ما را به خیر شما امید نیست

لطفا این مطلب را بخوانید

یکی‌ از مسئولان‌ رصد خانه‌ کویت‌ روز شنبه‌ اعلام‌ کرد کسانی‌ که‌ اجرام‌ آسمانی‌را در کویت‌ رصد می‌کنند در رویدادی‌ نادر روز دوشنبه‌ خواهند توانست‌ ایستگاه‌ بین‌ المللی‌ فضایی‌ را هنگام‌ عبور از فراز کویت‌ با چشم‌ غیرمسلح‌ ببینند‌.‌
به‌ گزارش‌ واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری‌ آلمان‌، فهد المشحنی‌ معاون‌ مدیر اداره‌ علوم‌ فضایی‌ در رصد خانه‌ کویت‌ گفت‌ ایستگاه‌ بین‌ المللی‌ فضایی‌ شامگاه‌ ‌۲۹‌ اوت‌ از آسمان‌ کویت‌ عبور خواهد کرد و مردم‌ می‌توانند با چشم‌ غیرمسلح‌ آن‌ را ببینند‌.
‌ ایستگاه‌ فضایی‌ به‌ مدت‌ پنج‌ دقیقه‌ مانند ستاره‌ای‌ که‌ با سرعت‌ زیاد حرکت‌ می‌کند یا هواپیمایی‌ نورانی‌ دیده‌ می‌شود‌.
‌ ساکنان‌ جنوب‌ عراق‌ و بخشهایی‌ از ایران‌ نیز می‌توانند ایستگاه‌ فضایی‌ راکه‌ هنگام‌ حرکت‌ در بالای‌ سر خود ببینند‌.‌ ایستگاه‌ فضایی‌ بین‌ المللی‌ هر روز سه‌ بار دور زمین‌ می‌چرخد.

این مطلب را اکثر شما در این چند روز اخیر در  رادیو یا تلوزیون شنیده اید اما سوال مهمی وجود دارد . آیا ما آن قدر بد بخت شده ایم که باید مسولان رصدخانه های کشورهای عربی برای ما مسایل نجومی و فضایی را تعیین کنند؟ ما در ایران آدم نداریم؟ ما در ایران کسی را نداریم که از این مسایل سر درآورد؟

ایستگاه بین المللی فضایی (ISS) هر ۹۰ دقیقه یک بار زمین را دور می زند و در هر هفته چندبار ممکن است از فراز آسمان هر شهری در دنیا عبور کند. این اتفاق نه نادر است نه عجیب نهشگفت آور و نه هیچ چیز دیگر…

شما هم اگر می خواهید بدانید کی این ساخته دست بشر از بالای سر شما عبور می کند سری  به نشانی www.heavens-above.com بزنید تا زمانهای دقیق عبور ان را متوجه شوید . اما چرا باید رسانه های ما باید اینقدر از خود بیگانه و دستپاچه باشند تا یک نفر شیخ عرب که معلوم نیست در کدام جهنم دره ای داره به عنوان کارشناس امور فضایی حرف می زنه یک مطلبی را می گه از خود بی خود بشن و خزعبلات این فرد را در این حجم گسترده منتشر سازند. در جایی که ما تمام مدت غر میزنیم که چشم بسته خبرهای آزانسهای خبری معتبر را نقل نکنید آیا یک کارشناس !‌در رصدخانه یک کشور عربی که اصولا چیزی از نجوم نمی داند باید منبع ما باشد . باور کنید تحقیق خبر یکی از اولین شرطهای روزنامه نکاری و ژورنالیسم است که اتفاقا در این مورد نه پشت کار می خواست نه تجربه . فقط یک جستجوی کوچک یا یک سوال کوچک کافی بود

هنوز تا رسیدن به یک جامعه اطلاعاتی درست راه طولانی را در پیش داریم 

دیدگاه علمی رییس جمهور منتخب

قبل از انتخابات گروه دانش روزنامه جام جم تصمیم گرفت در اقدامی کم سابقه سوالات یکسانی را در خصوص مهمترین مسایل علمی پیش روی کشور در اختیار ۱۰ نامزد اصلی رقابتها قرار دهد تا آنها در فضایی یکسان به بیان دیدگاههای خود بژردازند.
از ۱۰ نفر اول ۸ نفر در گردونه رقابتها باقی ماندند اما پیگیریهای من و نیلوفر عاکفیان تنها در مورد ۲ نفر به نتیجه رسید و محمود احمدی نژاد و محمد باقر قالیباف به سوالهای ما که با وسواس انتخب شده بود پاسخ دادند.
اکنون که آقای محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور معرفی شده است بد نیست به دور از فضای انتخابات پاسخ او را به این سوالات دوباره بخوانیم
.
امیدوارم این کار ما فصل جدیدی باشد که در دروه های بعد تکرار شود و با استقبال بیشتری از سوی کسانی که می خواهند سکان هدایت کشور را بر عهده گیرند روبرو گردد.
اگرچه آقای قالیباف حتی به دور دوم نیز راه نیافت اما به پاس پاسخگویی به این سوالها پاسخهای وی نیز در پی‌خواهد امد
——————————–

گفتگوهای روزنامه جام جم با احمدی نژاد و قالیباف
نامزدهای دور نهم انتخابات ریاست جمهوری

——————————————————————————–

سه شنبه ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۴
نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در شرایط و اقلیم سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی کاملا متفاوتی نسبت به دوره های قبلی برگزار می شود ، برخی از این تغییرات به واسطه تغییرات و تحولات داخلی رخ نموده و برخی دیگر محصول شرایط جهان امروز است و یکی از مواردی که باعث خلق این فضای جهانی جدید شد ، رشد و گسترش فضای علمی و رشد فناوری چشمگیر عرصه های گوناگون است.
امروزه نه تنها نامزدهای ریاست جمهوری از ابزارهای علمی (نظیر فضای مجازی و شیوه های علمی تبلیغاتی) برای معرفی خود سود می جویند بلکه همگی آنها برتشکیل دولتی با دیدگاه علمی و کارشناسی تاکید دارند و این برای کشوری که یکی از بالاترین آمار مهاجرت نخبگان را دارد ، خبرخوبی محسوب می شود; اما با وجود این موافقت ها و اعلام حمایت های کلی ، برنامه های شخصی در خصوص شاخص ترین مسائل علمی روز ایران و جهان از سوی این نامزدها ارائه شده است.
سرویس علمی روزنامه جام جم از ابتدای اردیبهشت امسال با آماده کردن مجموعه ای از مسائل علمی از دغدغه روز ایران و جهان در قالب سوال و انتخاب ۶ سوال نهایی طی چند مرحله گزینش و ارسال آن به ستادهای انتخاباتی خواستار اعلام نظر نامزدهای دور نهم ریاست جمهوری شد. البته مسائلی مانند رد صلاحیت ۲ تن از نامزدها و تایید مجدد آنها و همین طور سفرهای تبلیغاتی قشر دوبعدی روند این پیگیری را با مشکل مواجه کرد.
سرانجام در آخرین روزهایی که فرصت برای چاپ دیدگاه های علمی نامزدهای ریاست جمهوری باقی بود، تنها پاسخهای آقایان احمدی نژاد و محمدباقر قالیباف به دست ما رسید.
برخی از نامزدها به دلیل وقت کم (با وجود پیگیری ۲ ماهه) از پاسخگویی عذر خواستند و برخی دیگر پاسخ را به دور دوم انتخابات موکول کردند!
قابل ذکر است که مجموعه این ۶ سوال به طور یکسان برای هر ۸ نامزد ارسال شده بود و از آنها خواسته شده بود در حجم یکسانی به آنها پاسخ دهند.


