سنخیتی دارم و آشنایی طولانی داشته ام یا به هر دلیلی وجود لینک انها را ضروری می دانم در این صفحه قرار دهم . لذا خواهش می کنم به حق هر فردی در تصمیم گیری در باره اختیارات خود احترام بگذاریم

ما، فوتبال و علی دایی

نمی دانم چرا این چند وقته این قدر عصبانی هستم نه اینکه مانند همه مردم از باخت ایران به مکزیک عصبانی باشم که اگر می برد باعث شگفتی می بود و به نظر من نیمه اول یک شگفتی بزرگ بود . اصلا نمی فهمم چرا همه احساس می کردند باید پیروز میدانی باشند که اگر عدالتی برقرار باشد نباید پیروز می شدیم . بگذریم اما از برخوردهای بعد از بازی عصبانیم از اینکه چه ساده همه چیز را فراموش می کنیم و چه ساده به دم دست ترین بهانه ها برای توجیه شکستهایمان می نگریم و نه ریشه ای ترین موضوعات

آیا واقعا مردمی که از دقیقه ۹۰ بازی سیلی از توهین ها را به اشکال مختلف برای علی دایی که او را مقصر شکست می دانستند (دقت کنید مهاجم نوک باعث شکست یک تیم شده است!) ارسال داشتند و حتی آنطور که می گویند مقابل خانه اش دست به تظاهرات زده اند انتظار پیروزی ایران را داشته اند و چرا؟

بیایید چند واقعیت را راجع به تیم ایران مرور کنیم

مربیان تیمهای باشگاهی تا یکی دو هفته مانده با آغاز بازیها به بازیکنانشان اجازه حضور در تمرینات تیم را ندادند.هیچ کشور صاحب فوتبالی به دلیل جایگاه سیاسی امروز ما در جهان اجازه نداد تیم ملی اش با ایران بازی دوستانه و تدارکاتی برگزار کند. بسیاری از تماشاگران ایرانی در آلمان  پیش از آغاز بازی بلیط های خود را چند برابر قیمت به طرفداران مکزیک فوختند تا ورزشگاه یکپارچه مکزیک را تشویق کند و ایرانیان هر از چند گاهی فریاد بی ثمری بکشند. بخشی از ایرانیانی هم که به ورزشگاه امدند به جای تشویق به دلیل و.ابستگیهای سیاسیشان شروع به تبلیغ حزب خود کردند . در بین تماشاچیان ایرانی ۴ پرچم گوناگون به عنوان پرچم ایران به احتزاز در آمد که در این بین پرچم رسمی ایران در اقلیت بود . و پرچمهایی با نشان شیر و خورشید ، بدون نشان و با نام ایران تیمی را تشویق می کرد که نمی دانست باید به کدام صدا گشو کند. در حین بازی و قبل از شورع آن تظاهرات بزگی علیه ریس دولت کشور ما در حال برگزاری بود و مردم آلمان او را با هیتلر مقایسه می کردند و گروهی که از ایرانیان استقبال گسترده کردند  نئو نازیها بودند!  تا همین جا بس نیست؟ شما اگر جای بازیکنان بودید و اگر بهترین بازیکنان جهان جای آنها بودند باز هم می شد به نتیجه گیری آنها امید داشت؟

اگر هنوز قانع نشدید بازهم مرور کنید . در روز هسابقه رییس سازمان ورزش و رییس فدراسیون فوتبال با هم حرف نمی زنند و پشتشان را به هم می کنند. بازیکنان با سوالهای بی ربط مواجه شوند . و آخرین سوال از همین آقای دایی پیش از ورود به زمین این است که کی فوتبال را کنار می گذاری؟

اگر از تماماختلاف سطح بازیکنان و مربی ایران و مکزیک بگذریم همین ها کافی نیست که برزیل به مالدیو ببازد؟

بیایید به دایی نگاه کنیم . مردی که باشگاه ۱۰۰ گله های جهان را افتتاح کرد . مردی که با اخلاق و عقل به جای کشیده شدن به هزار و یک راه نام تجاری معتبری را به ورزش منطقه معرفی کرد. مردی که بارها دیده بودیم که با سر زخمی و پای بیمار برای ما شادی می آفریند و تنها ایرانی که از بین هزاران ادم پر مدعا به جشن فیفا راه یافت تا اهدا کننده جایزه بهترین تیم جهان در سال قبل باشد . جشنی که هیچ ایرانی پس و پیش از او به آن راه نیافته است و به نظر من از همه مهمتر مردی که در قبال همه این نامها و افتخاراتی که کسب کرد هیچگاه مورد تقدیر قرار نگرفت. اینک او را جنایتکار بزرگ می دانیم . چرا؟

چون فراموشکاریم . چون بلد نیستیم قدر بدانیم . من می پذیرم که دایی مانند بسیاری از مردان ایران در مسابقه با مکزیک عالی کارنکرد اما مگر بقیه این کار را انجام دادند؟ مگر میرزا پور ، مهدوی کیا و … عالی بودند ؟ و گیرم همه خوب بودند جز دایی آیا نمی بایست با پاس آن همه تلاش وی اگر نقدی بود به ادب و احترام عنوان می شد و نه با سیل تهمت و ناسزا؟

دایی نمونه ای است از مردانی که زیاد و خوب کار می کنند و ان قد خوب که مسولیت یک گروه را ناخواسته به دوش می گیرند و باید بادافره گناه یک تیم را به تنهایی بپردازند. دایی در تاریخ فوتبال ایران خواهد ماند. اما این رفتار همه ما را نابود می کند .