(سوال اول درباره مساله هسته ای بود که آقای قالیباف به آن جواب نداده بودند و فکر کنم به همین دلیل در نسخه چاپی این سوال حذف شد)

۱-انرژی هسته ای یکی از مهمترین بحث های روز جامعه ما است اما فراتر از بحث های سیاسی در دل این مناقشه بحصی علمی قرار دارد. برنامه شما برای این برنامه چیست؟ آیا بر چرخه سوخت تمرکز خواهد شد و یا تحقیقا بنیادینی در زمینه کاربردهای پزشکی و یا تلاش برای مشارکت در پروژه های همجوشی هسته ای در برنامه شما قرار دارد؟ 
احمدی نژاد: دستیابی به دانش چرخه سوخت هسته‌ای از افتخارات بی بدیل دانشمندان و محققان ایران زمین است که این موفقیت غرورآفرین تحت تحریم کامل نظام سلطه جهانی به دست آمده است.
وظیفه آحاد جامعه و به طریق اولی مسوولان امر حمایت همه جانبه از تکمیل و توسعه دستاوردهای حاصله در حوزه دانش سوخت هسته‌ای و خودکفایی کامل است و مردم ما اجازه نخواهند داد هیچ مسوولی ذره ای از حق ملت ایران چشم پوشی کند و در قبال فشارهای نظام سلطه کوتاه بیاید. هر برنامه ای که مورد تایید دانشمندان و متخصصان فنی موضوع باشد، از جمله روشهای جدید غنی سازی و فناوری همجوشی هسته‌ای مورد تایید دولت جمهوری اسلامی ایران نیز خواهد بود. امید آن که در طول دولت نهم شاهد تولید سوخت هسته‌ای در داخل کشور و تولید انرژی برق از این فناوری باشیم.

قالیباف: ….

۲- یکی از عرصه های موفق علمی ایرانیان در سالهای اخیر، سلولهای بنیادی بوده است در حالی که بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان درخصوص ادامه این تحقیقات با عدم قطعیت در تصمیم گیری مواجه هستند (به دلایلی مانند ناسازگاری با ارزشها و…) آیا شما از ادامه این تحقیقات حمایت خواهید کرد؟ با توجه به حساسیت های موجود درخصوص شبیه سازی و از سویی ضرورت های پزشکی و زیست محیطی (نظیر شبیه سازی گونه های در حال انقراض کشور) آیا این تحقیقات به سوی شبیه سازی کامل هدایت خواهد شد و برنامه شما برای پیشرفت آن دقیقا چه خواهد بود؟ (در صورت مخالفت با این تحقیقات چه دلایلی دارید؟)
احمدی نژاد:
هر گونه پیشرفت علمی و فنی که بتواند در خدمت بشریت قرار گیرد و درد و آلام بخشی از جامعه را التیام بخشد و از منشا ارضای حس حقیقت جویی فطرت پاک دانشمندان مسلمان و متعهد ما صورت پذیرد، مغایرتی با ارزشهای مورد قبول جامعه اسلامی نخواهد داشت ; گرچه صدور حکم شرعی در حوزه شبیه سازی گونه های در حال انقراض از جمله مسائلی است که توسط مراجع ذی ربط باید صورت پذیرد. دولت اسلامی وظیفه دارد از هر گونه تلاشی که با نیت الهی در جهت کشف حقایق نظام هستی صورت می گیرد، از جمله از مطالعات و تحقیقات روی سلولهای بنیادینی که از سوی دانشمندان ایران انجام می شود، حمایت همه جانبه به عمل آورد.

قالیباف:
– به طور اصولی تحقیقات در زمینه های مختلف طی سالهای ۱۹۸۰ به این طرف محدود به برنامه های طراحی شده از سوی دولتها نبوده است.
فرآیندهای تحقیقاتی علاوه بر دولتها براساس انگیزه های صرف علمی یا برنامه های طراحی شده توسط موسسات تحقیقات حرفه ای و در پاسخ به نیازهای شرکتهای چندملیتی نیز به همان اندازه تحقیقات در حال انجام از سوی دولتها در جریان است ; بنابراین دولتها در موضعی نیستند که بتوانند به طور جدی در مسیر فرآیندهای تحقیقاتی اثر بگذارند.
به نظر من با توجه به کاستی هایی که ما در عرصه علوم با آن مواجه می شویم ، چنانچه محققان ما در برخی رشته های خاص ، مانند سلولهای بنیادی موفق بوده اند ، ممانعت از ادامه تحقیقات به وسیله آنها از سوی دولت منجر به تضعیف روح پژوهشگری که به طور خیلی جدی به تقویت آن نیازمندیم ، خواهد شد.
خوشبختانه فضای تحقیقی در کشور ما به طور اصولی از ارزشهای والای فرهنگ ملی و اسلامی تهی نیست و نگرانی های رایج در جوامعی که نگاه ارزشی را چند نسل است به فراموشی سپرده اند در کشور ما مبنایی ندارد.
درباره این که برنامه دولت درباره نحوه دستیابی و ادامه تحقیقات چه خواهد بود باید توضیح دهم که در راس برنامه های پیش بینی شده ، راه اندازی فرآیند ملی پژوهش و تحقیقات است که در نتیجه به حرکت در آمدن جریان های فکری بین نخبگان و ارتباط دایمی آن با وسیع ترین سطوح مردم در کشور بایستی شاهد پیدایش خرد جمعی فعال در همه زمینه ها باشیم و با استفاده از این خرد جمعی ، درباره خط سیر کشور در همه وجوه و افقها از جمله افق تحقیقات علمی در زمینه سلولهای بنیادی تصمیمی بگیریم که با منافع ملی ما انطباق داشته باشد.
در اینجا اضافه می کنم چنانچه در جریان نگاه تعامل ملی نخبگان ، اطلاعات کارشناسی کافی به دست آمد که بتواند خدمت مراجع عظام دینی ارائه شود و نظر آنان را در این مورد استفتا کند ، نتیجه نهایی هر چه باشد ملاک دولت برای برخورد با برنامه های تحقیقات سلولهای بنیادی خواهد بود.

۳- یکی از روشهای تضمین توسعه علمی کشور افزایش سطح عمومی مردم عادی و در دسترس بودن منابع علمی برای علاقه مندانی است که مایل به تحقیق و ارتباطات علمی هستند. توسعه پدیده اینترنت بستر مناسبی در این خصوص فراهم آورده است.
شما آیا گسترش استفاده از این پدیده در میان عموم مردم را قبول دارید؟ (اگر خیر چرا و چه راهکار جایگزینی پیش بینی می کنید) و در صورت قبول این ایده چه روشی را برای گسترش آن در نظر دارید؟ نظرتان در خصوص وضع فعلی مسدود کردن سایتهای اینترنتی که بخش وسیعی از سایتهای علمی را نیز دربرگرفته است چیست؟ و چه راهکار جایگزینی را پیش بینی می کنید؟

احمدی نژاد:
استفاده از امکانات مختلف برای دسترسی به منابع اصیل علمی و فناوری پیشرفته ، با هدف اعتلای دانشگاه ها و تغذیه علمی دانشگاهیان و محققان امری لازم است ، لیکن از آن مهمتر ترویج نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری است که مورد توجه مقام معظم رهبری است و امید است مسوولان امور نیز هر چه بیشتر به توسعه و ترویج این جنبش مقدس اهتمام کنند. گسترش شبکه اینترنت و زیرساخت های آن در اقصی نقاط کشور از جمله شهرها و روستاها یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.
در عین حال ، اعتلای دیدگاه های کاربران عمومی درخصوص منافع و مضار برنامه های مختلف موجود در شبکه جهان گستر (اینترنت) نیز باید مدنظر باشد ولی مردم نباید برای بهره برداری های علمی با هیچ محدودیتی مواجه باشند و البته این در حالی است که از سوی نظام سلطه ، محدودیت های جدی برای دسترسی دانشمندان و محققان ما به منابع اصیل علمی وجود دارد و از جمله بهره برداری از مجلات معتبر را برای کشور ما ممنوع کرده بودند.

قالیباف:
بدون فراهم کردن امکان دسترسی به شبکه های فناوری نوین ارتباطات اطلاعات زندگی جامعه ما حتی راه هم نمی تواند پیدا کند؟ اگر می توان در حال حاضر از الکتریسیته استفاده نکرد می تواند از اینترنت از هم چشم پوشی هم خطراتی دارد.
برق گرفتگی و آتش سوزی مثال آن ; ولی هیچ فرد عاقلی به علت این خطرات استفاده از الکتریسیته را منتفی نمی سازد.
در ۲ سال اول آینده ، برنامه من این است که سطح اتصال شبکه را برای عمده ترین فعالیت های دولتی که آنها را در برنامه های خود توضیح داده ام ، در حدی فراهم کنم که تا قبل از پایان ۴ سال ، دولت الکترونیک در کشور جا افتاده باشد.
درباره محدودیت های مربوط به سایت های اینترنتی مردم بهترین قاضی هستند.
وسایل اظهارنظر مردمی را از طریق همین شبکه ها باید فراهم کرد تا ارزیابی مستمری از سایتهای مضر به دست آورده و متناسب با افکار عمومی که ادامه مستقیم خرد جمعی است همان طور که در پاسخ بند ۲ توضیح دادم درباره تسهیلات یا محدودیت ها تصمیم گرفت.

۴- امروزه با توجه به کاهش منابع طبیعی موجود و افزایش نیاز جامعه به محصولات غذایی و از سوی دیگر ضرورت مقاوم کردن محصولات کشاورزی ، استفاده از بیوتکنولوژی در تولید محصولات تراریخته مورد توجه قرار دارد ، این محصولات بتازگی در حالی وارد بازارهای داخلی شده است که سازمان محیط زیست نسبت به ایمنی کامل آن ابراز تردید کرده است.
برنامه شما در استفاده از بیوتکنولوژی برای تولید محصول مرغوب (دامی و کشاورزی) چیست؟ آیا با انجام آن موافقید اگر بله چه راهی برای سازگاری آن با محیط زیست و اطمینان از سلامت کامل آن دارید؟ (با توجه به پایان نیافتن بحثهای بین المللی در این خصوص ) و اگر نه چه راه جایگزینی را پیشنهاد می کنید؟

احمدی نژاد:
استفاده از فناوری های زیستی برای اصلاح نژاد و بهبود واریته های مرغوب محصولات و… از جمله اولویت های کاربری فناوری در حوزه غذایی ، دامی و کشاورزی است که باید از سوی دانشمندان و محققان فنی روز به روز دامنه های کاربرد آن توسعه یابد ، لیکن رعایت استانداردهای بهداشتی و زیست محیطی نیر در حد طبیعی ضرورت دارد.
در صورتی که پاره ای از فرآورده های تراریخته شبهه ایمنی دارند ، کار نباید متوقف شود; بلکه باید مطالعات و تحقیقات برای رفع نگرانی ها توسعه یابد تا تاثیر این قبیل فناوری ها، خدمات و تسهیلات مطلوب در اختیار جامعه قرار گیرد.

قالیباف:
مشکل مملکت ما قبل از آن که کاهش منابع طبیعی باشد ، بهره برداری نامتناسب از منابع طبیعی است به طوری که در یک قلم ، محصول کشاورزی گندم عملا حدود ۳۰ درصد از میزان محصول در جریان برداشت و حمل و نقل و فرآیند تبدیل کردن آن به نان و مصرف آن از بین می رود.
در این حال به عنوان یک رشته تحقیقات علمی همان طور که در پاسخ به سوال مربوط توضیح داده شد دولت آینده مانعی برای طرحهای تحقیقاتی ایجاد خواهد کرد.
سازمان محیط زیست به طور قانونی مسوول اظهار نظر درباره اثرات بیوتکنولوژی بر محیط زیست است.
قبل از آن که تصمیمات در خصوص آن را بخواهیم معطل و متوقف کنیم ، می بایست توان کارشناسی آن را با متصل کردن به امکانات داخلی و جهانی بالا برد که چنانچه زمینه ای برای تغییر در نگاه کارشناسی سازمان وجود دارد در اختیارشان قرار داده شده است و در واقع باید امکاناتی فراهم کنیم تا سازمان در مجامع و مباحث علمی بین المللی فعالانه شرکت کند و از این طریق اطمینان کشور برای انتخاب مسیری که منطبق با منافع عمومی از زاویه ملی و جهانی باشد، جلب شود.

۵- یکی از مهمترین چالشهای سالهای اخیر در حوزه علم ایران ، رشد کمی دانشگاه ها و دانشجویان و نیروهای متخصص و در عین حال عدم رشد کیفی سطح این مراکز است. آیا این انتقاد را قبول دارید؟ چه راهی برای امکان در دسترس بودن دانشگاه ها برای علاقه مندان و در عین حال افزایش سطح کیفی دانشگاه و اصلاح وضع موجود پیشنهاد و اجرا خواهید کرد؟

احمدی نژاد:
توسعه کمی مراکز آموزش عالی کشور در بخشهای دولتی ، عمومی و غیرانتفاعی با توجه به صف علاقه مندان ورود به آموزش عالی باید بیش از پیش وجهه همت مسوولان در شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارتخانه های آموزشی کشور قرار گیرد و استقبال داوطلبان برای ورود به دانشگاه ها به عنوان یک فرصت ملی نگاه شود.
در عین حال ، ارتقای کیفیت آموزش عالی کشور بسیار مهم است که از راههای ذیل می توان به آن پرداخت : تشکیل قطبهای علمی در دانشگاه های کشور با توجه به مزیتهای نسبی موجود در دانشگاه های مختلف کشور توسعه تحصیلات تکمیلی در دانشگاه ها و پژوهشگاه های کشور.
جذب تعداد بیشتری از اعضای هیات علمی در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و اصلاح نسبت استاد به دانشجو.
توسعه جنبش نرم افزاری و توسعه نهضت علمی در کشور و پشتیبانی از انتشار مقالات و دستاوردهای تحقیقاتی.
تعامل و همکاری با اندیشمندان ایرانی مقیم خارج در حوزه های توسعه دانش و ارتقای فناوری.
پیاده سازی نظام ملی نوآوری و تکمیل حلقه های اتصالی بین ارکان و اجزای این نظام به گونه ای که منجر به گسترش مرزهای دانش ، تولید علم ، حل مشکلات کشور، نوآوری فناوری ، توسعه در نزای فناوری های منتقل شده از خارج از کشور و توسعه موسسات اطلاع رسانی منجر شود.
توسعه اعتبارات پژوهشی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی. الزام وزارتخانه ها و سازمان های دولتی برای هزینه کردن بخش قابل توجهی از اعتبارات پژوهشی خود از طریق مراکز علمی و دانشگاه های کشور.

قالیباف:
– هیچ راهی وجود ندارد الا این که وسایل ارتباط زنده و واقعی و نه فرمالیته و صوری دانشگاه ها و مراکز صنعتی ، کشاورزی ، خدماتی و فرهنگی برقرار شود.
پژوهش در دانشگاه ها بایستی از حالت فعلی که عمدتا ادامه همان بروکراسی دولتی است ، خارج شود و با اعتبارات کافی از یک سو و فعال کردن کانال های واقعی حضور دانشگاهیان در محیطهای کاری از سوی دیگر و تشخیص نیازمندی های علمی – فنی مراکز تولیدی و اجرایی و اطلاعات ، روح علمی در دانشگاهیان اعم از استاد و دانشجو دمیده شود. باز هم یادآوری می کنم که ایجاد شبکه های فناوری نوین ارتباطات بستر فنی و سازمانی این هدف را فراهم خواهد کرد.