نه در ورزش که اگر دور وبر خودمان را نگاه کنیم اثرات ان را خواهیم یافت . تیم ما قوی خواهد بود اگر اصولی کار کند اگر مجلس به دلیل شعار تیم ( ستارگان پارسی) کار را به رییس جمهور نکشد که این توهین به قومی است اگر ریس جمهور توصیه فنی فوتبال را به مربی واگذار کند و اگر همه حرفه ای عمل کنیم .

امروز به دلایل مختلف فوتبال تبدیل به پدیده ای جهانی شده است که به واسطه قدرت رسانه شکل گرفته و اکنون فراتر از ورزش است اما هرچیزی قانونی دارد و روشی همانطور که اهدای دکترای افتخاری به کودکی ۷ ساله از او عالم و دانشمند نمی سازد در فوتبال یا هر کار دیگری هم باید به روش ها جلو رفت نه هوس ها

 


رازها گشوده می شوند

تا کمتر از ۲ هفته دیگر نسخه سینمایی کتاب جنجالی رمز داوینچی به روی صحنه خواهد رفت. شاید در تاریخ سینما کمتر شاهد چنین تبلیغ گسترده وطولانی برای یک فیلم بوده ایم . از بیش از ۱ سال قبل که این فیلم آماده نمایش شده بود تیزرهای تلوزیونی تاثیر گذاری از آن ذهن مردم را متوجه این فیلم می کرد. نمایی بی نظیر از حرکت دوربین روی سطحی سله بسته و کویری که با ورود دوربین به درون شکافها رمزهایی خود را نمایان می ساختند و در پایان زمانی که دوربین به عقب حرکت می کرد و از زمین دور می شد در می یافتیم آن کویر سله بسته نمای نزدیک رنگهای روی بوم تابلوی مونالیزا بوده است . هرچه به زمان اکران نزدیکتر می شدیم تبلیغات از یک سو و مخالفتها از سویی دیگر شدت می گرفت. Google در اقدامی بی سابقه بازیهایی برای این فیلم را در صفحه جستجوی شخصی کاربرانش قرار داد و اینک شاید جنجالی ترین فیلم سالهای اخیر تا کمتر از ۲ هفته دیگر در افتتاحیه جشنواره کن به صحنه می رود تا حکایت جستجوی رمز شناسی به نام رابرت لنگدان و نوه رییس مقتول موزه لور برای یافتن یکی از کهن ترین موضوعات تاریخ مسیحیت یا جام مقدس را بر پرده های نقره ای به تصویر بکشد. در این داستان نویسنده بر اساس تحقیقاتی که خود مدعی است چند سالی از وقت کاری وی را به خود اختصاص داده است روایت دیگری از زندگی حضرت مسیح را به تصویر می کشد روایتی که به طور اصولی با روایت ارایه شده از سوی کلیسا متفاوت و حتی از دید آن کاملا کفر آمیز است. در این روایت، مسیحیت امروز نه بر مبنای تعلیمات عیس ناصری بلکه بر مبنای اتفاقاتی است که چند دهه بعد از مرگ وی در شورایی از سیاستمداران  در باره آن تصمیم گیری شد و اصالت و وصیت مسیح برای ادامه تعلیماتش از سوی یکی از مریدانش به طور کامل دگرگون شد . جالب اینکه این مرید،  در این داستان ( و اسنادی که ان را شکل داده) یک بانو است و حتی بیشتر از آن همسر عیسی مسیح، مریم مجدلیه که درروایتهای کلاسیک زنی بدکاره به شمار می آمد در این روایت در رده بالاترین انسانهایی ارتقا می یابد که وصیت عیس را از او غصب کردند و سلسله مقدس او را که باید با ادامه خون وی جاری می شد با تهدید متوجه کردند و در چنین شرایطی گروههای زیر زمینی نظیر دیر صیهون (باور کنید ربطی به صهیونیست ها ندارد) حفاظت از جام واقعی که عترت میح بود را بر عهده می گیرند و این وظیفه را که زمانی در قالب شوالیه های باستانی حافظ جام انجام می شد دنبال می کنند و مهمترین استاد اثبات چنین ادعایی را به همراه مقبره مریم مجدلیه و از آن مهمتر فرزندان مسیح را حافظت می کنند.