۶ – ایران بتازگی پیشرفت قابل قبول در حوزه فناوری نانو داشته است؟ با توجه به جوانی این علم ، عرصه مناسبی بر رساندن ایران به سطوح بالای این رشته در جهان وجود دارد. با توجه به کاربردهای وسیع این رشته ، شما چه برنامه ای برای آن دارید؟ آیا از روند طی شده در این خصوص رضایت دارید؟ (چرا؟) و برنامه شما برای ادامه این تحقیقات چیست و چه سطح مطلوب و دست یافتنی ای را در پایان دوره ۴ ساله ریاست جمهوری خود در این حوزه ترسیم می کنید؟

احمدی نژاد:
با تقدیر از تلاشهای صورت گرفته در چند سال اخیر برای شکل گیری هسته های مطالعاتی و تحقیقاتی در حوزه نانوتکنولوژی و دستاوردهای حاصله ، برای تداوم این قبیل فعالیت ها، برنامه های ذیل مدنظر می باشد:
۱- توسعه منابع انسانی به منظور نهادینه سازی علوم ، فناوری و صنعت نانو و ارتقای قابلیت های برنامه ریزی و مدیریت بر این دانش.

۲- ایجاد چارچوب و شبکه مورد نیاز برای ارتباط فعال بین نهادها و عناصر فعال موجود و سپردن ماموریت های آموزشی ، پژوهشی ، فناوری و تجاری کردن بین آنها.
۳- پشتیبانی مالی قابل اعتماد از توسعه فناوری نانو.
۴- اصالت داری به فعالیت های مهندسی و طراحی در تولید و صنعت ، پشتیبانی دایمی از پژوهش های کاربردی و توسعه ای ، فعالیت های مهندسی و طرحها با محوریت تقاضای بازار و ماموریت گرا کردن پژوهش های بنیادین.
۵- توسعه کاربردهای بیوتکنولوژی در صنعت و دامپروری ، فرآورده ها و محصولات میکربی (صنایع تخمیری بیوتکنولوژی) ، بیوتکنولوژی غذایی بیوتکنولوژی دریایی ، داروهای گیاهی (متابولیست های ثانویه گیاهی) ، بیوتکنولوژی در بخش جنگل و مرتع.

قالیباف:
– روند پیشرفت رشته نانوتکنولوژی در کشور الحمدالله رضایت بخش بوده است. مشکل اصلی این است که این مقدار پیشرفت در شرایطی به دست آمده است که مدیریت و متخصص این رشته تحت یک وضعیت حداقلی و با اتکا به استعداد و مسوولیت ملی و مکتبی دستاوردهای فعلی را داشته اند چنانچه در این خصوص فرآیند تحقیق و پژوهش ملی فعال شود و چنانچه امکانات دسترسی به شبکه های فناوری نوین اطلاعات به طور جدی در سطح ملی در اختیار عموم باشد ، ذوق و استعداد صدها هزار ایرانی در این رشته خواهد درخشید و آن گاه می توان مطمئن بود که به سطح مطلوب فناوری نانو دسترسی پیدا خواهیم کرد. دولت آینده از این تحقیقات به طور جدی پشتیبانی خواهد کرد.

سپاس از خاتمی

این روزها بسیار درباره انتخابات سخن گفتند و شنیدیم و هزار مرد و زن کار آزموده وادی غریب سیاست در آن اسب تازیدند و هریک از ظن خود یار غار شد و هزار راه نمودند و هزار راه بستند و شاید دیگر سخنی نمانده باشد که در این آخرین لحظه ها زده شود که نه من آشنای این راهم و نه قصدی دارم که دلیل راه دیگری باشم .

اما ۸ سال پیش را به خاطر دارم .
در چنین ساعاتی که آخرین دقایق فرصت تبلیغات ریاست جمهوری بود من هم به همراه بسیاری دیگر در خیابانها بودم و عکس مردی را که امیدوار بودم انسانی باشد انگونه که شایسته نام ایران است در دست داشتم و پس از ماهها که در بحث و نقد بودیم و در فضای سیاسی ان روز دانشگاهها نفس می کشیدیم از آخرین دقایق سود می جستیم تا شاید رویایی بسیار دور از ذهن به واقعیت تبدیل شود.
بامداد شنبه در حیاط دانشکده ریاضی زمانی که شنیدم خاتمی با رایی باورنکردنی از رقیب خود جلو است و ناطق نوری باید تا پیش از ظهر متن پیام تبریک خود را آماده کند به جای شادی پیروزی سوالی وجودم را فرا گرفت. آیا ۴ یا ۸ سال بعد که او از صندلی ریاست جمهوری برخواهد خواست وجدانم راحت خواهد بود؟ آیا از کاری که کرده ام راضی خواهم بود؟
امروز پاسخ این پرسش ۸ ساله را گرفتم .
امروز خشنودم که ۸ سال پیش تمام تلاشم را کردم تا مردی برروی‌این صندلی بنشیند که به قولی بزرگتر از اندازه های این صندلی بود. امروز خوشحالم که بر خلاف حرفهای بسیاری که یا نمی بینند یا نمی خواهند ببینند ‌، می بینم که جامعه ما گامی به جلو حرکت کرده است و سیاست ما مردی را دیده است که اگر تمامی حقیقت را به مردم نگفت به آنان دروغ نگفت و رنگ عوض نکرد و از آبادی نگفت که به اتکای تانکهایش راه به ویرانی بسپارد و. از فرهنگ نگفت تا با هرچه می تواند به نابودیش برخیزد .
صادق گفت و اگر همه انچه را می خواست و می خواستیم نکرد اما انچه کرد و انچه کردیم کم نبود.
خاتمی ،‌از تو سپاسگزارم به واسطه آنکه چنان کردی که امروزببینم اشتباه نکرده بودم .
سپاسگذارم که شریف ماندی و خندان از قدرت می‌روی .
آیا جوانان و پیران و دانش اموزانی که این روزها با هزار و یک قیافه و شمایل به تبلیغ تحریم انتخابات می پردازند و تنها بهانه آنها ان است که مگر خاتمی چه کرد که دیگری بکند آیا فراموش کرده اند که تا پیش از ۲ خرداد ۷۶ ایرا ن را چگونه وضعیتی بود ؟ و یا انانکه برای‌ دیگرانی‌ که می شناسیم سر و دستار می اندازند تمام تاریخ را فراموش کرده اند؟
از خاتمی سپاسگذارم و از او عذر می خواهم اگر همانند بسیاری از هموطنانم لحظاتی که او نیاز داشت با او نبودیم و همچون لحظات بسیار تاریخی مردی را جلو درا کردیم و آنجا که به کمکی می خواندمان نبودیم
نمی دانم فردایی که از قدرت کنار روی و سالها بگذرد و اسناد منتشر شود آیا تو را هنوز هم اینگونه که امشب خطاب می کنم مخاطب خواهم ساخت یا نه . اما اکنون به قدرت عقل و استدلال از تو سپاسگذارم.
تو امشب شادتر از همه ایرانیانی که سرانجام کلاه بر سر دیگری خواهی گذاشت اما کاش بداند کسی که تکیه بر این جای خواهد زد که نه هرکه سر تراشد قلندری داند.
درودت باد و شاد زی

«ممکن است این یادداشت که بر خلاف روش جاری‌من در این دفترچه مجازی نوشته شده اعتراض بسیاری را بر انگیزد اما گمان می‌کنم به اندازه یک یادداشت اجازه تشکر از مردی را داشته باشم که معتقدم به کشوری که دوستش دارم خدمت کرد . اگر اشتباه کرده ام تاریخ نشان خواهد داد»

 

ما نیز مردمانیم

برای چندمین بار در این چند ماه اخیر موضوعی برایم مطرح شده که امیدوارم فقط توهم باشد و نه چیزی دیگر.
چندی پیش یکی از دوستان که مدتی هم سر یکی از کلاسهایم می آمد ،‌ به من گفت شما ها (یعنی من و دوستانم که به تدریس و فعالیت نجومی اشتغال داریم)‌ برای بسیاری از بچه ها تبدیل به یک بت و نمونه و الگو شده اید که حتی برخی اوقات می ترسند از شما سوال کنند و زمانی که برایش توضیح دادم که تمام تلاش ما ( یا حداقل من )‌این بوده که نه در کلاسهایم و نه در برخوردهایم هیچگاه رخت و لباس معلمی جدی را به تن نکنم و با کسانی که به آنها مطلبی می گویم مثل بقیه رفتار کنم ،‌بهم توضیح داد که به همین دلیل آنها فکر می کنند با گونه ای جدید از بتهای رایج خودشان سرو کار دارند !
چند شب پیش نیز در بحثی که با دوستان در خصوص وضعیت نه چندان مطلوب جامعه نجوم آماتوری ایران ( یا حداقل تهران) داشتم به نکته جالبی اشاره کرد که برایم شوکه کننده بود . این دوست ( که اتفاقا از مدرسان باسابقه نجوم و از اماتورهای بسیار فعال و سرشناس کشور است) معتقد بود بسیاری از این نابسامانیها به گردن خود ما است چرا که بسیاری از کارهایی که انجام داده ایم اشتباه تفسیر شده یا به قول او به برخی از مسایل بیش از آنچه سزاوار بود بها داده ایم و از ابزارهای غیر درست استفاده کرده ایم و اینک اگر به خاطر جوی که مثلا در پی سفر به قطب جنوب ایجاد شد عده ای تصمیم بگیرند به گوشه ای از دنیا بروند و اتفاقی برای آنها بیفتد شما مقصر هستید که از ابتدا راهی را مطرح کردید که افراد می توانند به ان به عنوان وسیله ای برای کسب محبوبیت و معروفیت نگاه کنند.
شاید اگر این حرفها را جای دیگر می شنیدم برایم قابل قبول بود اما در این مدت هرچه کلنجار می روم نمی توانم درک کنم چرا ما مقصریم .
آیا گناه ما غیر از این بوده است که تصمیم گرفتیم به جای اینکه در گوشه خلوت اتاق کارمان کار کنم دیگران را نیز به عرصه ای دعوت کنیم که این دعوت جز انرژی عظیمی که از ما می گرفت چیزی عاید ما نمی کرد؟
آیا غیر از این بوده است که سعی کرده ایم زیباییهای آسمان را با دیگران نیز تقسیم کنیم ؟
آیا گناه ما غیر از این بوده است که از هر ابزاری استفاده کردیم و از هر بهانه ای سود جستیم تا مردم متوجه آسمان شوند و بدانند در چه دنیایی زندگی می کنند و همواره نیز گفته ایم و تاکید کرده ایم ما هم کامل نیستیم و این راهی است که می توان با هم ان را طی کرد؟
آیا گناه ما جز این است که سعی‌کردیم به جای قهر با مردم دانسته های‌اندک خود را نیز با بقیه شریک شویم ؟
آیا تقصیر ما جز این است که سعی کردیم نشان دهیم می توان گونه ای دیگر کار کرد و مفید بود و قالبهای دست و پا گیر را نیز رها کرد؟
اگر کسی از این نحوه زیستن ما اشتباه برداشت کرده است آیا مقصر ماییم؟
آیا ما باید متهم شویم که چرا هنوز در آموزش بچه های این سرزمین به آنها اموخته نمی‌شود خلاق باشند و راه های‌گوناگون را امتحان کنند؟
آیا ما پاسخگوی تنبلی ذهنی کسانی هستند که برای‌هر کاری حتی نجوم آماتوری که چیزی جز عشق و علاقه نیست دنبال نسخه ای اماده و پیچیده شده می گردند؟
آیا ….‌؟‌
شاید پاسخ همه این پرسشها مثبت باشد در این صورت من به عنوان کسی که نقشی در فرایند داشته است معذرت خواهی بزرگی به این جامعه بدهکارم و اگر روزی به این نتیجه برسم که ادامه فالیت من باعث ادامه این انحرافها می‌ شود ‌به خصوص اینکه نه غیبگویم که آینده هر اقدامم را در سالهای بعد ببینم نه توانایی‌برائت کامل از خطاها را دارم (‌که در بهترین شرایط و در فرض ایده آل من هم انسانی مانند دیگرانم) لحظه ای در بدرود گفتن با تمام فعالیتهای عمومیم درنگ نخواهم کرد.
اما سوالی آزارم می دهد یعنی تمام آنچه به خاطرش تلاش کرده ایم صرف راهی شده است که بر علیه آن قیام کرده بودیم؟‌

هزار باده ناخورده

دوستانم بابک امین فرشی،‌شادی حامدی آزاد و سیاوش صفاریان پور از سفر طولانی خود به آمریکای مرکزی بازگشته اند و توانسته اند خورشید گرفتگی دوگانه را در پاناما رصد کنند.
حمید خداشنانس نیز از سفری که خود موفق می خواندش به ایران بازگشت.
چندین سخنرانی و نمایش اسلاید و مستندی که قرار است ساخته شود تا کنون ره آورد این سفرها بوده است اما نکته مهمتری در پشت این سفر ها وجود دارد.
در چند هفته ای که از پایان این سفرها گذشته است موج جدیدی در عرصه نجوم آماتوری برخاسته است. جمع کثیری از جامعه نجوم اماتوری ایران (‌کل این جامعه حدود ۷ یا ۷ هزار عضو فعال در ایران دارد)‌به تکاپوی آماده ساختن خود برای انجام سفرهای دور ودراز برای رصد گرفت بعدی خورشید افتاده اند . تا کنون چندین مرکز خبر از سامان دادن تورهای گروهی برای ترکیه داده اند و جمع کثیری در قالب گروههای چند نفره به فکر جذب حمایت برای سفر به مصر و لیبی و … افتاده اند و تقریبا همه انها – که در بینشان از سن و سال ۱۴ – ۱۵ سال تا بزرگسالان وجود دارد – هدف خود را رصد گرفت ُ‌جمع آوری داده های علمی !‌و ساخت مستند از این سفرها اعلام کرده اند . گویا اگر بسیاری سفر به قطب جنوب را یک استثنا می دانستند سفر پاناما باعث شد تا انها این روند را قاعده ای کامل بدانند و شادمان از یافتن عرصه ای جدید آمده اند تا بخت خود را در ان بیازمایند.
شاید بسیاری ایجاد این عرصه را خبری خوب برای جامعه نجوم ایران بدانند اما من چنین نمی اندیشم.