ترجمه فارسی کتاب با کار دقیق و تحسین برانگیز دو مترجم جوان اثری ارزشمند برای مطالعه است . نه فقط به دلیل اصل داستان که به واسطه زیر نویسهای پر ارزشی که حسین شهرابی (که سابقه کارهای نجومی را هم دارد) و همکارش با تلاشی خستگی نا پذیر جمع آوری کرده اند.

آنچه جذاب تر از اصل داستان در این کتاب به چشم می آید دنیای جدیدی است که به روی خواننده باز می شود . بعد از مطالعه این کتاب نمی تانید از دنیای اطرافتان به راحتی بگذرید و فراموش کنید در چه دنیای پر رمز و رازی زندگی می کنید . این دنیای ساده هنوز هم مملو از رمزهای باستانی که نا اگاهانه یا آگاهانه در زندگی ما جاری است .

اما این روزها آنچه در باره این رمزها جذاب تر از قبل است مخالفت علنی عالی مقام ترین مقام های کلیسای کاتولیک برای نمایش این فیلم است. دو نفر از کاردینال های ارشد واتیکان که در رقابت با کاردینال رایتزینگر ، پس از مرگ پاپ ژان پل دوم مقام پاپی را به وی واگذار کردند صریحا در برابر این فیلم موضع گرفته و آن را کفر آمیز نامیده اند البته هنوز پاپ بندیکت ۱۶ که قبل از کسب مقام پاپی در باره کفر آمیز و گمراه کننده بودن مجموعه هری پاتر اعلام نظر کرده بود ، دست به اظهار نظر نزده است. ( چه طنز جالبی است که در جهان نخست انجیل در رده پرفروش ترین کتابهای تاریخ نشر جهان قرار دارد و رتبه دوم از آن هری پاتر است).

سوال مهم اینجا است چرا هنوز در ابتدای قرن ۲۱ عالی ترین نهاد مذهبی مسیحیت در برابر یک فیلم یا یک کتاب احساس خطر می کند؟ آنهم نه کتابی ضد مذهب بلکه کتابی که روایتی دیگر از مسیحیت را ارایه می دهد . درست است که حمله کتاب به کلیسای کاتولیک  قابل کتمان نیست اما این برخوردها چه چیزی را عوض می کند ؟ به نظر من تنها یک نکته در پشت این رفتا و چنین رفتارهایی پنهان است و ان اینکه در تمام دنیا هنوز خرد ورزی مردم به رسمیت شناخته نشده و هنوز ضرورت انتخاب کردن به جای دیگران برای رساندن آنها به رستگاری مورد توجه جدی قرار دارد.

انچه اوضاع فرهنگی و سیاسی جهان امروز برای ما به ارمغان اورده است یک ضرورت تاریخی را آشکار می کند که نه در آن سوی دنیا که در همین مرزهای خودمان نیز به وضوح دیده می شود . ما نیاز به تعقل داریم.

شاید این روزها بیش از هر زمانی آرزو می کردیم ای کاش حداقل در سرزمین ما و در نبرد تاریخی عقل گرایان و سنت گرایان یا نبردی میان جماعتی که ابن سینا ناینده اشان بود گروهیکه غزالی رهبری اشان می کرد  ،سیناییان به پیروزی می رسیدند. افسوس که اینگونه نشد و افسوس که اینگونه ایم . اما باید زمان را حفظ کرد فکر می نم ضروری ترین نیاز امروز و فردای ما تعقل است و خرد ورزی.

سال ۷۹ در ویژه نامه ای که به مناسبت اولین گردهمایی سراسری مجامع کانونهای فرهنگی – اجتماعی دانشجویان سراسر کشور منتشر شد ، به عنوان دبیر این همایش و دبیر موسس این مجمع نوشتم «اکنون تنها امید ما نسلی است که در دبستانها تحصیل می کنند ، اگر انها را از دست بدهیم نیازمند معجزه ایم » امروز گمان می کنم بخش بزرگی از آن فرصت تاریخی از دست رفته . به قول پورنجاتی در سرمقاله شرق دیروز، دلیل بر این مدعا ، فهرست کتابهای پر فروش و مورد علاقه نوجوانان ما است.

اکنون اگر راه نجاتی باشد دیگر وابسته به هیچ مصلحی نیست امروز همه ما باید در هر جامعه ای که هستیم عقل گرایی را منتشر کنیم تا شاید از شعله هایی که باقی می ماند زمانی هیمه ای در گیرد.

هنوز رمزهای بسیاری از جهان اطراف برای ما ناگشوده مانده است . باید یک بار دیگر به گذشته نگاه کرد تا بتوان را ه آینده را جستجو کرد . ما همینیم که هستیم با همین امکانات و همین توانایی و بر این اصل باید به جلو حرکت کنیم.

کنون داستان کهن نو کنیم                    سخنهای شیرین و خسرو کنیم