به نظر می رسد این بار نیز تنها موجی ایجاد شده باشد و گروهی در میانه پر هیاهو و پر کشش ظاهر این سفرها سودای آن را به سر گرفته اند اما آیا انان برای این کار آماده اند؟
من مطمئنم پاسخ این پرسش به آشکاری خیر است.
آیا علاقه اولیه مجوز کافی برای دست زدن و آزمودن هر نا آزموده ای به دست ما (‌منظور جامعه نجوم اماتوری ایران است ) می دهد؟
بسیاری از افرادی که از اکنون خود را مشتاقانه برای سفر به صحراهای آفریقا اماده می کنند،‌ با دیدن و شنیدن گفتنی ها و شنیدنیهای سفر های گرنات مایزر و بابک امین تفرشی به سودای این سفر افتاده اند اما آیا از پشت پرده این سفرها هم مطلعند؟‌ آیا می دانند برای به انجام رساندن هریک از این سفرها باید چه امادگیهایی را کسب کرد؟ آیا خود را برای شرایط غیر منتظره ای که در این سفرها برای آنها ممکن است پیش آید آماده کرده اند ؟‌و از همه مهمتر آیا خود را برای نمایندگی از حیثیت نجوم آماتوری ایران و از آن مهمتر نام ایرانی ،‌ انهم در این شرایط حساس اماده کرده اند؟
من آدم سیاسی نیستم ولی می دانم در خارج از کشورم چه دیدگاههایی نسبت به ما وجود دارد و می دانم هر حرکت کوچک می تواند چه آبی باشد بر اتش یا بنزینی بر آن !
چه عاملی باعث شده است خورشید گرفتیها که تا دیروز چندان مهم نبود به یکباره برای این جامعه تا این حد اهمیت یابد؟
به نظر من مشکل اینجاست که ما قوه تخیل و ابتکار خود را از دست داده ایم
زمانی با راه افتادن نخستین سایت نجوم فارسی زبان کشور همه به دنبال طراحی وب سایتهای انچنانی می روند. نتیجه اینکه با گذشت چند ماه از نظر عددی بیترین سایتهای نجومی را داریم و از نظر محتوا ُ‌هیچ . وفعه دیگر برنامه تلوزیونی آغاز می شود و همه نا گهان سودا‌ی تهیه کنندگی برنامه های نجومی به سرشان می زند.
بار دیگر دنباله دارها باب می شند و ناگهان همه تصمیم می گیرند شکارچی دنباله دارها شوند.
اینک المپیاد و بازهم سودای مدالهای رنگارنگ آن مدی برای نجومیها !
د حالی که باید به خاطر داشت کسانی که بار نخست این عرصه ها را معرفی کرده اند دغدغه هایی داشته اند و تجربه هایی آزموده اند و نتیجه ان چنان شده که امروز دیده می شود . اگر سفرهای بابک و گروه همکارانش، موفق بوده است به واسطه تجربه بی نظیر او در نجوم ُ‌تسلط و شناخت او بر مفاهیم نجومی و شناخت کامل از شراایط اجتماعی و فرهنگی و تاریخی ایران و اهداف سفر و آشنایی با مشخصات مقصد سفر بوده است.
روح نیروی خلاقه باید به کالبد جامعه نجم اماتوری ایران وارد شود وگرنه روزهای بدی در انتظار ما است.
هزار باده ناخورده در رگ تاک است هنوز گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

باز ما ماندیم و شهر بی تپش!

زمان گذشت،‌ فرصت امیدواری به پایان رسید و او نیامد ….
شاید برای آنکه «اگر انجا که باید باشی ،‌نباشی فرقی نمی کند به نماز نشسته باشی ،‌یا به شراب نشسته باشی»

 

۱۰ رویداد برتر علمی سال ۱۳۸۳

روز چهارشنبه ۱۷ فروردین سال جاری روزنامه جام جم در صفحه دانش خود اقدام به انتشار مقاله ای کرد که از جهات مختلف قابل بررسی است .
بر اساس رسمی قدیمی معمولا نشریات گوناگون سعی می کنند در آستانه سال جدید به معرفی رویدادهای برگزیده در حوزه تخصصی خود بپردازند. این امر مساله تازه ای نیست اما آنچه در این کار جالب بود این است که شاید برای نخستین بار در تاریخ روزنامه نگاری علمی ایران (‌البته تا جایی که من می دانم) معرفی ۱۰ رویداد علمی سال ۱۳۸۳ بر اساس ترجمه نشریات دیگر رخ نداد بلکه روزنامه جام جم با نظر خواهی از مراکز علمی و پژوهشی جهان این موارد را معرفی کرد . حدود ۱۵ سازمان و موسسه و وزارتخانه داخلی و بیش از این تعداد مرکز علمی خارجی ( از NASA و ESA و مجله Science‌و …) در این نظر سنجی مورد پرسش واقع شدند تا نتیجه نظر انها از سوی ویراستاران علمی جام جم تدوین و اعلام شود.
نکته جالب ماجرا در نحوه اعلام این ۱۰ خبر و اولویت انها نیست (‌که به هر حال در این گونه انتخابها اختلاف نظرهایی هم هست )‌اما آنچه مهم است انکه از بین مراکز ایرانی که از ۲۰ روز زودتر فاکس درخواستهای ما به دست آنها رسیده بود تنها معاون محترم پژوهشی وزیر علوم و تحقیقات و فناوری ، جناب دکتر رضا منصوری که مدیریت مسولی دو نشریه علمی نجوم و دانشگر را نیز بر عهده دارند به درخواست ما پاسخ دادند و پاسخ ایشان نیز چنین بود « متاسفانه فرصت ندارم»
بنابراین آنچه انتخاب شد گزینش من و همکارانم از میان پیشنهادهای نهادهای خارجی بود.
جالب آنکه دکتر منصوری چندی قبل در سرمقاله ماهنامه دانشگر سرمقاله زیبایی در باب اولویت داشتن دانشمندان ایرانی بر خارجی و ضرورت جا افتدن این دیدگاه که تقی و حسن و لقب دکتر نقصانی نسبت به مایک و جان و لقب پرفسور ندارند نوشته بودند.
به راستی چگونه باید رشد علمی یک کشور را باور کرد در حالیکه افراد فعال در حوزه علمی آن رفتارهای حرفه ای و اخلاقی حرفه خود را باور ندارند.
چر باید دانشمندی یا روزنامه نگاری در صدها کیلومتر آنسو تر بدون آنکه خبری از روزنامه نگاری ایرانی داشته باشد در پاسخ درخواست ایمیلی یک خبرنگار ساده ایرانی در کمتر از ۴۸ ساعت فهرستی از ایده های خود را برای او بفرستد اما دانشمندان هموطن او (جز یک نفر )‌حتی به درخواست او جواب منفی هم ندهند؟
می خواستم گلایه کنم از روزنامه که این رویداد کمتر تجربه شده در ایران را چرا در صفحه اول خود منعکس نکرد و چرا دیگر روزنامه ها نسبت به آن واکنش نشان ندادند اما می بینم چه انتظاری می توان داشت وقتی بزرگان علمی ما هنوز به این کارها به چشم سرگرمیهای بی ارزش نگاه می کنند.
راه برای رفتن هست اگر بیاموزیم که شعار دادن کافی نیست . حرفهای زیبا ممکن است تهییج کننده باشد اما تا وقتی به جامه عمل در نیایید هیچ ارزشی ندارد
دوستان و استادان دانشمند و مسولین علمی کشور بیایید در کنار یادگیری مبانی حرفه ای علمی بودن اخلاق و وظایف جنبی آن را نیز بپذیریم .

صندلی که برای ما داغ بود

یکی از برنامه هایی که جایش در تلویزیون ما خالی بود برنامه های از جنس Talk show ‌یا گفنگوهایی ویژه باافراد مختلف است . نمونه بی نظیر این برنامه ها در شبکه های مختلف تلویزیونی جهان اجرا می شود که شاید یکی از مهمترین آنها برنامه معروف لری کینگ در CNN‌و Hard Talk‌ در شبکه BBC‌ است که به واسطه مطالعه دقیقی که در انتخاب میهمانان انجام می شود و تسلط اجرا کننده این برنامه ها بر موضوع نوعی سندیت اجتماعی پیدا کرده است.
امروزه بیشتر از آنکه حضور یک میهمان در برنامه لری کینگ باعث اعتبار این برنامه شود ‌،‌ این حضور باعث اعتبار آن شخص خواهد شد.
در ایران نیز چندی است در مباحث سیاسی دو برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه ۲ سیما با اجرای مرتضی حیدری و برنامه تا نتها در شبکه خبر سعی کرده اند این نقیصه را رفع کنند اما اکثر میهمانان این برنامه ها به واسطه ذات سیاسی برنامه از میان چهره های اقتصادی ، سیاسی یا اجتماعی انتخاب می شوند.
ظهور برنامه صندلی داغ با قالب نسبتا جدید و اجرای فردی ماهر چون داریوش کاردان باعث شد تا این نقیصه تا حدی رفع شود اگرچه این برنامه با اجرای منوچهر نوذری با افت اجرایی خاصی روبرو شد اما با حضور بازیگری چون نجفی با ویژگیها و کارکتارهای شخصیتی ویژه و تحرک فراوان بار دیگر این برنامه را در معرض توجه قرار داد. اما بحث من در مورد این برنامه و نحوه اجرا و فاصله آن با استانداردهای چنین برنامه ای نیست . بحث من تنها به حول حضور یک میهمان ویژه نوروزی در این برنامه محدود می شود
حمید جدیری خداشناس
مردی که در معرفی او از صفاتی چون منجم ‌سیاح و پژوهشگر یاد شد و از او به عنوان یککارشناس نجوم سخن به میان آمد .
نمی دانم آیا آقای خداشناس از اعطای این صفات به خود آگاه بود یا نه اما این باری از تقصیرات برنامه سازان کم نمی کند.
همانگونه که در بالا نوشتم آنچه باعث اعتبار چنین برنامه هایی در دنیای رسانه شده است تسلط و اطلاع مجری و برنامه سازان از محتوای بحث است و این همان چیزی است که در این برنامه خاص نبدش بسیار چشمگیر و تاسف برانگیز بود.
اگر مجریان و برنامه ریزان این برنامه اندکی از نجوم اگاهی داشتند صفت اخترشناس را برای فردی که نمی داند ستاره سهیل از اندکی جنوبتر از تهران دیده می شود به کار نمی بردند و صفت پژوهشگر را برای مردی ک حتی یک مقاله علمی یا حتی طرح یک پژوهش میدانی را در کارنامه خود ندارد استفاده نمی کردند.
درباره آقای خداشناس و سفرقطب جنوب داستانهای زیادی وجود دارد که به احترام حضور بابک امین تفرشی در آن سفر از بازگو کردن انها می گذرم اما چه خوب است اگر همه ما جایگاه واقعی خود را بدانیم
آقای خداشناس در جایی که مردی چون فرد اسپناک (‌که اتفاقا عکس او با شما زینت بخش سایت شخصی شما www.mreclipse.ir‌است و بسیار ادعای دوستی او را دارید )‌با هزاران صفحه اینترنتی مقاله و کار محاسباتی و عهده دار بودن سمت استخراج گرفتهای خورشیدی در ناسا نام سایت خود را www.mreclipse.com‌ می گذارد . شما با چه جراتی چنین عنوانی را برای صفحه شخصی خود بر می گزینید ؟
آقای خداشناس باور کنید شما کار بزرگی را در ایران آغاز کردید . شما ثابت کردید می توان بدون کمکهای دولتی دست به کار بزرگ زد و رویاهای بزرگ دست یافتنی هستند .
باور کنید شما توانستید بسیاری از سدهای ذهنی را بشکنید و بار کنید سیاح و رصدگر گرفتهای خورشید بودن عنوان کمی نیست . چرا سعی می کنید با ورود به عرصه هایی که در آنها تبحری ندارید نام خود و ارزش کارهای خود را زیر سوال ببرید ؟
شما عاشق آسمان و گرفتهای خورشیدی هستید و این مساله قابل احترام است اما باور کنید همانقدر که این موضوع محترم است همان اندازه نیز زمانی که شما وارد مقوله چون تعریف پروژه هایی می شوید که از نظر علمی تنها می توان از واژه نامناسب مسخره برای توصیف آنها سود جست به خودتان و کار بزرگی که آغاز کرده اید ضربه می زنید .
آقای خداشناس و دست اندرکاران برنامه هایی چون صندلی داغ باور کنید جامعه نجوم ایران و به ویژه نجوم اماتوری ایران رشد چشمگیر چند سال اخیر خود را راحت به دست نیاورده است . پس بیایید اگر نمی توان چیزی بر آن افزود چهره آن را نیز خراب نکنیم .
آقای خداشناس شاید از من به خاط نوشتن این سطور ناراحت شوید اما مهم نیست . چراکه شما می توانید جایگاه بزرگی در رشد نجوم آماتوری ایران داشته باشدی و نقشی مهم را در این میانه بازی کنید اگر اسیر توهم نشوید …

داستان ما و سهروردی

روز گذشته در دبیرستان فرزانگان سخرنانی با عنوان فلسفه اشراق داشتم

قطعا نه من کارشناس فلسفه ام و نه به خودم اجازه می دهم در خصوص مساله فنی مثل فلسفه انهم از نوع اشراقی آن صحبت کنم اما به دلایل مختلف این بحث را مطرح کردم.

مهمترین دلیلم جایگاه کنونی ما از لحاظ علمی و نیازی است که به جهش علمی داریم . شاید عجیب به نظر بیاید که چنین مطلبی چه ربطی به سهروردی و فلسفه اشراق دارد .

در واقع آنچه مایه نگرانی جدی در جامعه علمی ما است وجود دیدگاهی ژیشرفت گرا . ژیشرو است که متاسفانه راه رسیدن به آینده را در انکار گذشته خود می بیند. دیدگاهی از نظر او نه تنها شرایط فعلی شرایطی مطلوب نیست (‌که من هم با انها هم اعقیده ام ) که هرگونه توجهی به میراث گذشته کشور باعث از دست رفتن فرصت نگاه به آینده است.

این دیدگاه از دید من خطرناک است چراکه ملتی که نتواند از گذشته خود درس بگیرد ناچار به تکرار اشتباهات گذشته است و اگر یک کشور را از پشتوانه فرهنگیش خالی کنیم با تکیه بر چه پتانسیلی باید را ه پیشرف را طی کرد؟

سهروردی نمونه ای تاریخی از مواجه با دو ددیگاه پیشرو سنتی در فلسفه بود که راه میانه ای را برگزید

او مبانی حکمت خسروانی ایران را ( به عنوان شکوه گذشته)‌با اصول فلسفه اسلامی (‌به عنوان واقعیت موجود زمان)‌آمیخت تا راه نویی به سوی آینده به دست آورد و از همین باب سهروردی رمزی است از آنچه امروز باید در جامعه علمی ما نیز رخ دهد.

نه باید اسیر گذشته ماند نه آن را رد ،‌انکار یا فراموش کرد.

ما ایرایانی هستیم با بیش از ۱۰۰۰۰  هزار سال تاریخ مدنی مستند که در شزایط سال ۱۳۸۳ زندگی می کنیم و جایگاه ما با استعدادهای ما مناسب نیست

اگر هر یک از این ۳ گزینه را فراموش کنیم فاجعه ای منتظر ما خواهد بود


نگاهی به انتخابات آمریکا

سرانجام انتخابات پر تنش دوم نوامبر با پیروزِ‌ی قابل پیش بینی اما پر شک و شبهه جرج واکر بوش به اتمام رسید .

ساعاتی بعد از قبول شکست توسط جان کری،‌ گروه کثیری از طرفداران او در محلی که وی رقابتهای انتخاباتی خود را ۲ سال پیش از آنجا آغاز کرده بود گردهم آمده بودند ،‌ دقایقی بعد کری و ادواردز به همراه خانواده های خود و در حالی که به شدت تشویق می شدند وارد این محل شدند تا آخرین نطق خود در زمینه انتخابات ۲۰۰۴ را بیان کنند.

ادواردز با تشکر از همه افرادی که آنان را یاری رساندند این شب را پایان رقابتی سخت و دو ساله دانست و اعلام کرد از بامداد فردا و به احترام ارایی که برای جهانی بهتر به صندوقها ریخته شده مبارزات خود را برای ساخت امریکایی بهتر آغاز خواهند کرد.

او در حالی که کری را یک آمریکایی بزرگ و نمونه خواند تریبون را در اختیار رقیب خود در انتخابات داخل حزبی ۲ سال پیش و همکارش در طی این دو سال گذاشت .

کری در حالی که شمایل وحرکات او بیش از رقیب پیروزش برازنده رییس جمهور سرمایه دار ترین کشور جهان می مانست (‌همانطورکه کریستین امانپور در گزارشهای خود بارها از او به نام رییس جمهور کری نام برد) سخنان خود را با تشکر از همه مردمی که امیدهای خود را در دستان او گذاشته بودند آغاز کرد و پایان مبارزه طولانی ۲ ساله خود را آغازی بر مبارزه جدی تر نامید  که با شناختی که طی ۲ سال گذشته از خواستها و نیازهای آمریکا و جهان به دست آورده است ثابت قدم تر در آن گام برخواهد داشت .

وی ضمن تبریک به رقیبش به ادامه تلاش برای رسیدن به اهدافی که در تمام طول مبارزات خود بر آن پا فشرده بود تاکید کرد و در این میان بار دیگر به ضرورت گسترش علوم و کشفیات علمی تاکید کرد .

John Kerry:«I believe that what we started in this campaign will not end here. And I know our fight goes on to put America back to work and make our economy a great engine of job growth. Our fight goes on to make affordable health care an accessible right for all Americans, not a privilege. Our fight goes on to protect the environment, to achieve equality, to push the frontiers of science and discovery, and to restore America’s reputation in the world. I believe that all of this will happen — and sooner than we may think — «because we’re America. And America always moves forward

من نمی دانم آیا در این انتخابات تقلبی صورت گرفت یا نه اما به هر حال واقعیت موجود این است که (حتی با فرض قبول انتخابات)‌ در حدود نیمی از اعضا کالج الکترال و در حدود نیمی از مردم آمریکا بوش را بر کری ترجیح دادند و سوالی مهم در این بین مطرح است که چرا؟

امارها نشان می دهد از بین موضوعات مختلف نظیر دیدگاههای اقتصادی ، آزادیهای فردی، روابط خارجی ،‌جنگ در عراق و علوم و فناوری جان کری با تفاوت بالایی نسبت به بوش آرای آنها را به خود اختصاص داد و تنها در دو مورد جنگ با تروریست (به لطف پیام ویدیویی اسامه ین لادن پیش از انتخابات) و ارزشهای اخلاقی و مذهبی (به لطف ظاهر سازیهایی نظیر مخالفت با کلونینگ و روابط همجنس گرایان)‌ بوش توانست برتری خود بر کری را به دست آورد .

جامعه آمریکا (‌به اقرار جامعه شناسان این کشور)‌از دو طیف کاملا متفاوت و دارای فاصله فکری فراوان تشکیل شده است. اقلیت نخبه (‌که راهگشای پیشرفت این کشور در حوزه های مختلفند)‌و اکثریت عامه مردم که علی رغم برخورداری از گسترده ترین ابزارهای ارتباط جمعی از سطح دانش عمومی ژایینتر از حد متوسط برخوردارند و اعتقادات آنها تنها در سطح گفتارها باقی می ماند و تنها ظاهر و پوسته ساده مسایل است که آنها را تحت تاثیر قرار می دهد . به همین دلیل این افراد آرای و تصمیمات خود را در جهتی اتخاذ می کنند که در بسیاری از موارد با پیشنهادهای اقلیت موثر نخبه متفاوت است و این بار نیز ظاهر سازی بوش در خصوص ارزشهای دینی توانست مردم آمریکا (‌که بر خلاف تصور اکثریت آنها به شدت مذهبی هستند)‌ را به خود جذب کند.

متاسفانه این احتمال وجود دارد که در ۴ سال آینده سیاستهای مردی که افتخار خود را مطالعه کم می داند و معتقد است روزنامه ها ارزش توجه ندارند و با وجود کاندزولیزا رایس نیازی به مطالعه اخبار روزنامه ها نیست و آمریکا به جای یک رهبر متفکر یک فرمانده نظامی نیاز دارد، باعث ایجاد موانعی اساسی در برخی از حوزه های اساسی دانشو فن آوری شود و نگرانی اساسی در خصوص مساله تحقیقات برروی سلولهای بنیادی و پروژه های فضایی به چشم می خورد.

گذشته از تمام این نکات و گذشته از برخی از اشتباهات و بد شانسیهایی که دموکراتها در راه رسیدن به کاخ سفید با آن مواجه شدند این انتخابات درسی بزرگ  برای ایرانیان به همراه داشت . جان کری و ادواردز از ۲ سال پیش با ارایه برنامه ای منظم و دقیق که تمام زوایای ان روشن و شفاف بود و همه زمینه ها را در بر می گرفت پا در مبارزات انتخاباتی گذاشتند (‌همانطور که ۶ سال پیش از این نیز جرج واکر بوش مبارزات خود را در مقابل ال گور آغاز کرد) در طی دو سال گذشته مردم آمریکا و جهان این فرصت را داشتند تا برنامه ها و دیدگاههای نامزدهای مختلف را محک بزنند و به شخصی ا ی بدهند که برنامه مناسبتری ( از نظر آنان )‌دارد. ۲ سال پیش از این سناتور کری و سناتور ادواردز چهره های ناشناسی برای افکار عمومی جهان و آمریکا بودند و اینک با ۲ سال تبلیغ برنامه خود و به عبارت بهتر به پشتوانه برنامه ای که حداقل از ۲ سال پیش آماده بوده است چهره هایی بین الملل ی هستند گذشته از شکست انها . این تیم توانستند برنامه خود را مقابل دیگان جهان و مردم امریکا بگذارند و مردم نیز طی دو سال اندیشیدیند که کدام گزینه مناسبتراست (و البته متاسفانه گزینه ای را انتخاب کردند که با نظر بسیاری از مردم جهان همسان نبود) . این وضعیت را مقایسه کنید با انتخابات خرداد ماه ایرانیان ،‌حدود ۶ ماه زمان تا تعیین شخص اول کشور ما باقی است و هنوز هیچ کس نمی داند که چه افرادی کاندیدای این پست هستند (شاید رییس جمهور آینده نیزهنوز از این موضوع بی خبر باشد همانگونه که ۸ سال پیش خاتمی بی خبر ازآن بود که کمتر از ۶ ماه بعد باید سکان ریاست جمهوی را به دست بگیرد)

چگونه فردی که در فاصله ۶ ماه به انتخابات قرار است تصمیم بگیرد که آیا وارد رقابتها بشود یا نشود می تواند برنامه ای منسجم داشته باشد؟

برنامه ریزی برای کشوری که در بسیاری از موارد نظیر دستیابی به چرخه سوخت، فناوی پرتاب ماهواره ،‌گسترش سیستم موشکی، ساماندهی وضعیت اقتصادی و مهار تورم از سویی و از سوی دیگر همسایگی غیر مستقیم در دو سوی کشور با کشوری که آن را بزرگترین تهدید جهان می شناسیم و اینک زمام امور آن به دست مردی ماجراجو افتاده است ،‌با چالشهای بسیاری مواجه است نیازمند بررسیهای کامل ،‌امکان سنجیهای دقیق و شناخت نقاط قوت و ضعفی است که قطعا در مدت ۶ ماه نمی توان امیدی به تدوین ان داشت .

ای کاش حداقل در چنین مورد مهمی در دقیقه ۹۰ عمل نکنیم . عرصه تصمیم گیری سیاسی عرصه شطرنجی است که هرچه قدر هم نسبت به حریف برتری ذهنی داشته باشید تنها با کمک یک استراتژی است که می توانید بیدقی برانید و بازی را به نفع خود خاتمه دهید . این قاعده بازی است مگر دستی از غیب در آید  و…